به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 52
  1. #31
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    مشاوره حضوری تا حالا باهم رفتین تا کم کم بتونین مهارت های مورد نیاز برای ارتباط باهم رو یاد بگیرین؟
    کارشناساهم می تونن احتمالا بهت بگن با توجه به توضیحاتت اخلاقای شوهرت چطوریه و باهاش چطوری رفتار کنی
    شاید به قول شیدا زبان همدیگه رو درست درک نمی کنین
    شاید اگه اون زبان مشترک رو پیدا کنین دیگه ارامش و شادی داشته باشین

    ببین از بودن باهاش چی ها نصیبت می شه و چی ها رو از دست میدی
    از نبودن باهاش چی ها رو پیدا می کنی و چی ها رو از دست میدی
    ببین واقعا می خوای باهاش ادامه بدی یا می خوای جدا شی
    ببین خودت می تونی خودتو اداره کنی هم از نظر مالی هم فکری هم احساسی در صورت جدایی اونم به تنهایی بدون حمایت خانواده؟
    اگه واقعا می خوای ادامه بدی رفتارا و کارای کسی که می خواد جدا شه رو نکن چون بعدش از نتایجش ناراحت میشی

    ادم وقتی اعصابش خورده همه چی تو ذهنش به هم میریزه
    یه کم اروم تر که شدی فکر کن

    ببین می خوایش یا نه
    اگه هم نمیدونی یه ددلاین 6 ماهه میدی به خودت واسه نصمیم گیری. تو این 6 ماه اما عین کسی که م یخوا واقعا زندگی کنه رفتار می کنی با کمک مشاوره ها. بعدش فکر می کنی که چه تصمیمی بگیری

    زندگی مشترک هم سخته انگاری.
    موفق باشی
    ویرایش توسط meinoush : چهارشنبه 26 شهریور 93 در ساعت 21:20

  2. 8 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 27 شهریور 93), m.reza91 (پنجشنبه 27 شهریور 93), nafiseh joon (چهارشنبه 26 شهریور 93), paiize (پنجشنبه 27 شهریور 93), Somebody20 (پنجشنبه 27 شهریور 93), terme00 (پنجشنبه 27 شهریور 93), هم آوا (شنبه 29 شهریور 93), شیدا. (چهارشنبه 26 شهریور 93)

  3. #32
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 بهمن 04 [ 23:26]
    تاریخ عضویت
    1391-8-10
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,664
    امتیاز
    48,038
    سطح
    100
    Points: 48,038, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    8,218

    تشکرشده 6,659 در 1,532 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    381
    Array
    سلام ترمه جان
    امیدوارم الان حالت بهترشده باشه وآرومترشده باشی
    ترمه اول به این سوال جواب بده که میخوای تلاش کنی واسه ادامه دادن یاقصدت تموم کردنه؟
    تصمیمت روبگو
    ترمه به جزاین چندموردی که گفتی درموردخواهرت ابنجوری عصبانی شده مورددیگه ای هم بوده توی این سه سال؟
    اون قضیه که گفتی شیشه اتاق روشکست و...مال خیلی وقت پیشه...ازاون موقع کاری کردی واسه کنترل خشمش و...
    چه کارهایی کردی...
    به نظرم فعلا بحث خیانتهاش روبزاریم کنارچون الان موضوع چیزدیگه ای...هرچندبهم ربط دارن ومیتونیم پی ببریم که چرااین مشکلات روداره...امابهتره فعلا درموردعصبانیتهاش وخشمش صحبت بشه
    عمر که بی عشق رفت

    هیچ حسابش مگیر...

  4. 4 کاربر از پست مفید paiize تشکرکرده اند .

    Somebody20 (پنجشنبه 27 شهریور 93), terme00 (پنجشنبه 27 شهریور 93), هم آوا (شنبه 29 شهریور 93), مهربونی... (پنجشنبه 27 شهریور 93)

  5. #33
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 تیر 03 [ 15:03]
    تاریخ عضویت
    1392-11-03
    نوشته ها
    432
    امتیاز
    14,179
    سطح
    77
    Points: 14,179, Level: 77
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 271
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,639

