ای بابا عزیزم چقدر به خودت سخت میگیری ؟
اصلا لزومی نداره که وقتی داری میری پیش رئیس و معاون این همه استرس داشته باشی...
راحت باش .. رئیس و معاون هم یکی مثل خود ما....
من تقریبا 5 ساله که کارمندم ... منم کاهی ازین مشگلات دارم و استرس بیخودی دارم ...
گاهش وقت ها فکر میکنم دیگران دارن تو محل کار ارزیابی میکنن منو و دوست ندارم جلوشون کم بیارم و حتما حتما باید کارم رو بدون نقص انجام بدم... ولی خب مگه میشه ..
اون اویل تا یه مشکلی تو اداره واسم پیش میومد تا یه ماه نمیتونستم از فکرش بیام بیرون و همش کلنجار میرفتم با خودم و اوقاتم رو مدتها تلخ میکردم واسه خودم. ولی الان راحتم و اتفاقی هم بیوفته واسم دیگه تو خونه سعی میکنم بهش فکر نکنمو راحت برخورد کنم .
بیخیال همه ... سعی کن بدون توجه به حواشی کارتو انجام بدی .. هر موقع هم اشتباهی کردی زیاد خودتو اذیت نکن .. همه اشتباه میکنن.
راستش منم وقتی میخام برم اتاق بعضی از معاون ها و مدیرها اصلا حس خوبی ندارم و همش دوست دارم زود کارمو انحام بدمو بیام بیرون .. اما با بعضی هاشونم راحتم و انگار یه همگار معمولیه واسم... میخام بگم این حس و حالها همش طبیعیه و و اسه همه پیش میاد..
بهتره از فرصت هایی که پیش میاد نهایت استفاده رو ببری ... در کل همکارای خوب وبدت رو شناسایی کن و بدون که با کی چه رفتاری بکنی.
من تاپیکای قلیت رو نتونستم بخونم فقط خواستم بگم زیاد سخت نکیر . همه مشکل دارن چه خونه چه محل کار ... مهم برخورد و مدیریت با مشکله ... مگه ادم بدون مشکل هم داریم ما ؟؟؟؟؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)