سلام نه عزیزم بی توجهی توهین و تحقیر از سمت شوهر ربطی به تغیرات هورمونی بارداری نداره. من این قد درگیره شوک ها و تنش هایی هستم که تو خونه سر هیچ و پوچ درست میشه اکثر مواقع اصلا یادم میره که باردارم!
تروخدا اگه شماها راه حلی به ذهنتون میرسه کمکم کنید... با یه مرد عصبی و روان پریش که مثلا سر دیرخوابیدن بچه هم به من میگه تو شعورت نمیرسه بچرو بخوابونی من استراحت کنم چه کنم؟؟؟؟؟ وقتی خونه هرکی میریم تو راه برگشت باید سرکوفت بشنوم که زن فلانی رو ببین یاد بگیر....
من خونه داری آشپزیم زبانزد همس اما شوهرم میگه تو هنرت کلفتی و کنیزیه.... نه زن شلخته ایم که به ظاهرم نرسم نه زن بی محبتی که صدای مردو دربیاره...
شوهرم اخلاقش همینه پدرشم همینه از همه چی ایرادمیگیرن ذوق همرو کور میکنن تو دنیا فقط و فقط به ظاهر و سلامت خودشون اهمیت میدن
- - - Updated - - -
دیشب بهش گفتم بالا بری پایین بیای طلاقمو ازت میگیرم... از صبح هزارتا فکر به سرم زده که صبر کنم تا پایان بارداری که باید بکنم تو حاملگی نمیشه طلاق گرفت... تکلیف دوتا طفل معصومم چی میشه که عاشقشونم.... یا صبر کنم بچه ها بزرگ شن بعد جدا شم که فک کنم اینجوری بیشتر صدمه میبینن تازه من به خدا یکروزم تاب آوردن تو این خونه برام عذاب آوره... دلم میخواد برم با پس انداز اندکی که دارم خونه جدا بگیرم که میدونم هییییچ کس حمایتم نمیکنه تازه بچه هارم ازم میگیرن








علاقه مندی ها (Bookmarks)