به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 51

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 دی 97 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1393-6-05
    نوشته ها
    496
    امتیاز
    17,675
    سطح
    84
    Points: 17,675, Level: 84
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 175
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,385

    تشکرشده 1,898 در 451 پست

    Rep Power
    133
    Array
    بچه ها ممنونم. فقط خواهش میکنم با هم بحث نکنید. یه وقت ناراحتی پیش میاد درست نیست.
    من شرمنده ام، نمیخوام مقابل هم قرارتون بدم.

    پرسیدید چرا با کسی مثل خودم ازدواج نمیکنم، باید بگم که قراره کاملا سنتی ازدواج کنم و به گذشته ی کسی هم سرک نمیکشم تا نخواد. لذا سخته. از طرفی کسی که مثل خودم 5 سال پیش یه کاری کرده باشه و الان مثل خودم بیزار باشه کمیابه معمولا، چه برسه تو ازدواجی سنتی.

    ممنوعیتم به این دلیله که برای اقامت دانشجویی من نزد دفتری اقدام شد که ارزون تر میگرفت. متاسفانه اون دفتر ویزای مراجعینش رو از طریق غیر قانونی داخل میکرده. همزمان با اقدام بنده حکومت متوجه غیر قانونی بودن کار اون دفتر میشه و هم اون دفتر رو پلمپ میکنند و هم کسایی که درخواست ویزا و اقامت داده بودن رو ممنوع الورود میکنند که یکیش من بودم!

    خواهرم متاهله و برادرهام کارشون تجارته و یک جا ثابت نیستند. البته اونها هم متاهلند. من که نمیتونم خودمو سرشون خراب کنم. بحث یکی دو روز نیست.
    کشور سوم هم نمیشه. پدرم اونجا 3 تا فروشگاه داره و 30 ساله اونجاست. بخواد جای دیگه ای زندگی کنه باید اقامتش رو باطل کنه، کارشو رها کنه و این دردسرا.

    در مورد همجنس گرایی باید بگم، به خواست خودم نبود و همیشه مقاومت میکردم. اما اون مدام سعی در تحریکم داشت و گوشم میخوند. یک بار خیلی شکنجه شدم مقابل وسوسه اش، هم آغوشی داشتیم اما رابطه رو خودم با خودارضایی تکمیل کردم. اون به من دست نزد. یعنی مانعش شدم. و البته منم به اون دست نزدم. بعد طردش کردم و با التماس و زاری گفت دیگه تکرار نمیشه. اما سر قولش نبود و چند ماه بعد دوباره به همون روش تکرار شد، یعنی باهاش رابطه نداشتم. فقط باهاش تحریک شدم و خودارضایی کردم. اینبار به کل طردش کردم و یک سالی هست که نیست. خب به هر حال حتی اگر خودارضایی باشه با تحریک اون وسوسه شدم.
    هنوز وقتی یادم میاد التماسش میکردم تحریکم نکنه اشکم در میاد. چون بعد یک سال ترک خودارضایی، به خاطر اون شکستم. خودم هم بی تقصیر نبودم. ولی خب... چه میدونم. بگذریم.

    خودم قبول دارم خلافم خیلی زیاده، اما خب اون موقع مسلمان نبودم. و اون موقع توی دینم نه مشروب، نه سیگار، نه خودارضایی و نه حتی دوستی با جنس مخالف واسم گناه محسوب نمیشد. از وقتی مسلمان شدم اینا رو گذاشتم کنار.حتی خانواده ام فقط مادرمو خواهرم مسلمانند. بقیه نیستند. چه میدونستم چنین روزی اینجوری گرفتار وجدانم میشم.

    تازه پدرم میگه حق ندارم با مسلمان ازدواج کنم. منم که ایراد نگرفتم.

    من خیلی سختی کشیدم. تاوان دادم. دیگه تحمل یه ماجرای تازه ندارم.
    تنها نفس خداست که اگر بر گل دمیده شود انسان می آفریند.

  2. 2 کاربر از پست مفید عشق آفرین تشکرکرده اند .

    maryam240 (دوشنبه 19 مرداد 94), مهربونی... (دوشنبه 07 مهر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:17 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.