به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 8 از 13 نخستنخست 12345678910111213 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 122
  1. #71
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 آذر 93 [ 17:57]
    تاریخ عضویت
    1393-3-13
    نوشته ها
    89
    امتیاز
    735
    سطح
    14
    Points: 735, Level: 14
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 65
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 220 در 63 پست

    Rep Power
    0
    Array
    به نظر من هنوزم دوست داره....... به هر بهانه ای حالا شده دعوا بهت مسیج میده یا تل میزنه .....اگه دوست نداشت یا واقعا قصدش جدایی بود اصلا سراغتو نمیگرفت....اگرم فقط بچشو میخواست برده بودش بیرون بچه رو دیده بود دیگه دلیلی نداشت به خودت مسیج بده یا حتی تل بزنه....... اما تابلو بود که دلش تنگ شده و میخواسته به بهانه اینکه بری اینا رو از دست پسرت بگیری ببینتت... هرچند که مطمئنن رفته بودی شاید عملا زیاد تحویلت نمیگرفت و یخورده بهت تیکه و متلک مینداخت مطمئنن تمام راه باخودش فکر میکرده میری دم در و اون هم میتونه یکم ژست مردونه بگیره و مثلا دعوات کنه ولی وقتی نرفتی نقشه هاش نقشه برآب شده..........

    آخه دختر خوب وقتی انقدر دوسش داری چرا وقتی هست قدرشو نمیدونی؟؟؟اخلاقت مث مامانمه....هنوز که هنوزه نمیتونه محبتشو نشون بده وقتی بابا ازش دور میشه میره سفر تازه دلش تنگ میشه ولی وقتی بابا پیششه همش عصبانی میشه ...بهانه میگیره....نق میزنه....یا کلا ساکته........

    حالا هم شماصبر کن هیچ عکس العملی نشون نده هرچی گفت عصبانی شد داد زد جواب نده.........بزار خوب خودشو و عصبانیتشو خالی کنه ....بعد نشون بده چقدر پشیمونی...غیر مستقیم و مستقیم بگو که چقدر دوسش داری...وقتی هم آشتی کردین انشالا مشاوره بگیر و عصبانیتتو کمترکن....تا خدایی نکرده خدایی نکرده دیگه این جریانا پیش نیاد....... هربار که این اتفاقا تکرار بشه بدتر از بار قبل میشه...... یباره آدم به خودش میاد که دیگه راهی برای جبران نیست............

    واست دعا میکنم عزیزم

  2. 2 کاربر از پست مفید donya66 تشکرکرده اند .

    آرام دل (سه شنبه 18 شهریور 93), تیام (سه شنبه 18 شهریور 93)

  3. #72
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 15 آذر 93 [ 21:23]
    تاریخ عضویت
    1393-4-19
    نوشته ها
    311
    امتیاز
    722
    سطح
    14
    Points: 722, Level: 14
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 78
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocial3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    958

    تشکرشده 757 در 256 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    47
    Array
    حالا ما رو باش با دوربین فیلمبرداری منتظر دعوا بودیم!!!! ای دل غافل...... چرا آشتی کردین خوووب!!! مردمو الاف کردی خانوم؟؟؟؟؟ باطری دوربینم خالی شد زود باشید دعوا کنید

    دیگه منتظریم

    خانوم شما که این همه لیلی و مجنون هستین چرا آخه؟ منم با نظر دنیا موافقم پسرتون نکته ی انحرافیه قضیه اس. همسرتون به قصد دیدن شما اومده بودن دم در ولی شما بهترین کارو

    کردی که محلش نذاشتی و نرفتی!!! قطعا اومده بوده برا تهدید و دعوا نه منت کشی!!! البته به نظر من چون اینبار کتک خوردین بهتره کوتاه نیاین. یعنی یکم بیشتر کم محلی کنید ولی بعدش

    دوباره حرف بزنید بیشتر از این جناب مجنون رو نترسونید. ولی بذارید حداقل بفهمه خط قرمزی هم بین شما وجود داره و اونم سلامتی شماست.

    خانوم محترم اینکه پول از پدرتون میگیرید و خرج میکنید روش درستی برا جمع کردن پولای شوهرتون نیستا. دیدم میگم!!!

