آقای سعیداطی:
من خودم خیلی پشت شوهرم بودم در برابر خانواده ام. خیلی جاها کوتاه اومدم. حرفاشو و رفتارشو تحمل کردم که بتونم زندگیمو حفظ کنم ولی نشد شوهر من توهیناش به خانواده ام بیشتر شد در صورتی که خانواده من توهینی بهش نکرده بودن. حتی من حرفی نمیزدم که باعث ناراحتیش بشه.
شاید اول دو دل بودم برای طلاق یعنی حتی بازم با توهینای شدیدترش به طلاق فکر نمیکردم. ولی نشستم درست فکر کردم که اگه بعد عروسی دوباره بدترشه و شروع کنه دیگه کاری از دستم بر نمیاد پس بهتره الان به فکر جدایی باشم تا بعدن با یه بچه گرفتارتر بشم.
این تصمیم رو راحت نگرفتم تلاشم رو هم کردم ولی نشد








علاقه مندی ها (Bookmarks)