[color="#000080"] سلام.ترمه باهات توی این تایپیک وپستت همدردی نمیکنم. چون معنی تمام حرفات ،فریاد بی ارادگی خودته.من سرزنشت نمیکنم.اماحرفاتو به زبان واقعی ترجمه میکنم؛تومیگی من محکوم شرایطم من توان ارتباطیم ضعیفه۰من سرچشمه های منطقم ضعیفه نمیتونم حرف منطقی بزنم وروش پافشاری کنم نمی تونم خودم باشم.کاری ندارم شرایط قبلی خانواده تو من وخیلی از دوستان چی بوده ولی مشکل خیلی ازما ها طوری نیست که نیازبه روانکاوی یاهیپنوتیزم درمانی داشته باشه. چون قدرت اراده وتفکروعمل منطقی وموجه هرمرز وسدی رو میشکنه. دیگه قرون وسطی نیست. منظورمن این نیست تبدیل شو به یک زن سرکش وخودسر درکلاه شرع مستقل وموجه. یه مدت ازتکنیک توقف فکرشروع کن کاری به حرفای پدرت ومادرت دعواهای شوهرت تهدیداتش،خیانتها توی افکاروذهنت نداشته باش ،الان توکجاوایسادی. چرا اینجا(توی این زندگی )هستی؟ [/color[اول جواب این سوال کلیدی روبه خودت وبه مابده.
ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)