    تشکرشده 1,769 در 422 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    74
    Array
    دوستان بین ما هیچ اتفاق خاصی نیفتاد ... زندگی روال عادی رو داشت ...
    تا اینکه یک شب مادرم تماس گرفت گفت میخواهیم بریم شهر بازی دوستای خواهرم هم بودن ... گفت اگه دوس دارین شما هم بیاین ... شوهرم گفت من نمیام میخوای بری تنها برو ...
    منم دیدم جو زنونه س فقط پدرم همراهشون میره باهاشون رفتم ... بعد از اون گیر داد که من برای چی بیام خود شیرینی کنم جلوی دوستای خواهرت؟؟ شما میخوایین من به اون و حتی دوستاش احترام بذارم ... منم گفتم خوب باشه حالا که نیومدی اتفاقی نیفتاده .. بعد شروع کرد غر زدن و حرص منو درآوردن ...موضوعات الکی راجع به خواهرمو وسط کشید ... یک هفته رو اعصابم بود از مدیر هم تو تاپیک خصوصی راهنمایی خواستم ولی متاسفانه زود پاسخ نگرفتم و قبل از پاسخ ایشون کاسه صبرم لبریز شد و تصمیم گرفتم خونه رو به قصد جدایی ترک کنم ....
    آدمک آخر دنیاست بخند
    آدمک مرگ همین جاست بخند
    دست خطی که تورا عاشق کرد، شوخی کاغذی ماست بخند
    آن خدایی که بزرگش خواندی، به خدا مثل تو تنهاست بخند ...

  6. #34
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    ما سه ساله که عروسی کردیم دقیقا یک سال هم عقد بودیم
    نقاط قوتش اینه که : وقتی خوبه خیلی خوبه ... سر به سرم نمیذاره ... کنترلم نمیکنه چه از نظر مالی چه موارد دیگه ...خیلی هم مهربونه مثلا اگه یک ماهم خونه نامرتب باشه و لباسش اتو نکشیده باشه باز به من میگه اشکال نداره حالا با هم مرتب میکنیم ...
    اگه دروغگویی و خیانت و این رفتار غیر طبیعیشو ندیده بگیرم دیگه عیبی نداره و رفتارش کاملا دلنشینه ... :)
    من خودم به اين نتيجه رسيدم و به شوهرمم گفتم که: وقتى ما تصميم به ادامه زندگى داريم پس بهتره همه انرژيمون رو براى ساختن زندگى بذاريم...
    شوهرم بعد از اينکه من گفتم حق طلاق رو باطل مى کنم مثل آبى ک روى آتش ريخته ميشه آروم شد و حتى بخاطر اتفاق هاى افتاده هم دلجويى کرد و به قول خودش آشتى کرد و از من انتظار داره ک فراموششون کنم
    ميگه من هيچوقت تهديدارو عملى نمى کردم فقط مى خواستم حساب کار دستتون بياد
    زندگی شما بهتر میشه فقط باید مهارت های لازم رو هر دوتاتون یاد بگیرید
    مقاله های خوبی تو این سایت هست که اقای خاله قزی معمولا آدرساشون رو خوب بلدند . بهتره حتما بخونیشون
    و در کل تو زندگیت هیچ وقت غرور همسرت رو جریحه دار نکن ... آقایون اگر احساس کنن غرورشون از بین رفته کارهای غیرمنطقی انجام میدن
    هم شما و هم همسرتون تمایل دارید با هم زندگی کنید فقط مهارتهای کافی ندارید
    و واقعا اگه بخواهید می تونید
    پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا, و در آن باغ کسی می خواند, که خدا هست، دگر غصه چرا ؟

  7. 4 کاربر از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 27 شهریور 93), terme00 (پنجشنبه 27 شهریور 93), هم آوا (شنبه 29 شهریور 93), شیدا. (پنجشنبه 27 شهریور 93)

  8. #35
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط terme00 نمایش پست ها
    دوستان بین ما هیچ اتفاق خاصی نیفتاد ... زندگی روال عادی رو داشت ...
    تا اینکه یک شب مادرم تماس گرفت گفت میخواهیم بریم شهر بازی دوستای خواهرم هم بودن ... گفت اگه دوس دارین شما هم بیاین ... شوهرم گفت من نمیام میخوای بری تنها برو ...
    منم دیدم جو زنونه س فقط پدرم همراهشون میره باهاشون رفتم ... بعد از اون گیر داد که من برای چی بیام خود شیرینی کنم جلوی دوستای خواهرت؟؟ شما میخوایین من به اون و حتی دوستاش احترام بذارم ... منم گفتم خوب باشه حالا که نیومدی اتفاقی نیفتاده .. بعد شروع کرد غر زدن و حرص منو درآوردن ...موضوعات الکی راجع به خواهرمو وسط کشید ... یک هفته رو اعصابم بود از مدیر هم تو تاپیک خصوصی راهنمایی خواستم ولی متاسفانه زود پاسخ نگرفتم و قبل از پاسخ ایشون کاسه صبرم لبریز شد و تصمیم گرفتم خونه رو به قصد جدایی ترک کنم ....
    یعنی خدا نکشتت دختر منو بگو در مورد شوهرت چی فکر کردم انصافا اون تبلتی که آرام دل پرت کرد طرف شوهرش باید پرت میکرد طرف شما
    خوب میمردی اینو همان اول مینوشتی اینقدر مارو حرص نمیدادی نصف موهام ریخت دیروز از بس حرص خوردم و عصبی شدم از تایپیکت.

