کاربردی کردن دو پست اخیر من بین شش ماه تا یک سال زمان می برد ،... شما در راستای مشاوره های قبلی باش و در همین حال از این زاویه هم دیدگاه بدست بیاور
خیلی درد داره ، فکر نکن به آسونی و راحتی می توانی به این دیدگاه برسی ، خیلی باید روی خودت کار کنی ، کنترل احساساتی که گفتم را باید بلد باشی چون خیلی لازم می شود
شوک نیست ، واقعیت های زندگی هست ، خودِ من که الان در کنار همسرم هستم ، شاید فردا دیگه همسرم نباشه ، شاید فرزندانم نباشند ، آیا من نباید بتوانم بدون آنها زندگی کنم؟؟؟ آیا نباید برای زندگی ام هدف داشته باشم
مگر 15 سال پیش که نه شوهری داشتم و نه بچه ای ، زندگی نمی کردم ، پس الان هم باید بتوانم بر خودم مسلط باشم و زندگی ام را پیش ببرم
این یعنی قاطعیت داشتن ، و قاطعیت از نشانه های جذابیت هست
سوده جان ، اون سئوالات رو به خودت باید پاسخ بدهی ، لزومی نداره اینجا بنویسی
اسرار زندگی خودت هست
برنامه هایت هست
توی دفترت بنویس و همیشه نگهش دار
هر چند وقت بخونش و ببین تا چقدر به آنچه که نوشته ای رسیده ای
کجاها رو اشتباه کرده ای ، کجاها باید اهدافت رو اصلاح کنی
و همین جور روز به روز بر اساس اهدافت گام بردار
شما همچنان عشقولانه باش ، پیام عاشقانه بده ، رابطه پدر و دختر را هم خوب مدیریت کن
پررنگ هم باش
احساس دلتنگی را در وجود علی روشن کن
مسئولیت زندگی رو به علی برگردان
بهش شخصیت بده
محبت داشته باش
براش کیک بپزید
نقاشی بکشید
.
.
.
اما شما در این مرحله در کنار تمام عشقولانه ها و محبت ها ، روی خودت کار کن ، اون جوری که در پست 40 و پست 42 برایت نوشتم ، روی خودت متمرکز شو ... این دو پست درس جدید هست ، آخرش شما باید همه درس ها را خوب بلد باشی تا وقت امتحان بتوانی نمره خوبی بگیری
باز هم تاکید می کنم شاید این پروسه یک سال طول بکشه ، شما با توکل به خدا و امیدواری این پروسه را طی کن
من می خواهم یک سال بعد ، به اونجای برسی که بتوانی آگاهانه برای خودت و شرایطت تصمیم بگیری
می خواهم یه بالهای صداقت دیگه بشوی و به کمک دیگران بیایی
همسرم توی اون هشت ماه ، شدیدا من را پس می زد ، اصلا حاضر نبود مرا ببیند ، به هیچ عنوان دیدار حضوری را قبول نمی کرد و موبایلش رو هم رجکت می کرد
برای دخترمون هم موبایل خریده بود و هر از گاهی باهاش صحبت می کرد
دخترمون حدودا 8 سالش بود ، و چون من کاملا نقش پدری رو از همسرم گرفته بودم و خودم و پرستار بچه رو جایگزین کرده بودم ، دخترم اصلا به سمت پدرش نمی رفت
یادم میاد توی مشاوره حضوری که داشتیم ، از مشاوره پرسید :" من باید به پدرم چه بگویم؟" یعنی تا این حد احساس غریبگی داشت
من با مشاوره های فرشته مهربان یادگرفتم که ارتباط پدر و دختر رو دوباره برقرار کنم ،( با برگرداندن نقش پدری به همسرم و حذف پرستار بچه)
بعد از اون دو هفته یکبار باهم بیرون می رفتند ، و خریدها و کارهای مدرسه اش را در چند مورد به پدرش می گفت تا انجام دهد
در خصوص ملاقات با همسرم هم باید بگویم ، دخترمون دچار ضعف درسی شده بود . مدیر مدرسه از من خواست بروم مدرسه تا در خصوص درس دخترم صحبت کنیم ، اونجا تازه مدرسه متوجه شد که من و شوهرم اختلاف داریم و ضعف درسی دخترمون به همین علت هست
اینجا بود که بعد از گذشتن شش ماه از اختلافمون ، از طرف مدیر مدرسه از شوهرم دعوت شد در خصوص درس بچه صحبتی داشته باشیم
شوهرم اومد مدرسه ، من هم رفتم ...
شوهرم همچنان با موضع طلاق اومد
من هم دست پایین گرفتم و نهایت احترام رو به شوهرم و خواسته اش گذاشتم
در حقیقت تغییراتی که کرده بودم ، روی شوهرم تاثیر می گذاشت
این هم بگم ، دخترم الان تیزهوشان داره درس می خونه با معدل 19.98.... قربونش بشم
آره عزیزم ، این قسمت خیلی مهم هست
همچنان گاه گاهی صحبت با همسرت داشته باش بابت محبت کردن و عذرخواهی و فرصت برای زندگی و همون چیزهایی که قبلا گفتم
... اما برای صحبت نهایی ، شما باید حتما کنترل احساسات را آموخته باشی ، چرا که هرچیزی ممکن هست
همون قدر که آشتی امکان داره ، طلاق هم امکان داره
اگر در راستای مشاوره ها پیش بروی خودت به این مرحله صحبت نهایی می رسی ، فعلا با این دو پست اخیر داری برایش آماده می شوی
باهاش در میون بذار ، ولی شیوه درست رو در پیش بگیر ، شما خیلی از ناحیه ضعف داری سخن می گویی ، اصرار زیاد داری ، موقعیت نشناسی ، یعنی چه که توی راه رو داری با شوهرت یکی به دو می کنی؟؟؟؟؟دخترجان شوهرداری رو یادبگیر ... مردها از گیر دادن بیزار هستند از چونه زدن... از اینکه دیگران از زندگیشون خبر دار بشوند .... از زن ضعیف و آویزون بدشون میاد ... از زنی که عزت نفس نداره فراری هستند









بالهای صداقت عزیزم چه شوکی به من دادید
٫خیلی دردناکه که بخوام باور داشته باشم که علی دیگه برنمیگرده...
دخترجان شوهرداری رو یادبگیر ... مردها از گیر دادن بیزار هستند از چونه زدن... از اینکه دیگران از زندگیشون خبر دار بشوند .... از زن ضعیف و آویزون بدشون میاد ... از زنی که عزت نفس نداره فراری هستند


علاقه مندی ها (Bookmarks)