این اولین نظری هست که واسه کسی میزارم فقط به این خاطر که الان در همچین موقعیتی که شما هستید هستم
منم بعد 5سال بودن با کسی که عاشقانه میخواستمش الان 5روزی میشه مجبور به جدایی شدم... اونم تو شهر من نیست اما جوری بود که مطمئن بودم به هم میرسیم و حتی فکر نبودنش اشکمو در میاورد اما الان اون روز رسیده و دیگه ندارمش. اونم 1سال سرد شد... عین سنگ... جوری که باورم نمیشد این همه تغییر، باورم نمیشد اون همه دوست داشتنش دیگه نیست... اما تحمل کردم فقط چون دوسش داشتم... اما هرچی بیشتر محبت میکردم بیشتر ازم دور میشد... به جایی رسید که مادر خودش به من میگفت این پسر لیاقت تو و وفاداریتو نداره... منم نمیتونم جلو خونوادم بروز بدم چون از این آدم خیلی تعریف کرده بودم ...و تنهایی دارم با این اتفاق کنار میام... اینا رو گفتم که بدونید شرایط مشابهی دارم.
اما الان تو این 5روز دارم سعی میکنم غرورمو حفظ کنم
پرسیدین چه طور با جدایی کنار بیام و چه راهکاری دارین
کاری که من کردم اینا بود : از تمام برنامه های ارتباطی اومدم بیرون => واتس آپ ، وایبر و .... فقط به این خاطر که نبینمش و وسوسه نشم
الان 5روزه خطمو خاموش کردم
فیسبوکمو دی اکتیو کردم
خلاصه تمام راه های ارتباطیم قطعه
و مهم ترین کاری که من کردم اینه که هر موقع یادش میوفتم میام توی این سایت و مشکلات بقیه رو میخونم و به خودم میگم ببین خوب نگاه کن ، ببین بقیه چه مشکلات بزرگی دارن و خجالت بکش. به خودم میگم خجالت بکش که بقیه با مشکلات بزرگتر از توام مقاومن... پس مقاومت میکنم
دوباره فرداش یادش میوفتم دوباره میام اینجا و همینا رو به خودم میگم
میدونم فراموش کردن خیلی سخته... حتی الان من با نوشتن این پست گریم اومد اما مجبورم بپذیرم
شما هم اگه میبینی نمیشه به هم برسین این کارا رو کن... چون بی دلیل سرد نشده. حتما دلیلی داره
امیدوارم کمکی کرده باشه








علاقه مندی ها (Bookmarks)