سلام. مشکل شما خیلی ساده قابل حله. شما به عنوان سرپرست خانواده و پسر خانواده باید نقشتون رو به جا و به نحو احسنت انجام بدهید. مطمئن باشید هیچ کس جز شما نمی تونه بین مادر و همسرتون تعادل بر قرار کنه. با همسرتون صحبت کنید. مطمئنا علاوه بر اختلافی که ایشان با مادرتون دارند با شما نیز اختلافاتی دارند. که همه ی اینا دست به دست هم داده که ایشون قید زندگی کردن با شما رو بزنه. من نمی گم مقصر اصلی شما و مادرتون هستید ، نه . ولی بی شک بی تقصیر هم نبودید. اگه واقعا زندگیتونرو دوست دارید اول با خودتون خلوت کنید و اشتباهاتتون رو پیدا و تحلیل کنید. بعد با همسرتون صحبت کنید . وقتی شما به اشتباهاتتون پی ببرید و واقعا قصد اصلاحشون رو داشته باشید مطمئنا همسرتون یک فرصت دیگه به شما خواهند داد.چه بسا ایشون هم باید پی به اتباهاتشون ببرند و سعی در اصلاحشان داشته باشند. به گفته دوستان حتما با یک مشاور حاذق مشورت کنید.
مطمئن باشید اگر شما بتوانید رفتار تلخ مادرتون رو( البته اگه واقعا این طور باشه. ) برای همسرتون جبران کنید و بهش قول بدهید تا یک زمان مشخص خانه ای مستقل بگیرید ( الکی قول ندهید با توجه به شرایطتون قول بدهید ) همسرتون بردباری بیشتری در مقابل مشکلات نشان خواهند داد.
شما دو نفر بچه دارید و دیگه نمی تونید با کم تحملی ، زندگی اون طفل معصوم رو خراب کنید. اولین قدم اینه که واقعا با خودتون تصمیم بگیرید مشکلتون رو ریشه ای حل کنید و برای نجات زندگیتون هر اصلاحاتی که باید انجام بشه انجام بدید.