    آخه بیشتر مردا موفقیتشون رو مدیون زن اولشون هستن و زن دومشون رو مدیون موفقیتشون.!!! اجازه ندید همسرتون همچین چیزی حتی به فکرش برسه!!! یکم سختی بدید بفهمه!!!

    خوشحالم که میبینم دعواتون داره تموم میشه. ولی هیچ یه هفته هم نشد عجیبه!!!!

    موفق باشید.

  4. کاربر روبرو از پست مفید تیام تشکرکرده است .

    آرام دل (سه شنبه 18 شهریور 93)

  5. #73
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهنگ 27 نمایش پست ها
    اگر شوهرت خونه داره چرا رهن کنید؟اینجا رو اجاره بدید،خودتون برید خونه شوهرت.
    چرا با وجودیکه شوهرت خونه داره،اینجا زندگی می کنید؟الآن اون خونه چه وضعیتی داره؟مناسب خانواده 3نفره هست؟

    چقدر اجاره می ره؟

    دلارام،نمی دونم آشتی کردین یا نه،به هر حال این ماجرا تموم می شه.ولی با این اخلاقی که داری،دوباره

    سر موضوعی دیگه این دعوا شکل می گیره.پس اول اسمتو به همون زن آشفته تغییر بده،که یادت باشه،

    باید طرز برخوردتو عوض کنی.هر وقت تونستی تو همچین موقعیتی خودتو کنترل کنی،اسمتو عوض کن.

    وقتی بدون تغییر درونی تغییر ظاهری ایجاد می کنی،این باورت می شه که درونتم تغییر کرده،ولی وقتی

    فرصت گیر بیاره خود واقعیشو نشون می ده.

    کسی نباش که با یک باد سرما با یک آفتاب گرمازده می شه.

    ویرایش توسط فرهنگ 27 : سه شنبه 18 شهریور 93 در ساعت 02:57

  6. 7 کاربر از پست مفید فرهنگ 27 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 18 شهریور 93), paiize (سه شنبه 18 شهریور 93), salehe92 (سه شنبه 18 شهریور 93), آرام دل (سه شنبه 18 شهریور 93), خیال تو (سه شنبه 18 شهریور 93), رویای پر کشیدن (دوشنبه 10 آذر 93), شاپرک 114 (سه شنبه 18 شهریور 93)

  7. #74
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array
    عزیزم فکر می کنم خدا رو شکر پدرتون در قید خیات هستند پس قضیه ارث پدری چیه؟
    بعضی وقتها خودمون یک چیزهایی رو خراب می کنیم بعد ....
    به نظرم بیشتر از هر چیز بعد از رفع این بحران نیاز داری با پدر و مادرت یک صحبت جدی داشته باشی.

    یک سوال: ترجیح میدی که راحت خرج کنی و از خانوادت پول بگیری یا با پول کم و با منت از همسرت پول بگیری ولی خانوادت در زندگیت از نظر مالی دخیل نباشن؟ فکر می کنی کدوم برای زندگیت مفیدتره؟
    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  8. 3 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 18 شهریور 93), paiize (سه شنبه 18 شهریور 93), آرام دل (سه شنبه 18 شهریور 93)

  9. #75
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 شهریور 94 [ 00:18]
    تاریخ عضویت
    1393-4-04
    نوشته ها
    481
    امتیاز
    5,996
    سطح
    50
    Points: 5,996, Level: 50
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 154
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,600

