به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 51
  1. #41
    Banned
    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 مهر 93 [ 18:17]
    تاریخ عضویت
    1393-6-15
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    123
    سطح
    2
    Points: 123, Level: 2
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    4

    تشکرشده 16 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    تو خلاف آنچنانی ای نداشتی درک نمیکنم چرا داری خودت رو آزار میدی
    این نحوه برخورد با خواستگار کاملا اشتباه هست یا رومی رومی یا زنگی زنگی
    یا واقعیت رو کامل بگو که یه عمر با شک زندگی نکنه یا هیچی نگو که خیالش از بابتت راحت باشه
    مطمئنن اگه به خواستگارت بگی من تو مجردی یه کارایی کردم اولین چیزی که به ذهنش میرسه رابطه جنسی هست حتی اگه بگی نداشتم هم همش کنجکاو میشه که چه کارایی کردی
    یا هیچی نگو یا کامل بگو
    عزیز من هیچی بهش نگو و راحت زندگیت رو بکن مگه قراره زن و شوهر از تمامی گذشته آدم خبر داشته باشن
    مخصوصا که میگی رابطه جنسی نداشتی
    به نظرمن این بحث تموم شده هست و تو داری خودآزاری میکنی
    کاملا مشخصه باید چیکار کنی هیچی بهش نگو
    مهمترین چیز قبل ازدواج که برای هرکسی مهمه(تو ایران) رابطه جنسی هست که تو میگی نداشتی دیگه نیازی نیست انقدر خودت رو عذاب بدی

    فقط سعی کن خاطره بدی که از شرط بندی دیگران روی تو برات مونده رو از ذهنت پاک کنی تا از رابطه با شوهرت متنفر نشی و بتونی نیازش رو برطرف کنی

  2. کاربر روبرو از پست مفید مهسا1373 تشکرکرده است .

    عشق آفرین (پنجشنبه 27 شهریور 93)

  3. #42
    Banned
    آخرین بازدید
    سه شنبه 08 مهر 93 [ 14:37]
    تاریخ عضویت
    1393-5-09
    نوشته ها
    29
    امتیاز
    816
    سطح
    15
    Points: 816, Level: 15
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 138 در 54 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من حرفام رو زدم و نیازی نمیبینم تکرارشون کنم
    فقط اینو میگم اگه راهی که من گفتم (و خیلی از دوستان هم گفتن)رو درپیش نگیری
    اسمت رو باید بجای پترس فداکار تحت نام سرکش فداکار(اسم کوچیکت یادم رفت) تو کتابهای ابتدایی بیارن
    امیدوارم تلنگر خوبی بهت زده باشم و خودت متوجه اوضاعت شده باشی
    تا وقتی خودت نخوای انیشتین هم نمیتونه بهت کمک کنه
    راه تو مشخصه بقیه اش با خودته
    امیدوارم عاقلانه تصمیم بگیری
    توصیه میکنم یه بار دیگه پست اول من و تاپیکی که برات گذاشتم(Roya1991) رو بخونی
    هر اتفاقی از دو قسمت تشکیل شده خود اتفاق و عکس العمل نسبت به اتفاق
    اتفاق افتاده و دیگه نمیتونی تغییرش بدی حالا مونده عکس العمل
    اسم من رو حتما حفظ کن Fateme1985
    به حرفام فکر کن
    هرموقع برات خواستگار اومد کلمه Fateme1985 باید تو ذهنت نقش ببنده

  4. کاربر روبرو از پست مفید Fateme1985 تشکرکرده است .

    عشق آفرین (پنجشنبه 27 شهریور 93)

  5. #43
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 دی 97 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1393-6-05
    نوشته ها
    496
    امتیاز
    17,675
    سطح
    84
    Points: 17,675, Level: 84
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 175
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,385

    تشکرشده 1,898 در 451 پست

    Rep Power
    132
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sarkesh نمایش پست ها
    سلام...
    بچه ها تصمیم گرفتم به پیشنهاد ها فکر کنم اما:
    1. نظر طرف رو غیر مستقیم بپرسم که دیدش چیه و ببینم چه واکنشی داره. میتونه ببخشه یا خیر. اگه پذیرشش واسش سخته جواب منفی بدم.
    2. بهش بگم که اشتباهاتی در گذشته داشتم، ولی نگم چه اشتباهاتی و بخوام نپرسه.
    3. خودم هم هیچی از گذشته اش نپرسم.
    4. از یک سری حق و حقوقم بگذرم.

