
نوشته اصلی توسط
ammin
سلام خانم سام بادی. میدونم توی شک وشوک هستی دو احساس آزاردهنده. اول آرامش خودت روحفظ کن تاراحت ترتصمیم بگیری. به نظر بخشی ازمشکل ورنج ریشه در تعارضی درون خودت داره،مطمئنا شما قبلا سلسله نشانه ها واعمالی روازشوهرت تا این مرحله دیدی وحساسیت خاصی تاحالا نداشتی والان زنجیره اون اتفاقات وحرکات وارد سطح عمیق تروجدی ترش شده که شمارو وادار به اعلام یک موضع واحد میکنه. پس اول بایدتکلیفت رو باخودت مشخص کنی میخوای باکدوم سیستم ومسلک زندگی کنی؟ببین وقتی مثلاکسی سیگارمیکشه فقط چند نخ سیگار نیست درکنارش بوی بد سیگارهم هست احتمالا باپای بدبو واردخونه شدن هم هست وسط بعضی جمع ها خسته شدن وبیرون رفتن وبی تابی واسه یه نخ سیگارهست این آسونترین تبعات ومتعلقات چند نخ سیگار در روزهست حالاتبعات یک بسته سیگار در روزبماند. کسی که مشروب میخوره یعنی بخشی ازتفکراتش شخصی وغیرمتعارف هست تابوهاروشکسته دوستان خاصی خواهد داشت واحتمالا بخشی از رفتارهاش خودسرخواهدبود+رفیق بازی هاش و+چیزای که الان دیدی. خوب الان نوع واکنش بستگی به شخصیت ،اهداف ،ارزشهاومرام نامه خودت داره واینکه تصویرت از زندگی چطوره؟ اگه تمایل نداری شوهرت رفیق بازی داشته باشه تمایل نداری اونچه که دیروز دیدی باشه،ناچاری اول از ریشه تعارض درون خودت روحل کنی وخودت به یک دیدگاه کامل و واحد دراین مورد برسی . حالابحث اینکه اونم بخاداین رفتارهاروکناربذاره وصادقانه باتواحساسش رودرمیان بذاره وازت کمک و همیاری بخادیه مسأله دیگه ست.
- - - Updated - - -
خب باتوجه به مواردبالا دو واکنش به نظرمن میرسه۱_تکلیف خودت روکلابا شراب ورفیق بازی معلوم کنی وبگی که مخالف صددرصد این شیوه هستی اما حاضری قدم به قدم باشوهرت همراهی کنی تا به جایگزینی مناسبتربرسه که این کار نیازبه صبرو حوصله وزمان داره وهمکاری هردو تاتون و همون مشاوره رفتن ها۲_یه درجه تخفیف بدی به شوهرت و همون کارهای سابق رو با سطح کمترانجام بدهد وتو هم حساسیت خاصی نشون ندی .انتخاب هرشیوه ای بستگی به شخصیت وخودشناسی تو داره
- - - Updated - - -
خب باتوجه به مواردبالا دو واکنش به نظرمن میرسه۱_تکلیف خودت روکلابا شراب ورفیق بازی معلوم کنی وبگی که مخالف صددرصد این شیوه هستی اما حاضری قدم به قدم باشوهرت همراهی کنی تا به جایگزینی مناسبتربرسه که این کار نیازبه صبرو حوصله وزمان داره وهمکاری هردو تاتون و همون مشاوره رفتن ها۲_یه درجه تخفیف بدی به شوهرت و همون کارهای سابق رو با سطح کمترانجام بدهد وتو هم حساسیت خاصی نشون ندی .انتخاب هرشیوه ای بستگی به شخصیت وخودشناسی تو داره
ممنونم اقا امين.
حالم خيلى بده،حرفاش تو مغزمه و داره ازارم ميده.
تو تاپيك قبليم راجع به يكى از دوستاش نوشته بودم و اينكه ميخوام كارى كنم شوهرم به خودش بياد و بهم توجه كنه،اونارو خونده بود.
ديشب بهش ميگم بيا ب حاى اينا،با چن تا دوستت كه زن دارن بريم بيرون،همه با هم.
ميگه جرات ندارم،ببرمت كه عاشق يكى ديگه شون شى،؟!؟
اقا امين تا حالا ميخواستم گزينه دو رو برم،ولى ديدم خفيف كه نميكنه داره بدتر ميكنه.
حالا ميخوام گزينه يك رو برم،
اصن مشاور ازم خواست حتما شوهرمو ببرم پيشش تا بشناستش.
من خيلى فك كردم: نميدونم درست ميگم با نه.
ولى اينكه بخوام اون كلا دور رفيقاشو خط بكشه فك ميكنم خيلى ايده ال گرانه ست.اونم يه دفه.
ميخوام كمش كنه،مثه من.مگه من دوست ندارم؟! چرا ولى در ماه يه بار باهاشون برم بيرون يا نه!
معاون كلانتر عزيز،ممنون از نظرت،اما من انقد اون لحظه بهم فشار اومد كه كلى خودمو كنترل كردم جلو دوستاش چيزى نگم.
قهر بهتر بود ب مظرم تا ابروريزى.
بهش ميگم دوستاتو بدار كنار كم كم،خواهش ميكنم،ميگه ترش نكنى،بعد ديگه چه عيبى دارم من؟!؟ ميشم شوهر نمونه كه!!
نميدونم چرا فك ميكنه هر كسى يه عيبى بايد داشته باشه
- - - Updated - - -
مشروب ميخوره،نمازم ميخونه!!! يعنى چى؟!؟
يا راهي خواهم يافت
يا راهي خواهم ساخت
علاقه مندی ها (Bookmarks)