سمانه جان اطمینان دارم که نمیاد خونه.. ضمن اینکه خودمم خیلی مایل به دیدارش نیستم وقتی میبینمش خیلی استرس میگیرم.. احساس میکنم غریبه ست دیگه نمیتونم خیلی راحت همه حرفایی که میخوامو بهش بزنم, اما خوب اگه قبول میکرد بیاد منم سعیمو میکردم اما امکان نداره قبول کنه. در مورد اینکه کسی تو زندگیش هست یا نه واقعا نمی دونم. صاحبخانه باز باهاش تماس گرفته که جواب نمیده حتی با دوستاش هم براش پیغام فرستاده که بیا تکلیف خونه رو روشن کن اما همچنان خبری از همسرم نیست. . جالب برام که همسر من که انقدر آبروش براش مهم بود داره این کارا رو میکنه








علاقه مندی ها (Bookmarks)