به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 84

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 29 شهریور 93 [ 15:21]
    تاریخ عضویت
    1393-6-23
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    42
    سطح
    1
    Points: 42, Level: 1
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    9

    تشکرشده 12 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط maedeh120 نمایش پست ها
    سلام به همه دوستای خوب همدردیم
    میدونم الان میگید اااه مائده باز اومد با یه داستان جدید که میخوام ازدواج کنم منم میگم متاسفانه بله مائده بازم اومد
    توی این چند وقت وقتی با خودم فکر کردم دیدم 2 راه بیشتر ندارم
    1.بسوزم و بسازم و کسی باشم که ذاتا" نیستم اونطوری باشم که خانوادم میخواد حالا چطوری
    کارکنم.خرج خودمو بدم.درس بخونم.اسم شوهر تا 7 سال دیگه نباید بیارم.تو خونه ای که دوست ندارم باید زندگی کنم.یه سری از مشکلات خونمون رو بهتون میگم 1.چند وقت پیش قفل خونه رو عوض کردیم طبق معمول خالم خونمون بود مامانم اولین نفر کلید به اون داد .2.دیشب دوستم خونمون بود با دخترخالم مامانمم نبود داییم زنگ زد خونمون تا فهمید دوستم خونمون تلفن رو قطع کرد و گفت اومدم 1 دقیقه دیگه جلو درمون بود آبروم پیش دوستم رفت.همه تو زندگی ما دخالت میکنن ..خاله...مادربزرگ...دایی و ... همشم به خاطر مادرم و درست هم نمیشه )یه چیزی ناگفته نماند مادرم نه خودش ازدواج میکنه نه اجازه میده دخترش ازدواج کنه
    2.اون راهی رو که خودم دوست دارم رو انتخاب کنم .. من به دلایل زیادی میخوام ازدواج کنم
    1.تکامل که در دلایل منطقی خلاصه میشه
    2.اختیار زندگی داشتن.اونطوری که خودم دوست دارم زندگی کنم.کسی تو زندگیم اجازه ندم دخالت کنه.فشار زندگی روی من خیی زیاده(مالی).من اصلا دوست ندارم برم سرکار.خواستگارای قبلی دست بردار نیستن همش اذیتم میکنن.وقتی میبینم توی 22 سالگی دارم جوری زندگی میکنم که همه چیزش خلاف میلم افسرده میشم.اطرافیانم همش بهم میگن چرا واسه خواستت نمیجنگی چرا خودتو از این عذاب و سردرگمی راحت نمیکنی؟


    اما بحث اصلی ...
    تصمیم گرفتم پای هدفم بمونم و بخاطر هدفم بجنگم مردی که میخوام بهش تکیه کنم باهاش زندگی کنم صادقانه عاشقانه عارفانه

    اما نمیدونم بحث رو چطوری تو خونه بندازم و بتونم دل سنگ باشم و بجنگم
    خواهش میکنم سرزنشم نکنید فقط راهنمایی میخوام که الان چطوری به هدفم برسم
    ممنون از راهنمایی هاتون ببخشید که طولانی شد
    شرمنده،
    اول از همه از اونجایی که تیپ خانواده شما این شکلی هست بنده بهتون میگم که با مستقل شدن شما مشکلاتتون هم بیشتر میشه، باز اگر هم اون فرد مورد اطمینان رو هم پیدا کنید باید با خانواده شوهر هم بسازید (اون هم همین وضع رو متقابلا داره)
    اینکه مادرتون با فامیل همچین رفتاری رو داره از سادگی مادرتون هست (قضاوت نمیکنم بنده این تیپ آدم ها رو میشناسم چون تقریبا مثل خود من هستند)

    تکامل در ازدواج صورت میگیره اگر، طرفتون انسان باشه، اگر تصمیم اشتباه بگیرید نه تنها اختیار زندگیتون رو از دست میدید بلکه محدودیت های بیشتری سراغتون میاد.
    همینکه شما با دوستانتون هستید ممکن هست که طرفتون مخالف باشه، مشکلی با این مورد ندارید؟ حتی اختیار این رو هم داره که شما رو در خونه حبس کنه میگی نه سوره 4ام قرآن چاپ های دهه 60 70 رو بخون ببین چی نوشته. شما به دنبال آرامش هستید ولی فکر باید بکنید که استقلال یک فرد هم میتونه باعث ایجاد مسئولیت های ثانوی بشه. شما با ازدواج کردن مسئول در قبال فرد دیگه ای هم میشید و جامعه نظرش نسبت به رفتار های شما تغییر میکنه.

    در ایران جلو رفتن دختر رو بد میبینند و اگر هم دختری به پسری پیشنهاد بده هم از موضع ضعف برخورد میکنند و اکثر اوقات طرفتون هم تا چیزی میشه میزاره توی روتون که خودتون خواستید و اومدید جلو.

    ازدواج که زوری نیست که میخواید به مادرتون تحمیل کنید، بعضی ها هستند که پایبند به عشق اولشون هستند که ارزش خیلی بالایی داره.
    شما جرات ندارید حرف دلتون رو به مادرتون که دوستتون داره بگید اون وقت در زندگی مشکلی پیش بیاد به شوهرتون چطور میخواید مساله رو بازش کنید ؟
    حالا بحثی که باید بشه این هستش که مادرتون رو تشویق کنید که دوست نداره که نوه دار بشه؟ خوشبختی دخترش رو نمیخواد؟ همه ماها میمیریم همین الان یا فردا معلوم نیست بعد از اون کی میخواد به شما برسه و ازتون مراقبت کنه؟
    کمی از خشونت صحبت هام کم کنم، پدرتون برای خودش حرف زده و خواسته شما رو بترسونه قانون پستی بلندی داره ولی در آخر با شماست.

    برادرانه بهت میگم اگر شغل و درآمدی داری سرمایه ای برای خودت جمع کن که پشتیبانت در زندگی مشترک باشه از طرفت هم بهتره که تعهد بگیری که دست درازی به مالت نکنه و فردا نگه حقوقت رو بیار بخوریم.

    من خودم به خاطر مسائل شخصی که برام پیش اومده ناراحت ام نمیتونم راهنمایی خوبی بهت بکنم همینکه وقتت رو گذاشتی و چرندیات منو خوندی هم امیدوارم چکیده ای ازش گرفته باشی که به دردت بخوره.

  2. 2 کاربر از پست مفید یک خوشبخت تشکرکرده اند .

    anisa (یکشنبه 30 شهریور 93), maedeh120 (شنبه 29 شهریور 93)

  3. #2
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 بهمن 93 [ 12:22]
    تاریخ عضویت
    1393-4-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    2,352
    سطح
    29
    Points: 2,352, Level: 29
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points3 months registeredSocial
    تشکرها
    1,083

    تشکرشده 1,447 در 508 پست

    Rep Power
    113
    Array
    آهااااااااااااااااااااااا ااااااااای کسی اینجا نیست ....... کمک


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. من شخصیت بسیار ضعیف و بدی دارم
    توسط carameli در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 شهریور 95, 14:30
  2. منفی بافی های مادرم به اوج رسیده و من به شدت ضعیف و آسیب پذیر شدم
    توسط tanhaeii در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 تیر 95, 11:28
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 22 مرداد 94, 22:22
  4. به معنای واقعیه کلمه به ته ته خط رسیدم (نمیدونم چرا... )
    توسط Rezaydc در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 37
    آخرين نوشته: پنجشنبه 05 بهمن 91, 16:05

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.