    تشکرشده 1,855 در 418 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    جناب فرهنگ تو صحبتام پاسخ شما رو دادم شاید مبهم بوده باشه
    خونه همسرم طبقه چهارمه ماهی 350 اجاره دادند 200 تومان میره واسه قسط یعنی اوت 150 تومان باقیمونده پر!!!یکی دو تومان هم پول رهن گرفتند
    موقعی که پدرشوهرم اومد گفتم من میخوام بیام اونجا زندگی کنم(البته خواسته قلبیم نیست خواستم به همسرم ثابت بشه) مادرشوهرم که کنارم نشسته بود میگه اون خونه واسه علیه چرا خونه به این قسنگی و بزرگی رو ول کنید بیاین اونجا!!پدرشوهرمم گفت اون خونه قسط داره پسرمون دیگه توان قسط دادن نداره
    میخواستی از همون اول نیای پیش پدرت
    پدرت دو تا بچه که بیشتر نداره
    من 6 تا بچه دارم و به همه کمک میکنم!!!(مخصوصا به ما!!!!!)
    من که ازشون دورم همسرم با حرفاشون تحریک میشه حالا مستقیم برم تو دهن شیر
    چند بار خود همسرم بهم گفت اونجا بریم اذیت میشی
    من که از پدرش خونه نمیخوام
    فرهنگ گرامی شما بفرمایید!!الآن این خونه ای که برای منه سندش به نام منه خانوادش باید براش تصمیم بگیرند!؟
    من با همسرم مشورت کردم اونم لج کرد و بهم بد و بیراه گفت و تهدیدم کرد
    خانوادش هم که آتیش بیار معرکه شدند!!
    اسممو عوض نمیکنم چون من واقعا آروم شده بودم اگه همون زن آشفته بودم کارم تنها به خورد کردن وسایل بسنده نمیکرد!!
    هر آدمی ظرفیتی داره میدونی تو این مدتی که آروم بودم چقدر حرف شنیدم!!صبوری کردم چون همسرم بهترین شده بود با محبتاش نذاشت از کوره در برم میگفتم بیخیال مرد به این خوبی دارم!!
    اما همین همسرم واسه خاطر سرمایه من قاطی میکنه
    بر فرض همه راضی بودند و منم رفتم اونجا باز هم مستقل نیست!!

    خانوادش حتی یه زنگ نزدند بگند بیاین باهم آشتی کنید از دوری منو همسرم لذت میبرند چون همسرم به من اهمیت میده و حرفامو گوش میده چشم دیدن منو ندارند

    ممنونم ازتون جناب فرهنگ


    دلجو دلتنگ عزیزم

    من حاضرم تو یه خونه60 متری و اجاره ای هر جا همسرم بگه زندگی کنم اما پولش فقط از همسرم باشه منم از بدبختی خیلی دلسوزم همسرم میکه ندارم دیگه پیله اش نمیکنم شده بهش پول هم دادم من از چند ساله بر همین منوال زندگی کردم قبول دارم منم مقصرم اما دیدگاه اینا این بود که پایین خونه پدرم میشینم پس اونا باید خرجمو بکشند
    الآن خانوادش بلند شدند دارند واسه خونه ام تصمیم میگیرند اگر منم اجازه دخالت در خونه همسرمو داشتم اونوقت یه چیز!!
    اما برادراش واسه خونه اش تصمیم میگیرند با پدرش
    همسرم رودربایسی شدیدی با پدرش داره اما من هر حرفی تو دلمه میگم و هیچ اکراهی هم ندارم

    - - - Updated - - -

    دنیا و تیام عزیز فعلا که آشتی نکرده امیدوارم همینی باشه که شما میگید

  10. #76
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 دی 94 [ 18:30]
    تاریخ عضویت
    1392-7-22
    نوشته ها
    178
    امتیاز
    3,383
    سطح
    36
    Points: 3,383, Level: 36
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    172

    تشکرشده 443 در 158 پست

    Rep Power
    39
    Array
    سلام آرام خانم
    -----------------------------------------------------------
    چون همسرم بهترین شده بود با محبتاش نذاشت از کوره در برم میگفتم بیخیال مرد به این خوبی دارم
    من حاضرم تو یه خونه60 متری و اجاره ای هر جا همسرم بگه زندگی کنم اما پولش فقط از همسرم باشه
    همسرم رودربایسی شدیدی با پدرش داره اما من هر حرفی تو دلمه میگم و هیچ اکراهی هم ندارم
    (جز راست نشاید گفت ، هر راست نشاید گفت)
    منی که چشم دیدنشو نداشتم با اینکه ازش کتک خوردمو بهم بد و بیراه میگه میرم پیراهنشو بو میکنمو گریه میکنم
    تو بد شرایطی گذاشت و رفت همون موقعی که وابستش شده بودم
    یاد محبتهایی که این مدت بهم میکرد می افتم دیوونه میشم

