سلام آرام جان
خدا خیرت بده از این شیرین کاری های علی آقا بگو تا ما هم دلمون باز شه.
ببین آرام جان من یه فکر دیگه هم به ذهنم رسید.
این طوری که تو از پسرت گفتی معلومه پسرت خیلی خیلی دل رحمه و مهربونه و خدا را دوست داره.
بیا از این در وارد شو...
((بگو پسرم شما تو کلاس شیطونی می کنی می دونی خانومتون ناراحت میشه. دلش می شکنه؟
دوست داری خانومتون اذیت بشه و دلش بشکنه؟
می دونی این طوری می کنی بچه های دیگه نمی تونند خوب درس گوش کنند بعد مثل تو درسشون خب نمیشه و امتحاناشون را بد می دن بعد ناراحت می شن. بعد می رن خونه مامان باباشون هم از درس بچشون ناراحت میشه.اون وقت شما که این قدر پسر خوبی هستی ناراحت نمیشی یکی را ناراحت کنی؟ بچه ها گناه ندارن؟ معلمتون گناه نداره؟
خدا چی؟ خدا ازت ناراحت نمیشه که معلمتون را اذیت کردی؟
ببین پسرم تو می تونی بازی کنی ولی سر کلاس شیطونی نکن. بذار وقتی زنگ تفریح شد. هم خوشحالی می کنی هم اینکه کسی را ناراحت نکردی و هم اینکه خدا ازت ناراحت نمیشه. تفریح هم می کنی. نظرت چیه؟ ))
به نظرم از این در دل رحمی باهاش گفتگو کن. یه کاری کن عذاب وجدان بگیره.
به نظرم که درست میشه. پسرت واقعا آقاست.
خدا بهت ببخشتش.









علاقه مندی ها (Bookmarks)