سلام
رابطه مستقیمی بین رفتار نوجوان و رشد سیستم مغزی در این دوران می باشد.رشد بخش بزرگی از سیستم مغزی در انسان ها تقریبا تا ۲۴ سالگی ناکامل است. پس بخش بزرگی از رفتار و بدخلقی و توجیحات من درآوردی نوجوانان ناشی از تغییرات هورمونی و رشد ناقص سلول های دیگر مغز می باشد.
بخش دیگری هم تحت تاثیر محیط و ژن های بد و تناقض بین تجربه وجودی و باورهای جامعه می باشد!
اگر والدین از این دوران (که در مغز یک نوجوان چه می گذرد) آگاه باشند و بدانند که هنوز مغز فرزندان نوجوان خود به رشد و تکامل نرسیده است-بدون تردید انتظاراتشان از فرزندان خود را تغییر داده و به سهولت می توانند با حال و رفتار دیوانه کننده فرزندان خود کنار بیایند.
در این دوران بلوغ قسمت هایی از مغز زودتر از قسمت های دیگر رشد می کنند و این بی تعادلی موجب پارادکس در رفتار این بی گناهان می گردد.خطایی که اغلب والدین انجام می دهند این است که می پندارند - نوجوانی که از نظر جسمی کاملا رشد کرده است-این منطق را برمی تابد که سیستم مغزی آنان نیز رشد کرده است.
اصلا نباید چنین خطایی را کرد که بعد از دوران نوجوانی- دوران بلوغ و رشد سلول های مغزی- حداقل تا سن ۲۴ سالگی ادامه دارد.
سلول های مغز انسان ها در قبال مواد بیرونی بسیار حساس می باشند و از آنجایی که تمامی مغز یک نوجوان و بلوغ در حال رشد است-این حساسیت شدید تر می باشد و می تواند صدمه های جدی و حتی همیشگی در آنان به جا بگذارد.برای مثال استفاده از نوشیدنی های الکلی و مواد مخدر.
آغاز دوران بلوغ در پسران از اولین تجربه ارگاسم و در دختران از اولین تجربه عادت ماهانگی می باشد.
۱۰ تا ۱۴ سالگی تاثیر هورمون ها و رشد ناقص مغز در این دوران بسیار شدید است و احساسات- یک سر و گردن بالاتر از منطق و واقعیت خودنمایی می کنند و به همین جهت در این دوران بچه ها می خواهند نیازهای خود را همان لحظه عملی سازند و قادر به شناسایی از عواقب آن در دراز مدت نمی باشند.
۱۴ تا ۱۶ سالگی میل به استقلال در این دوران در بچه ها به اوج می رسد و مخصوصا استقلال از والدین! در این دوران بچه ها عاشق ریسک کردن می باشند و خیلی از موارد را دوست دارند خودشان تجربه کنند و از عواقب این تجارب و ریسک ها و آزمایش ها آگاه نمی باشند و نمی توانند آگاه باشند زیرا مغز هنوز در حال رشد است!
در این میان یک پدر و مادر مهربان و آگاه و باز و دمکرات محور می تواند همراه فرزندان نوجوان خود او را همراهی کند و نه این که با ازدواج او را به حال خود رها کند ـ به این امید که اگر ازدواج کند- عاقل می شود!!
۱۶تا ۲۲ سالگی دوران رشد بخش های مختلف مغزی شدت می یابد و پسران یاد می گیرند که عواقب اعمال خود را در میان مدت و هنوز نه در دراز مدت بهتر ببینند.
به دلیل رشد ناتمام قسمتی از مغز به نام (cortex praefrontalis (prefrontale cortexکه کنترل احساسات و تصمیم گیری را به عهده دارد و تا زمانی که این قسمت هنوز رشد تمام خود را نکرده است-از تصمیم گیری های بزرگ با عواقب در دراز مدت باید محتاط بود!
هنوز تعادل و ارتباط بین رشد فکری corpus amygdaloideum و cortex praefrontalis ایجاد نشده است و این عدم همکاری موجب رفتارهای پارادکس در نوجوانان می گردد و صلاحیت تصمیم گیری های بزرگ را از آنان صلب می کند.
در دوران نوجوانی ـ فرزندان چیزی می طلبند و همین الان هم باید عملی شود و بس! و عواقب آن را هم به همان نسبت باید در کوتاه مدت بتوان سنجید.برای مثال می توانند تصمیم بگیرند که یک روز بیشتر در خانه خاله بمانند یا در خانه دوست با امن!
ولی نمی توانند تصمیم بگیرند که رانندگی بدون گواهی نامه بکنند-زیرا هنوز عواقب آن که به عهده cortex praefrontalis می باشد هنوز رشد کافی نکرده است......
منبع:wurqun.blogfa.com








پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)