    دلم میخواد زودتر برگرده
    منم میدونم اشتباه کردم اونم جبرانش کرد با زدن من!!
    واسه همینه استرس گرفتم حال روحی خوبی ندارم
    انگار نمیشناسمش خیلی عوض شده
    میخوام بگم تا این حد باهم خوب شده بودیم

    ------------------------------------------------------------------------------
    نوسانهای ذکر شده از همسرتون توی این دو روز نشون میده اونم خودش با خودش درگیره قبول داره اشتباهاتی داشته اما گاهی وجدانش غلبه می کنه گاهی عصبانیتش
    سیگنالهای مثبتی که بهتون میده رو با حفظ عزت نفس و با ارامش پاسخ مثبت بدهید (با یاداوری روزهای خوب گذشته) سیگنالهای منفی رو بدون پاسخ بگذارید
    طبق اطلاعاتی که به ما می دهید نقش پدر و مادر همسرتان کاملا منفی است
    کاشکی می شد با همسرتون تنها باشید خیلی بهتر می شد مدیریت کرد
    صبر کنید همسرتون هنوز اروم نشده
    کاشکی می شد فهمید از درون خانواده همسرتون عصبانیتش شارژ میشه یا نه؟؟؟
    ---------------------------------------------------------------
    دیشب داشتم تو تاپیک خاطرات عاشقانه پست شما رو می خوندم حیف
    ویرایش توسط آونگ : سه شنبه 18 شهریور 93 در ساعت 11:31

  11. کاربر روبرو از پست مفید آونگ تشکرکرده است .

    آرام دل (سه شنبه 18 شهریور 93)

  12. #77
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 مهر 93 [ 16:46]
    تاریخ عضویت
    1392-2-03
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    1,226
    سطح
    19
    Points: 1,226, Level: 19
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 74
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 74 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array
    از دیدگاه اقتصادی درست نیست خونتون رو بفروشید.ملک همیشه ارزش داره و یک پشتوانه محکم برای شماست مخصوصا با این خانواده شوهر که اگر خدای نکرده کار به جدایی کشید شما جایی برای زندگی و سرمایه ایی داشته باشید وگرنه پول که خورده میشه و میره به نظر من از فکر فروش خانه خودتون منصرف بشید که چند سال بعد حصرتش رو نخورید.
    به نظر من در حال حاضر بیشتر روی خودتون کار کنید که بتوانید عصبانیت خودتون رو کنترل کنید و اصلا مثل یک زن آویزون نباشد بهش زنگ و اس ندید و به هیچ وجه عزت نفش و کرامت خودتون رو از بین نبرید مخصوصا در مقابل کسی که دوستش دارید و اون فرد متاسفانه از تربیت و رفتار صحیحی برخوردار نیست.
    اینکه چرا میخواد اذییتتون کنه و اس ام اس میده ریشه در خانواده و وحیطی داره که توش بزرگ شده ولی شما میتونید آلت دست نباشد و اجازه ندید باهاتون بازی بشه با این کارش میخواد احساسات شما رو جریحه دار کنه و به شما الق کنه که شما مقصر هستید و شما همسر خوبی نیستسد و مادر بی رحمی هستید و.... و کلا لیاقت زندگی ندارید و شما هم به گریه التماس کنید که برگرده و هرکاری میکنید تا اون راضی باشه و اینچنین به هدف خودش میرسه.شما رو مثل خمیر بازی میچرخونه و هرجور بخواد شکل میده و اگر دفعه بعد باز اختلاف یا اعتراضی از سوی شما بشه میگه خودت خواستی التماسم کردی که بیامو این داستان تا له شدن کامل شما ادامه داره...
    به عنوان یک زن همیشه سعی کن به خودت احترام بگذاری به شخصیتت به غرورت به مادر بودن.گذشت و صبر خوبه ولی اولویت برای هر انسانی اول کرامت و احترام به نفسشه.
    خودتو با له کردن شخصییتت از بین نبر کسی که آدمو دوست داشته باشه به راحتی جدا نمیشه و اونکه نمیخوادت نمیشه با التماس عاشقش کرد.عشق التماس کردن نیست.
    اگر با این مشکل محکم برخورد نکنی و جدی نگیریش اتفاقای بدتری برات در انتظار خواهد بود.
    به امید روزای آروم و خوشبختی برای شما

  13. کاربر روبرو از پست مفید شقایق تنها تشکرکرده است .