    خوب منم جدیدا روی یه بنده خدایی حساس شدم بدجور هم حساس شدم آلرژی شدید دارم کم کم دارم درستش میکنم ولی واقعا سخته بازم نسبت بهش آلرژی پیدا کردم جوری که حتی با خانواده همسرم هم دیگه مثل قبل رفتار نمیکنم و ترجیح میدم هفته ای دوبار برم و وقتی هم رفتم کمتر همصحبت بشم.اینجور مسائل در وجود مردها کلیه حساس میشن دیگه نمیشه به این راحتی کاریش کرد و درستش بکنی مخصوصا اینکه لج هم کنن و یکمم زود عصبانی بشن.
    سعی کن کلا در مورد خواهرت اصلا چیزی نگی و جایی هم که هست کمتر برو یا خودت یواشکی برو و بیا تنها راهش همینه غر هم یمزنه جواب نده منتظره جواب بدی بهت پیله کنه خوب منم برای این موضوع غر میزنم مثل پیرزنها میشیم ما مردها اینجور مواقع جالبیشم اینه روی دنده غر بیوفتیم دیگه پایین بیا نیستیم پس چیزی نگو ادامه نده از کسی هم طرفداری نکن فقط سعی کن جو را آرام کنی.

    خواهشا دفعه بعدی اول خودتو کنترل کن بعد بیا اینجا مطرح کن بعد هر اقدامی دوست داری انجام بده.
    اینقدرم مارو اذیت نکن والا بازار اینقدر خرابه افسردگی گرفتم تو هم هی بیا مارو حرص بده
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  9. 3 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    del (پنجشنبه 27 شهریور 93), هم آوا (شنبه 29 شهریور 93), رزا (یکشنبه 30 شهریور 93)

  10. #36
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 تیر 03 [ 15:03]
    تاریخ عضویت
    1392-11-03
    نوشته ها
    432
    امتیاز
    14,179
    سطح
    77
    Points: 14,179, Level: 77
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 271
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,639

    تشکرشده 1,769 در 422 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    74
    Array
    از دیروزه دارم بهش میگم آقا ... هر چی آقامون بگن ... اجازه میدی آقا ؟ .... آقای زحمت خسته نباشی ....
    کم کم میگم به این ضعیفه رخصت میدی ؟

    احساس میکنم به قول امین نتونسته اونجوری که نیازش ارضا بشه تو خونه حس مردونگیشو نشون بده ...

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط khaleghezey نمایش پست ها

    اینقدرم مارو اذیت نکن والا بازار اینقدر خرابه افسردگی گرفتم تو هم هی بیا مارو حرص بده
    خوب همه چیز از همین موضوع مسخره شروع شد دیگه ...
    هر چی میگفت من میگفتم چشم ... باشه حق با توعه
    ولی میگفت باید زنگ بزنی به خواهر فحش زشت بدی ... الان یکی رو میفرستم سراغش ... باید به مامانت زنگ بزنی فحش بدی
    به بابات بگی از خونه بیرونش کنه ؟
    آخه تا این حد؟؟؟؟؟؟؟ ... یک هفته این حرفارو میزد تا روز آخر بالای سرم واستاده بود میگفت همین الان زنگ بزن فحش بده من ببینم ... منم دیگه زدم به سیم اخر
    آدمک آخر دنیاست بخند
    آدمک مرگ همین جاست بخند
    دست خطی که تورا عاشق کرد، شوخی کاغذی ماست بخند
    آن خدایی که بزرگش خواندی، به خدا مثل تو تنهاست بخند ...

  11. کاربر روبرو از پست مفید terme00 تشکرکرده است .

