نقل قول نوشته اصلی توسط تقدیر نمایش پست ها
بله شما درست میگین منتها من فعلا درس میخونم و دانشجوی ارشد هستم و به خاطر رشته ام چون کارای تحقیقاتی دارم هر روز هفته درگیرم و نمیتونم برم سرکار

- - - Updated - - -



بله درست گفتین من اصلا قصد طلاق نداشتم ولی دیگه کار به جایی رسید که مشاوره بهم گفت باید بپذیری و قبول کن دیگه کاری از دستت برنمیاد و تو همه تلاشاتو کردی ولی شوهرت همچنان نمیخواد پس بپذیر و از این زندگی بیا بیرون .ولی الانم با اینکه بعد دوماه تقلا بالاخره پذیرفتم میدونم که طلاق اشتباهه ولی خب چه فایده شوهرم همچنان رو تصمیمش مصره .در ضمن من خونه نداشتم یه سه سالی بود تو خونه مادر شوهرم تو یه اتاق باهاشون زندگی میکردم و جهیزیه ام توی یه انبار بود از همون خونه هم خودم با میل خودم نیومدم یه جورایی مجبورم کردن که بیام(مادر شوهرم )
یعنی مادر شوهرتون شمارو بیرون کردن؟

خب میخواین اینجا هم کارشناس دارن، اگه میخواین یبار از مدیر همدردی بخواین بهتون مشاوره بدن. شاید راه های ایشون کارساز تر بودو تونستین زندگیتونو نجات بدین. و دوباره بسازین.
تاپیک های زیادی هم هست اینجا که مشابه مشکل شماست میتونین اونارو پیدا کنین و مشاوره های کارشناسان و بخونین و بکار ببرین شاید نتیجه بگیرین.