سمیرا سعی خودنو میکنم باورکن ، مرسی جواب دادی.
پروانه از نزدیک برخوردی نداشتم باهاشون، در جریان نیستن باهم دوستیم(خودم خواستم نگه چون ممکنه بد فکرکنن) ولی میدونن کسی رو میخواد . . .
چطوری فاصله میگیری؟ فکر انتقام و تلافی نمیفتی؟ من فقط فکراینام
دوستان واقعا میخام عوض شم ولی راهشو بلد نیستم ، نمیدونم از کجا و چجوری شروع کنم





خشممو میخوردم و هر چی اسمس میداد جواب نمیدادم.زنگ میزد رد میدادم.بعد از یک ربع یا نیم ساعت هر دو کمی اروم شدیم و به کارو حرفمون فکر کردیم اسمس منت کشی میفرستادیم
با هم حرف زده بودیم.از اول قرار گذاشته بودیم توهین ممنوع.فحش ممنوع-بی احترامی ممنوع-حتی در بدترین شرایط وقتی داغ هستیم یه کم به خودمون فرصت بدیم اروم شیم بعد دربارش منطقی صحبت میکردیمو به نتیجه میرسیدیم.و واقعا جواب میداد.یادمه یه باراز یک هفته قبل برا رفتن بیرون قرار گذاشته بودیم.روز موعود یه ربع قبلش اسمس داد اگه خسته ای نریم.منم داغ کردم گفتم خودت خسته ای گردن من ننداز.گفت نه عزیزم تو صبح تا حالا یه سره کلاس بودی حرفی ندارم.اما من قهر کردم.گفتم میخواد بره با دوستاش منو میخاد دک کنه اما چنین چیزی نبود.تو کلاس کلی نقشه کشیدم که چه طور بعد بیام باش دعوا کنم اما وقتی دیدم اماده و با لبخند منتظرم ایستاده چیزی نگفتمو بعد خشمو قورت دادمو گفتم من اشتباه کردم معذرت-اون هم متقابلا همین کارو میکرد.بهتره سر این که دوس دارید تو چه وقتایی چه رفتارایی داشته باشید و چه طور همو اروم کنید با هم صحبت کنید.
البته از اول اینجور نبودما،این بخشی از اخلاقم هست ولی از وقتی که از هم دور شدیم ـ دانشجوی ارشد تو دو شهر متفاوتیم ـ و دلم براش تنگ میشه هی بهانه میگیرمو غر میزنمو بحثای الکی راه میندازم.یعنی دلتنگی بابت خودشو سر خودش خالی میکنم طفلک
٫باور نمیکنی بعضی وقتا انقدر عصبانی میشدم که نگو٫اصلا هیچ کنترلی روش نداشتم و واسه خودم میتازوندم٫ولی بعد تمرین دم و باز دم به خودم دادم٫ تمرین توقف افکار و احساسات و حتی رفتار که آرومتر شدم! الانم دارم خودمو به خودم برمیگردونم٫ یعنی با صبر و حوصله تو روز یه ۲ ساعت میام اینجا و هی مطالب مختاف رو گاهی ۳ بار میخونم و یادداشت ور میدارم!

علاقه مندی ها (Bookmarks)