    نظرتون چیه؟ کار صحیحی میکنم؟
    خب پس با جمع بندی ، بند 1 حله.
    بند دو هم که چیزی نگم
    بند سه رو به این جهت گفتم که اگه ندونم طرفم با کسی بوده برام مهم نیست که با کسی بوده باشه، ولی اگه توصیف طرف رو بشنوم و از کیفیت رابطه اش سر در بیارم، توی قیاس و تصور موقعیتش خودمو نابود میکنم. اگه مشکلش زیاد باشه ما اونقدر خانواده هامون قاطی هست که یکی آب بخوره همه بفهمن. یعنی اگه خانواده تایید کنه خیالم راحته. مطمئنا در مورد موارد اصلی مثل اعتیاد و نون حلال و ... تحقیق میشه.
    بند چهار هم به این دلیل گفتم که اگر به هر طریقی متوجه گذشته ام شد و منو نخواست راحت بخواد جدا شه و مجبور به تحمل نباشه. چون خانواده شرایط خیلی سنگینی میذارن. حق جونشو هم میگیرن. چه برسه موارد دیگه. اما مثل اینکه زیاد موافق نیستید نمیدونم چرا.
    تنها نفس خداست که اگر بر گل دمیده شود انسان می آفریند.

  6. #44
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 12 دی 93 [ 13:59]
    تاریخ عضویت
    1393-2-11
    نوشته ها
    268
    امتیاز
    1,216
    سطح
    19
    Points: 1,216, Level: 19
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    291

    تشکرشده 1,029 در 261 پست

    Rep Power
    41
    Array
    نظر مدیر همدردی در تاپیکی مشابه (قابل توجه بعضی دوستان که قراره اسمشونو حفظ کنیم و...)
    دوستان توجه کنند هر گردی گردو نیست.
    هر مشکلی راهکار خودش را دارد.
    این مسئله مراجع از چند زاویه و جنبه باید بررسی شود.
    این خانم از نظر فرهنگی، مذهبی و اجتماعی قائل به ارتباط با جنس مخالف و ارتباط حضوری و لمس و ... با یک آقایی بوده است که در تعهدش نبوده است. لذا طبیعی هست نباید با آقایی که مخالف اینگونه ارتباطات هست و خودش هم تن نداده است، ازدواج کند. چون در غیر اینصورت به خاطر این تفاوت دیدگاه ، دچار درگیری و در نهایت احتمالا جدایی خواهند شد.

    این مراجع با این شرایط باید همسری را بلی بگوید که چنین ارتباطهایی را قبول داشته باشد. و اگر با فردی ازدواج کند که در این مسائل حساس هست و خودش تن نداده است. مثل قمار می ماند.
    اگر تا آخر عمر مخفی بماند. که مانده است. لیکن هر وقت شکی به این رابطه بشود زندگی به هوا می رود.

    خانم سرکش اگر دیدی خواستگارت روی این مسائل خیلی حساسه و بقول خودت پذیرش براش سخته جواب منفی بده (همون بند یک)

    موفق باشی

  7. 2 کاربر از پست مفید معاون کلانتر تشکرکرده اند .

    شیدا. (جمعه 28 شهریور 93), عشق آفرین (جمعه 28 شهریور 93)

  8. #45
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 دی 97 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1393-6-05
    نوشته ها
    496
    امتیاز
    17,675
    سطح
    84
    Points: 17,675, Level: 84
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 175
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,385

    تشکرشده 1,898 در 451 پست

    Rep Power
    132
    Array
    چشم. همین کارو میکنم. ممنون بچه ها. توی شک و تردید بودم، سبک سنگین کردن واسم سخت بود، اینه که اگر اذیت شدین شرمنده. حلال کنید.
    تنها نفس خداست که اگر بر گل دمیده شود انسان می آفریند.

  9. کاربر روبرو از پست مفید عشق آفرین تشکرکرده است .