    آرام دل (پنجشنبه 27 شهریور 93)

  12. #37
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    ترمه جان چقدر ریلکسی
    اون طوفانی که تو مغزه من به پا میشه موقع نوسان خلقم، تو خونه و زندگی شما به پا شده و تموم شده حالا ریلکسی؟ حتی خسته هم نیستی؟
    ببین الان که حالت خوب شده سریع با کمک مشاور شروع کن ببین چی های روابط بین فردی و مهارت های ارتباطیتونو باید بهبود بدی تا دفعه بعدی کمتر شه این دعواهاتون.
    منظورم اینه که از حال خوب الان استفاده کن و سریعتر شروع کن دنبال راه حل برای بهبودی و این که روی کدوم مشکلاتتون شروع کنی به کار کردن
    موفق باشی


    پس همینجا یه مدت اشتراک ازاد داشته باش و مشورت بگیر
    ویرایش توسط meinoush : پنجشنبه 27 شهریور 93 در ساعت 12:17

  13. 2 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    terme00 (پنجشنبه 27 شهریور 93), هم آوا (شنبه 29 شهریور 93)

  14. #38
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 تیر 03 [ 15:03]
    تاریخ عضویت
    1392-11-03
    نوشته ها
    432
    امتیاز
    14,179
    سطح
    77
    Points: 14,179, Level: 77
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 271
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,639

    تشکرشده 1,769 در 422 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    74
    Array
    عزیزم مجبورم ریلکس باشم و بخندم ... اگه این کارو نکنم باید غصه بخورم اعصابم خورد بشه ...

    پیش بهترین مشاوره شهرمون رفتم ولی به درد نمیخوره حرفاش ... راهنمایی نمیکنه ... راهکار نمیده ...
    آدمک آخر دنیاست بخند
    آدمک مرگ همین جاست بخند
    دست خطی که تورا عاشق کرد، شوخی کاغذی ماست بخند
    آن خدایی که بزرگش خواندی، به خدا مثل تو تنهاست بخند ...

  15. 3 کاربر از پست مفید terme00 تشکرکرده اند .

    meinoush (پنجشنبه 27 شهریور 93), آرام دل (پنجشنبه 27 شهریور 93), شیدا. (پنجشنبه 27 شهریور 93)

  16. #39
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    شنبه 06 تیر 05 [ 09:52]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,627
    امتیاز
    325,293
    سطح
    100
    Points: 325,293, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,885

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط marta نمایش پست ها
    آخه من نمیفهمم که ما چرا اینقدر سعی داریم حتی فجیع ترین حرکات و برخوردا و شنیع ترین رفتارهای هر آدمی و یه امر معمول جلوه بدیم؟؟
    با سلام
    من الان براتون توضیح می دهم که چرا ؟
    1 - طبق توضیحاتی که در تاپیک آفتهای احتمالی مشاوره دادیم؛ ما وقتی دچار احساسات بشویم نمی توانیم مشاوره خوبی بدهیم. لذا اشتباها خودمان را هم وارد بازی می کنیم. یعنی با یکی از طرفین همزاد پنداری کرده و به جای مشاور ، تبدیل می شویم به یک یار در یکی از طرفین و این ما را از بیطرفی خارج می کند.




    2 - مشاور خوب ، باید علاوه بر شنیدن حرفهای مراجع، قادر باشد ، حرفهایی را که مراجع نمی زند (حالا ممکنه سهوا باشد، یا عمدا)، آنها را هم بشنود.
    مثلا بنده با پستی که زدم و توضیح اضافه خواستم مراجع پاسخ ذیل را ارسال کرده است. که تا قبل از این به آن اشاره ای نشده بود.




    3 - ما در نقش مشاور باید تمرکزمان را روی مسائل مراجع داشته باشیم و به او روشهایی بگوییم که خودش را تغییر بدهد. نه فقط حرفهایی بزنیم که خوشش بیاید.
    این کار ساده ای هست که اشتباهات بسیار شدید شوهر ایشون را نقد کنیم و ما هم دوتا چیز بار شوهرش کنیم و انتقاد کنیم.
    اما اینها موقتا خوب هست، اما راهکار نمیشه!!!
    یعنی مراجع از پای کامپیوتر که بلند بشه باز آشفته هست.
    متوجه میشه همان بدوبیراهی که در دلش به شوهرش می گفت، مشاور هم همین کار را می کنه و این یعنی آتش را با بنزین خاموش کردن.

