به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 76

Threaded View

  1. #11
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    309
    Array



    کاربردی کردن دو پست اخیر من بین شش ماه تا یک سال زمان می برد
    ،... شما در راستای مشاوره های قبلی باش و در همین حال از این زاویه هم دیدگاه بدست بیاور




    نقل قول نوشته اصلی توسط سوده 82 نمایش پست ها

    بالهای صداقت عزیزم چه شوکی به من دادید٫خیلی دردناکه که بخوام باور داشته باشم که علی دیگه برنمیگرده...


    خیلی درد داره ، فکر نکن به آسونی و راحتی می توانی به این دیدگاه برسی ، خیلی باید روی خودت کار کنی ، کنترل احساساتی که گفتم را باید بلد باشی چون خیلی لازم می شود
    شوک نیست ، واقعیت های زندگی هست ، خودِ من که الان در کنار همسرم هستم ، شاید فردا دیگه همسرم نباشه ، شاید فرزندانم نباشند ، آیا من نباید بتوانم بدون آنها زندگی کنم؟؟؟ آیا نباید برای زندگی ام هدف داشته باشم
    مگر 15 سال پیش که نه شوهری داشتم و نه بچه ای ، زندگی نمی کردم ، پس الان هم باید بتوانم بر خودم مسلط باشم و زندگی ام را پیش ببرم
    این یعنی قاطعیت داشتن ، و قاطعیت از نشانه های جذابیت هست


    نقل قول نوشته اصلی توسط سوده 82 نمایش پست ها

    من فردا صبح اول اون دوتا تاپیک که پیشنهاد کردید رو میخونم و اگه اجازه بدید تو وقتی که علی و پارمیدا دکتر میرن تو خلوت خونه به سوالهاتون پاسخ میدم!



    سوده جان ، اون سئوالات رو به خودت باید پاسخ بدهی ، لزومی نداره اینجا بنویسی
    اسرار زندگی خودت هست
    برنامه هایت هست
    توی دفترت بنویس و همیشه نگهش دار
    هر چند وقت بخونش و ببین تا چقدر به آنچه که نوشته ای رسیده ای
    کجاها رو اشتباه کرده ای ، کجاها باید اهدافت رو اصلاح کنی
    و همین جور روز به روز بر اساس اهدافت گام بردار


    نقل قول نوشته اصلی توسط سوده 82 نمایش پست ها

    ولی یک سوال:توی تمام این مدت که من این موضوع رو حضم کنم و باهاش کنار بیام علی و پامیدا با هم در ارتباط هستند و چون پارمیدا پیش منه خوب من باید وقتی علی رو دیدم چطوری رفتار کنم؟! یعنی دیگه هیچگونه پیام عاشقانهای بهش ندم؟! یعنی واقعا نمیدونم حالا چطوری باهاش رفتار کنم٫هنوز هم بهش این حس رو بدم که حیف که زندگیمون به اینجا کشید و راه برگشتی نیست؟!
    شما همچنان عشقولانه باش ، پیام عاشقانه بده ، رابطه پدر و دختر را هم خوب مدیریت کن
    پررنگ هم باش
    احساس دلتنگی را در وجود علی روشن کن
    مسئولیت زندگی رو به علی برگردان
    بهش شخصیت بده
    محبت داشته باش
    براش کیک بپزید
    نقاشی بکشید

    .
    .
    .
    اما شما در این مرحله در کنار تمام عشقولانه ها و محبت ها ، روی خودت کار کن ، اون جوری که در پست 40 و پست 42 برایت نوشتم ، روی خودت متمرکز شو ... این دو پست درس جدید هست ، آخرش شما باید همه درس ها را خوب بلد باشی تا وقت امتحان بتوانی نمره خوبی بگیری


    باز هم تاکید می کنم شاید این پروسه یک سال طول بکشه ، شما با توکل به خدا و امیدواری این پروسه را طی کن
    من می خواهم یک سال بعد ، به اونجای برسی که بتوانی آگاهانه برای خودت و شرایطت تصمیم بگیری
    می خواهم یه بالهای صداقت دیگه بشوی و به کمک دیگران بیایی




    نقل قول نوشته اصلی توسط سوده 82 نمایش پست ها
    من کاملا درک میکنم که باید رو پاهای خودم واستم و واسه خودم تصمیم بگیرم میدونم باید رو خودم زوم کنم تا به نتیجه دلخواه برسم شایدم نرسم ولی حداقلش دیگه احساسی رفتار نمیکنم!!!شما تو اون ۸ماه آیا با همسرتون ملاقات داشتید؟! دخترتون ایا باباشو زیاد میدید٫آخه فکر کنم گفتید شما جای دوری بودید؟! ایا هنوز همونطور که تو پست قبلیتون گفتید باید کارای عمده پارمیداو به باباش محول بشم؟!