    مهربونی... (دوشنبه 07 مهر 93)

  10. #46
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 23 دی 98 [ 13:15]
    تاریخ عضویت
    1393-4-15
    نوشته ها
    382
    امتیاز
    12,547
    سطح
    73
    Points: 12,547, Level: 73
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    894

    تشکرشده 1,236 در 375 پست

    Rep Power
    101
    Array
    سلام خانم گل به سر!!!
    سرکش = سر+کش
    کش= گل تو مویی(به اختصار گل)
    درنتیجه
    سرکش=گل به سر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    سلام،
    طنزگونه کادر بالا جملات اولین پستی بود که براتون اینجا گذاشتم(http://www.hamdardi.net/thread35040-2.html#post347513)و به دلیل(
    ویرایش توسط فرشته مهربان : جمعه ۰۷ شهریور ۹۳ در ساعت ۱۲:۲۹دلیل: موارد بی ربط و طنز حذف شد ، لطفاً از فاز روند مشاوره خارج نشوید
    ) حذف شدند ووقتی هم جوابیه اون رو گذاشتم به وسیله مدیر همدردی به اینجا(http://www.hamdardi.net/thread-35082.html)یعنی جایی که عرب نی انداخت و هرگز فرشته مهربان اون رو نخوند منتقل شد.

    در احادیث داریم وقتی بنده ای موفق به توبه میشه این ابتدا خدا بوده که به بنده رو کرده و دلش رو به سمت توبه هدایت کرده بعد بنده قدم در راه توبه میزاره خدا با اشتیاق تاج گلی از (ان الله یحب التوابین)روی سر بنده اش میزاره و ما چه میدانیم محبت خدا یعنی چه و خدا چه معامله ای با محب خودش خواهد کرد.

    حفظ آبروی مسلمان از و به طور عموم همه بندگان خدا از اوجب واجبات هست و شما نباید آبروی خودتون رو در معرض خطر قرار بدید. از خدا خیلی بخواهید که بر آنچه درگذشته انجام دادید و از اون پشیمان هستید با پرده پوشی برخورد کنه و خودتون هم لوازم اون در رفتار و گفتار رو حفظ کنید.

    دوستان گفتنی ها رو گفتن ولی شما کلا سعی تون بر این باشه که با آدم شکاک و بد دل ازدواج نکنید چون حتی خیلی از آقایونی که تعهد بر چنین روابطی نداشتن نسبت به خانم ها در این باره حساس هستند و متاسفانه چون خودشون روی این مسئله بی قید بودند از روابطی که درحد شما بوده(هر چند اشتباه هست) با اغراق برخورد میکنن و پیش خودشون میگند چه طور ممکنه طرف فقط تا این حد در این روابط وارد شده باشه ما که با x تا دختر دوست بودیم و همشون رو تور کردیم و... شیطون هم که بی کار ننشسته و به این اغراق بی جا بیشتر و بیشتر دامن میزنه .
    پس سعی کنید با یک آدم خوشبین و کریم النفس ازدواج کنید و واقعا هم روابط شما در حدی نبوده که بخواهید خیلی بی پرده اون رو بگید ،ان شاء الله که خدا پرده سترش رو بر اشتباهات شما میندازه .

    خانم گل به سر ما رو هم دعا کنید وبیشتر از همه برای ظهور دعا کنید .
    نـام احمــد نـام جـمــلـــه انـبـیـاسـت
    چون که صد آید نود هم پیش ماست

  11. 4 کاربر از پست مفید hamed-kr تشکرکرده اند .

    hello (جمعه 28 شهریور 93), مهربونی... (دوشنبه 07 مهر 93), رزا (جمعه 28 شهریور 93), عشق آفرین (جمعه 28 شهریور 93)

  12. #47
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 06 خرداد 98 [ 22:58]
    تاریخ عضویت
    1387-6-22
    نوشته ها
    187
    امتیاز
    8,904
    سطح
    63
    Points: 8,904, Level: 63
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    40

    تشکرشده 80 در 36 پست

    Rep Power
    37
    Array
    اسب سرکشه ...... اما : اسب نجیبه ... اسب باوقاره ... اسب با اصالته ... مراقب اینا باش ...بخدا می سپارمت...
    خداوندا! دستم را گرفته اي ... مگذار دستت را رها كنم ...
    ویرایش توسط winter : جمعه 28 شهریور 93 در ساعت 13:39