    4 - لذا آرام کردن مراجع و کمک کردن به او برای یافتن نقاط قوت و ضعف خودش و همسرش و همراهی کردن با وی می تواند او را قادر سازد که تصمیم مقتضی را بگیرد.









    نقل قول نوشته اصلی توسط terme00 نمایش پست ها
    سلام ممنون از پاسختون
    ما سه ساله که عروسی کردیم دقیقا یک سال هم عقد بودیم
    نقاط قوتش اینه که : وقتی خوبه خیلی خوبه ... سر به سرم نمیذاره ... کنترلم نمیکنه چه از نظر مالی چه موارد دیگه ...خیلی هم مهربونه مثلا اگه یک ماهم خونه نامرتب باشه و لباسش اتو نکشیده باشه باز به من میگه اشکال نداره حالا با هم مرتب میکنیم ...
    اگه دروغگویی و خیانت و این رفتار غیر طبیعیشو ندیده بگیرم دیگه عیبی نداره و رفتارش کاملا دلنشینه ... :)

    مواردی که همسرم رو عصبی میکنه موضوعاتی هستش که خواهرم توش دخیله ... کلا رو این بنده خدا خیلی حساسه اسمش که میاد عصبی میشه ... خودمم نمیدونم دلیلش چیه ...

    - - - Updated - - -


    دوستانی که میگن برم شکایت کنم ... من این کارو نمیکنم چون خانوادم مخالف جدایی هستن پس چرا باز خودمو تو دردسر بندازم

    شیدا جان و زندگی موفق صحبت هاتو خیلی بهم آرامش میده ... بیشتر برام بنویسین .. ممنون از همگی دوستان

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com
    دسترسی سریع به همدردی و مدیر همدردی با عضویت در کانال همدردی در ایتا

  17. 11 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    anisa (شنبه 05 مهر 93), del (دوشنبه 31 شهریور 93), khaleghezey (پنجشنبه 27 شهریور 93), Somebody20 (پنجشنبه 27 شهریور 93), terme00 (پنجشنبه 27 شهریور 93), فرشته مهربان (پنجشنبه 27 شهریور 93), هم آوا (شنبه 29 شهریور 93), zendegiye movafagh (پنجشنبه 27 شهریور 93), آرام دل (پنجشنبه 27 شهریور 93), شیدا. (پنجشنبه 27 شهریور 93), عشق آفرین (پنجشنبه 27 شهریور 93)

  18. #40
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 دی 97 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1393-6-05
    نوشته ها
    496
    امتیاز
    17,675
    سطح
    84
    Points: 17,675, Level: 84
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 175
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,385

    تشکرشده 1,898 در 451 پست

    Rep Power
    132
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sarkesh نمایش پست ها
    ترمه جان پیشنهاد میکنم قانونی اقدام کنید. درخواست طلاق بدین و تمام این مواردی که به ما گفتین اونجا هم بگین. نترسید. قانون این تهدید ها رو تو پرونده اش لحاظ میکنه و دست از پا خطا کنه تمام اتهامات به سمت اوست. اگه خانواده همکاری نمیکنند از خاله، عمو، پدر بزرگ، کسی که حمایتتون کنه کمک بگیرید.
    شهر هرت که نیست.
    سلام. عذر خواهی میکنم. آخه جوری نوشتید که من گمان کردم برای طلاق مصمم هستید و مایلید هر جوری شده جدا بشید. اعتراف میکنم عجولانه پست گذاشتم. معذرت میخوام. انشاءالله مشکلتون حل بشه و کنار هم خوشبخت باشید.
    تنها نفس خداست که اگر بر گل دمیده شود انسان می آفریند.

  19. 2 کاربر از پست مفید عشق آفرین تشکرکرده اند .

    terme00 (جمعه 28 شهریور 93), رزا (یکشنبه 30 شهریور 93)


 
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. با همسر معتادم چه کنم
    توسط روناک محمدی در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 66
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 تیر 97, 22:55
  2. پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: جمعه 21 شهریور 93, 11:37
  3. چطور بدون قهر کردن، اعتراضم را به همسرم اعلام کنم؟
    توسط هستی در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: جمعه 23 دی 90, 00:08
  4. اعتراف به خیانت
    توسط dorsa65 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 48
    آخرين نوشته: چهارشنبه 12 مرداد 90, 11:43
  5. اعتراض به قوانین تالار
    توسط ashnayedirooz در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: چهارشنبه 29 دی 89, 12:59

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:30 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.