    همسرم توی اون هشت ماه ، شدیدا من را پس می زد ، اصلا حاضر نبود مرا ببیند ، به هیچ عنوان دیدار حضوری را قبول نمی کرد و موبایلش رو هم رجکت می کرد
    برای دخترمون هم موبایل خریده بود و هر از گاهی باهاش صحبت می کرد
    دخترمون حدودا 8 سالش بود ، و چون من کاملا نقش پدری رو از همسرم گرفته بودم و خودم و پرستار بچه رو جایگزین کرده بودم ، دخترم اصلا به سمت پدرش نمی رفت

    یادم میاد توی مشاوره حضوری که داشتیم ، از مشاوره پرسید :" من باید به پدرم چه بگویم؟" یعنی تا این حد احساس غریبگی داشت


    من با مشاوره های فرشته مهربان یادگرفتم که ارتباط پدر و دختر رو دوباره برقرار کنم ،( با برگرداندن نقش پدری به همسرم و حذف پرستار بچه)
    بعد از اون دو هفته یکبار باهم بیرون می رفتند ، و خریدها و کارهای مدرسه اش را در چند مورد به پدرش می گفت تا انجام دهد


    در خصوص ملاقات با همسرم هم باید بگویم ، دخترمون دچار ضعف درسی شده بود . مدیر مدرسه از من خواست بروم مدرسه تا در خصوص درس دخترم صحبت کنیم ، اونجا تازه مدرسه متوجه شد که من و شوهرم اختلاف داریم و ضعف درسی دخترمون به همین علت هست
    اینجا بود که بعد از گذشتن شش ماه از اختلافمون ، از طرف مدیر مدرسه از شوهرم دعوت شد در خصوص درس بچه صحبتی داشته باشیم
    شوهرم اومد مدرسه ، من هم رفتم ...
    شوهرم همچنان با موضع طلاق اومد
    من هم دست پایین گرفتم و نهایت احترام رو به شوهرم و خواسته اش گذاشتم
    در حقیقت تغییراتی که کرده بودم ، روی شوهرم تاثیر می گذاشت

    این هم بگم ، دخترم الان تیزهوشان داره درس می خونه با معدل 19.98.... قربونش بشم


    نقل قول نوشته اصلی توسط سوده 82 نمایش پست ها
    من همین الان تازه پست ۴۲ رو خوندم٫پس یعنی بعد از اینکه کاملا روی احساساتم تونستم کنترل کنم ازش دعوت میکنم که باهم صحبتی داشته باشیم٫درسته؟!
    آره عزیزم ، این قسمت خیلی مهم هست

    همچنان گاه گاهی صحبت با همسرت داشته باش بابت محبت کردن و عذرخواهی و فرصت برای زندگی
    و همون چیزهایی که قبلا گفتم


    ... اما برای صحبت نهایی ، شما باید حتما کنترل احساسات را آموخته باشی ، چرا که هرچیزی ممکن هست

    همون قدر که آشتی امکان داره ، طلاق هم امکان داره

    اگر در راستای مشاوره ها پیش بروی خودت به این مرحله صحبت نهایی می رسی ، فعلا با این دو پست اخیر داری برایش آماده می شوی


    نقل قول نوشته اصلی توسط سوده 82 نمایش پست ها
    فعلا با پارمیدا خانوم خوشگل کاری نداریم ، فکرت رو از پارمیدا رها کن ، خداوند او را همیشه در پناه خودش نگه می دارد ، پس نگرانی هایت را در خصوص دخترت بگذار کنار و در پاسخ هایی که ازت می پرسم ، فقط و فقط روی خودت متمرکز باش!
    بالهای صداقت عزیز یعنی من موضوع پارمیدارو باهاش در میون نذارم؟!واقعا الان کمی گیج شدم!!!
    باهاش در میون بذار ، ولی شیوه درست رو در پیش بگیر ، شما خیلی از ناحیه ضعف داری سخن می گویی ، اصرار زیاد داری ، موقعیت نشناسی ، یعنی چه که توی راه رو داری با شوهرت یکی به دو می کنی؟؟؟؟؟ دخترجان شوهرداری رو یادبگیر ... مردها از گیر دادن بیزار هستند از چونه زدن... از اینکه دیگران از زندگیشون خبر دار بشوند .... از زن ضعیف و آویزون بدشون میاد ... از زنی که عزت نفس نداره فراری هستند
    ویرایش توسط بالهای صداقت : دوشنبه 31 شهریور 93 در ساعت 14:05

  2. 11 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    asemaneabi222 (دوشنبه 31 شهریور 93), del (دوشنبه 31 شهریور 93), fahimeh.a (شنبه 05 تیر 95), paiize (سه شنبه 01 مهر 93), واحد (دوشنبه 31 شهریور 93), ققنوس (دوشنبه 31 شهریور 93), نیکیا (دوشنبه 31 شهریور 93), آونگ (دوشنبه 31 شهریور 93), آرام دل (پنجشنبه 03 مهر 93), سوده 82 (دوشنبه 31 شهریور 93), شیدا. (دوشنبه 31 شهریور 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چگونه خودم را بازسازی کنم؟؟؟
    توسط تقدیر در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 21 بهمن 93, 16:51
  2. کمک به فراموشی شکست ها و بازسازی زندگی
    توسط omidvaar در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: یکشنبه 23 شهریور 93, 21:44
  3. نیاز به بازسازی پس از سانحه جدایی دارم
    توسط فارهه در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: جمعه 20 تیر 93, 10:25
  4. آیا رابطه ای که تخریب شده قابل بازسازی است؟
    توسط Architect در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: یکشنبه 25 مهر 89, 13:32

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:11 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.