    آرام دل (سه شنبه 18 شهریور 93)

  14. #78
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 شهریور 94 [ 00:18]
    تاریخ عضویت
    1393-4-04
    نوشته ها
    481
    امتیاز
    5,996
    سطح
    50
    Points: 5,996, Level: 50
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 154
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,600

    تشکرشده 1,855 در 418 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    0
    Array
    پسرم بهانه باباشو میگرفت و گفت زنگ بزن واسه بابا بیاد خونه زنگ زدم اولش قطع کرد وبار دوم برداشت گوشیو دادم به
    پسرم باهم حرف زدند بهش گفت بابا چرا خونه نمیای مأموریتت کی تمام میشه:((


    صحبتشون که تمام شد من گوشیو گرفتم گفتم سلام گفت چی از جونم میخوای:((


    گریه ام گرفت و قطع کردم:((


    الآن sms زد گریه نکن به زودی عادت میکنی من که دارم فراموشت میکنم یه دختره نظرمو گرفته طلاقت که دادم باهاش ازدواج میکنم


    میدونم دروغ میگه ولی تحمل این حرفاشو ندارم میخواد حساسم کنه منم هیچ جوابی بهش ندادم خودشم حالش خرابه:((


    نمیدونم تا کی میخواد این بازی رو ادامه بده ولی من صبر میکنم:((

  15. #79
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 19 فروردین 94 [ 10:51]
    تاریخ عضویت
    1393-5-15
    نوشته ها
    70
    امتیاز
    839
    سطح
    15
    Points: 839, Level: 15
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    30

    تشکرشده 149 در 55 پست

    Rep Power
    0
    Array
    رفتار شوهر شما دقیقا مثل یه بچه اس فقط میخواد نازشو بکشی

    صبر کن
    خدایا ما را ببخش به خاطر تمام درهایی که زدیم و هیچکدام خانه تو نبود

  16. کاربر روبرو از پست مفید سلیمانی تشکرکرده است .

    آرام دل (سه شنبه 18 شهریور 93)

  17. #80
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 22 بهمن 95 [ 18:24]
    تاریخ عضویت
    1393-1-30
    محل سکونت
    زیر آسمان خدا
    نوشته ها
    193
    امتیاز
    4,750
    سطح
    43
    Points: 4,750, Level: 43
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 200
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    10

    تشکرشده 916 در 198 پست

    Rep Power
    36
    Array
    سلام آرام جان.
    صبور باش عزیزم. اشتباه کردی و باید تاوانشو بدی. اما زود میگذره گلم. دوستان نظرات خوبی رو گذاشتن برات.
    آرام جان اینکه جوابشو نمیدی و زود قطع می کنی خیلی خوبه.
    عزیزم صبور باش و موضوع جدید پیش نیار. فعلا همسرت افتاده رو دنده لج.
    بی تفاوت باش به کنایه هاش ولی نسبت به خودش بی تفاوت نباش.
    بعدا که خواستید راجع به این روزها سنگاتون رو وا بکنید برگ برنده دست شماست چون سکوت کردی.
    بر می گرده. این حرف هاشم برای اذیت کردن شماست ته دلش این نیست گلم.
    ولی کارش درست نیست. آدم وقتی عصبانیه ممکنه هر اشتباهی رو مرتکب بشه. شما صبور باش عزیزم.

    تا توانی دفع غم از خاطر غمناک کن
    در جهان گریاندن آسان است اشکی پاک کن


  18. 5 کاربر از پست مفید Kamelia-94 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 18 شهریور 93), parsa1400 (سه شنبه 18 شهریور 93), آرام دل (سه شنبه 18 شهریور 93), دختر بیخیال (سه شنبه 18 شهریور 93), سارا تم (سه شنبه 18 شهریور 93)


 
صفحه 8 از 13 نخستنخست 12345678910111213 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:41 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.