  13. 3 کاربر از پست مفید winter تشکرکرده اند .

    asal2013 (پنجشنبه 27 آذر 93), مهربونی... (دوشنبه 07 مهر 93), عشق آفرین (جمعه 28 شهریور 93)

  14. #48
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 20 آبان 93 [ 14:19]
    تاریخ عضویت
    1392-7-22
    نوشته ها
    59
    امتیاز
    41
    سطح
    1
    Points: 41, Level: 1
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    500 Experience PointsTagger Second Class1 year registered
    تشکرها
    58

    تشکرشده 135 در 50 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خيلى دوس دارم بدونم واسه کجاى ايران هستى :| فوضول نيستما فقط ميخام اطلاعات عموميم بالا بره :|
    بعد تو طائفه شما,واقعا کسى حقوقش پنجاه ميليون هست؟ :||
    ايشالاه هر چه زودتر,بهترين تصميمو واسه زندگيت بگيرى.
    موفق باشى

  15. کاربر روبرو از پست مفید niki.69 تشکرکرده است .

    عشق آفرین (جمعه 28 شهریور 93)

  16. #49
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 دی 97 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1393-6-05
    نوشته ها
    496
    امتیاز
    17,675
    سطح
    84
    Points: 17,675, Level: 84
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 175
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,385

    تشکرشده 1,898 در 451 پست

    Rep Power
    132
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط niki.69 نمایش پست ها
    خيلى دوس دارم بدونم واسه کجاى ايران هستى :| فوضول نيستما فقط ميخام اطلاعات عموميم بالا بره :|
    بعد تو طائفه شما,واقعا کسى حقوقش پنجاه ميليون هست؟ :||
    ايشالاه هر چه زودتر,بهترين تصميمو واسه زندگيت بگيرى.
    موفق باشى
    من ایران هستم و شیراز زندگی میکنم. البته اهل شیراز نیستیم و اینو نمیتونم بگم. چون اونجا در حد یه هنرپیشه قابل شناسایی ام. ولی خب همانطور که گفتم خانواده ایران زندگی نمیکنن و کلا ایران نه خاله، نه عمو، نه عمه، هیشکی ندارم. یعنی همه ی اقواممون اونورن، یعنی اون خان و خانزاده ها شاید اگه 50 تا فامیل باشیم شاید 5 خانواده دائم ایران باشن یا خانم و دخترا ایرانن، پدر و پسر ها میرن. بقیه کوچ نشینی. من خودم هم تعطیلاتم هیچگاه ایران نبودم تا قبل ممنوع الورود شدنم به اونجا. بقیه واسه تفریح میان ایران و میرن. مثل خانواده من. چون باید صله رحم به جا بیاریم و از اونجایی که هر کسی یه کشوره، ایران یه مکان پیوند به هم بین خانواده هامون هست.
    والا با توجه به ارز... بله درآمد دارند. هستند 500 میلیون هم درآمد دارند. پدر من بالغ بر 100 میلیون درآمد داره. این چیزیه که ما میدونیم ! شایدم بیشتر باشه. برای ایران درآمد زیادیه. اما توی اون کشور هایی که زندگی میکنن، چیز زیادی نیست، وقتی ثبت نام یک سال مدرسه دبستان 100 میلیون ایران میشه یا یه دندون کشیدن 1 میلیون .
    ممنون عزیزم.
    تنها نفس خداست که اگر بر گل دمیده شود انسان می آفریند.

  17. 2 کاربر از پست مفید عشق آفرین تشکرکرده اند .

    مهربونی... (دوشنبه 07 مهر 93), صبا_2009 (جمعه 28 شهریور 93)

  18. #50
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 15 آذر 93 [ 21:23]
    تاریخ عضویت
    1393-4-19
    نوشته ها
    311
    امتیاز
    722
    سطح
    14
    Points: 722, Level: 14
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 78
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocial3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    958

    تشکرشده 757 در 256 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    47
    Array
    سلام مهنام جان

    من در مورد مخمصه ای که توش افتادی نمیتونم چیزی بگم ولی یه دوست داشتم اسمش پریسا بود. تقریبا تو مایه های تو بود. خیلی دوستش داشتم و با وجود اینکه شاید به اندازه ی

    آسمون تا زمین با هم فرق داشتیم اما همیشه نمیدونم چرا دوستای خوبی بودیم و هستیم. میدونی خانواده ی من از لحاظ مالی پایین ان ولی اونا وحشتناک و وحشتناک!!!! بالا بودن. یه

    چیزای عجیبی از رسم و رسومات خانواده شون میگفت و من هیچ وقت نمیفهمیدم چرا با این که به یک پسر علاقه داره و اون پسر هم همین طور ولی با هم ازدواج نکردن که با خوندن تایپیک

    تو فهمیدم.

