Terme عزیز درسته، الان که فکر می کنم می بینم شاید مشکلم اینه که میخوام نگرش دیگران نسبت به من همیشه مثبت باشه ولی سعی می کنم دیگه اهمیت ندم او راجع به من چه فکری میکنه.
anisa عزیز راستش ایشون چندین مورد باعث ناراحتی من شده. حرفی رو که من اصلا نزده بودم ، از جانب من رفته بود نقل قول کرده بود و یکی دوبار هم از من جلوی بقیه همکارا انتقاد کرد. درحالیکه همیشه رفتار من تو محل کار طوری بوده که تا بحال هیچکس به خودش این اجازه رو نداده بود بخواد انتقاد توهین آمیز به من بکنه.
چون من احترام همه رو نگه می دارم و تمام سعیم رو می کنم تا همیشه در هر شرایطی ادب و احترام رو حفظ کنم، همه همکارا هم با من محترمانه رفتار میکنن. حتی کسانیکه با هم شوخی های زیاد و تمسخر همدیگه و... دارند ولی در مورد من خدارو شکر رفتار معقول و مناسبی دارن. اما این خانم با همه تند و بی پروا حرف می زنه و زیادی رک است.
khaleghezey عزیز، موافقم که باید هر رفتاری رو در پیش می گیرم ادامه بدم.
می دونید، گاهی متوجه میشم که ناخواسته بهش اعتماد کرده ام و کمی صمیمی تر شده ام. خوب اون بهرحال مدام در تلاشه دوستی دیگران رو بدست بیاره و جلب علاقه من و دیگران رو می کنه که متاسفانه بعدا از این صمیمیت ها سوء استفاده می کنه.
نمی دونم چیکار کنم
اغلب یه تصمیم هایی برای رفتار با اطرافیانمون می گیریم ولی نمی تونیم بهش پایبند بمونیم. فکر کنم خیلی از آدمها اینطورند.
یا اینکه این فقط مشکل منه؟
باید بگم خیلی از همکارامون از رفتارهای متوقعانه و خودخواهانه ایشون ناراحت میشن و باهاش دعواشون میشه ولی من یه مشکلی که دارم اینه که دلم نمی خواد با هیچکس دعوا کنم. برای همین بود که اینجا پرسیدم ببینم راه منطقی وجود داره که برای چنین آدمهایی جواب بده. من درواقع هم از دعوا می ترسم و هم راستش توانایی اش رو ندارم. زود گریه ام میگیره. (می بینید؟ همچنان با ضعف های خودم درگیرم)
البته به توصیه شما همه سعیم رو می کنم که بعد از این قاطع باشم و حد و مرزم رو بهش نشون بدم. نمیدونم می تونم یا نه








علاقه مندی ها (Bookmarks)