    اینبار که دیدمش خیلی بیشتر دوستش خواهم داشت و بیشتر پای دردلایی که قبلا از نظر من از روی شکم سیری!!! بود میشینم. و دیگه فکر نمیکنم که تنها کسی هستم که مشکل دارم.

    اون مسلمون نبود آخرم نفهمیدم دینش چیه شاید هم دین پدر تو باشه شایدم زرتشتی اما انسانیت آدما به دینشون نیست .

    یه چیزی در مورد مارک گفتی و لباس مارک دار که اگه نخری بی کلاسیه!!! من در مورد غذا میگم. میدونی پریسا هم مثل من نمیتونست تنها غذا بخوره. اونا خونه اصلیشون شیراز بود و

    خودش تهران تو سعادت آباد خونه داشت. پدرش خارج از کشور بود. من شاید ماهی یه بار میرفتم خونه اش. یک ماه پولمو جمع میکردم تا یه غذایی بخرم که پیش اون کم نیارم و مهمونش

    کنم و دست خالی نرم. عجب احمقی بودم!!!! آخه اون خیلی خیلی خیلی با کلاسیه هم خودش هم خونه اش هم ماشینش هم باباش هم خانواده اش.

    ولی اون هر روز اصرار میکرد با من غذا بخوره و سلف دانشگاه می اومد. الان که یادم میفته چقدر استرس داشتم که پیشش کم نیارم که این وسیله که تو خونش داره و من تا حالا توعمرم!!!!

    حتی از نزدیک ندیدم ما هم تو خونمون داریم!!! میدونی یه ماشین خفن با کلاس داشت که من به خاطر این که از نزدیک دیدمو سوارش شدم و می اومد دنبالم با هم میرفتیم یونی به خودم

    می بالم!!! چون تا آخر عمرم حتی نمیتونم یه دوچرخه بخرم!!!به هر حال نمیدونم چرا ولی ما با هم دوستیم و همیشه استرس داشتن دوست با کلاسی مثل اون تنمو میلرزونه و این که

    چقدر دوست داره بیاد خونه ی ما و من چه جوری باید بهش بگم نمیخوام بیاد خونمون و همین جوری خوبه!!!

    فقط بهت میگم اشتباه پریسا رو نکن و هیچ وقت عاشق کسی نشو.

    در ضمن تو کارهای بدی نکردی طرف آدم میکشه عین خیالش نیس به هر حال باید رسم و رسوم خانواده تو درک کنی

    همه ی آدما به خانواده شون تعلق دارن و هر چقدر سعی کنن از اونا دوری کنن یا اینکه نخوان مثل اونا باشن به هر حال ته اش به این نتیجه میرسن که هر چقدرم بخوان متفاوت باشن بازم

    باید به رسومات خانواده شون عمل کنن.

    تو باید ازدواج کنی و با یکی از اعضای خانواده ی خودت زندگی تشکیل بدی خوب راهت مشخصه!!! قضیه اینه که الان نمیخوای ازدواج کنی ولی بعدا چی؟

    اشتباهاتتو فراموش کن و جز اون آدمایی نباش که وقتی به گذشته نگاه میکنند افسرگی میگیرن و وقتی به آینده نگاه میکنند مایوس میشن!!!

    چشماتو خوب باز کن و بهترین انتخابو از بین داشته هات داشته باش.!!!

    موفق باشی

    مثل اینکه پستم با پستت همزمان شد!!!

  19. 3 کاربر از پست مفید تیام تشکرکرده اند .

    asal2013 (پنجشنبه 27 آذر 93), مهربونی... (دوشنبه 07 مهر 93), عشق آفرین (جمعه 28 شهریور 93)


 
صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:23 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.