سلام SOGAND. جان. ممنون از پاسخت... بله دقیقا برای منم این مورد درکش خیلی سخته... چون تو محیط خونه ی ما و خانواده ام همه ی حریم های شخصی رعایت میشه و هیچ کس به خودش اجازه نمیده وارد حریم شخصی اون یکی بشه.... والبته اعتماد هم بین اعضای خانوادم خیلی خوبه و همه بهم اعتماد کامل داریم و هیچ پنهون کاری هم نداریم....!! ولی وقتی من اعتراض میکنم به این آقا و بهشون گفتم نباید همچین اجازه ای بدین، میگن من چیزی ندارم از خانوادم پنهان کنم... و میگن ما حتی اگر گوشیمون توی جمع زنگ بخوره و بخصوص توی اون جمع پدرم هم باشه هیچ کس حق نداره بخاطر جواب دادن به گوشیش اون مکان رو ترک کنه و همه اعضای خانوادش انگار همین شرایط رو دارن.... البته الان من هم اگر توی خونه ی خودمون گوشیم زنگ بخوره حتی اگر پشت خط مطمئن باشم مثلا همکلاسی آقا (همکلاسی جنس مذکر) باشند من هم همون محیطی که هستم پاسخ گوشمو میدم و همه میدونن من دارم با چه کسی و راجع به چه موضوعی میحرفم و من هم چیزی ندارم از خانوادم پنهون کنم ولی اگر مثلا توی محیطی باشم که شلوغ باشه یا خونه مهمون داشته باشیم سعی میکنم برم توی اتاقم صحبت تلفنی رو ادامه بدم که حواسم حین صحبت جمع باشه....!!! ولی این آقا میگوین این حرکت توی خانوادشون خیلی بد تعبیر میشه....!!!!!!
و بابت سوالی که پرسیدی باید بگم بله کلا این طور بار اومده و اخلاقش همین شده... توی جلساتی که باهاشون داشتم برای آشنایی اگر گوشیشون زنگ میخورد، ابتدا عکسی که روی گوشیشون میومدمو برای من توصیف میکردن که مثلا این آقا یا خانم کی هستن و چه رابطه ی کاری یا هر چیزی باهاشون داشتن.... وبعد عذرخواهی میکردن میگفتن باید جواب بدن و بیشتر صحبت های کاری بود.... در کل از لحاظ کاری هم مسئولیت زیادی داره و هم خیلی سرش شلوغه.... یا دنبال عکسهای جراحیشون میگشتن تا بهم نشون بدن خیلی راحت گوشیشونو سمت من گرفته بودن و توی عکس های خانواده گیشون دنبال عکساشون میگشتن....
من فکر میکنم چون از اول توی همچین خانواده ای بزرگ شده براشون این مسئله عادی هستش و عادت کردن به این روش... و حتی وقتی من اعتراض کردم ابتدا تعجب کردن که چرا من ناراحت شدم و این مسئله ربطی به مستقل بودنشون نداره( چون من متاسفانه بهشون گفتم که فکر میکنم هنوز مستقل نیستین و خیلی وابسته خانواده هستین و حس میکنم همه توی امورتون نظر میدن و دخالت میکنن.... که این حرف من باعث ناراحتی ایشون شدش....!!
بله اصلا حاضر نیست کارشو تغییر بده.... چون هم از ابتدا کنار پدرش بوده میگه اگر الان توی این سن پیریش تنها بذارم اصلا درست نیست و اون بوده که منو به اینجا رسونده و من هر چی دارم از پدرم دارم....!!! و الان بقوله خودشون 8 ساله دارن توی این کار زحمت میکشن و بیشتر سرمایه و وقتشو روی این کار گذاشتن و هم اینکه درآمدش خیلی خوبه و اصلا قابل مقایسه با حقوق کارمندی نیست.... درآمد اینجا حدود 5-6 برابر حقوق کارمندیشه....!!
از دختر بیخیال هم خیلی ممنونم و از وقتی که برام گذاشتین واقعا ممنون. دقیقا تموم حرفایی که زدین من هم بهش پی بردم و فکر کردم.... و بابت همین قضیه ها می ترسم ... از طرفی توی این همه خواستگاری که داشتم این تنها شخصی بودن که از لحاظ چهره و ظاهر و تیپ و شخصیت همونی هستن که من میخواستم و واقعا توی نگاه اول به دلم نشستن و با اینکه این مسائل رو حس کردم نتونستم خیلی راحت ازشون بگذرم و جواب منفی بدم بهشون و خودشونم هم خیلی اصرار دارن که من دارم اشتباه میکنم و اون کاملا شخص مستقلی هستش و فقط به خانوادش داره احترام میذاره.....!!! و میگن من تا ازدواج نکردم و زندگیمو از خانوادم جدا نکردم اوضاع همین طوره ولی بعدا که مستقل شدیم دیگه اجازه نمیده کسی توی مسائل زندگیمون دخالت کنه....!! واقعا موندم نمیدونم چیکار کنم.....
بهم بگین با پرسیدن چه جور سوالات غیر مستقیمی میشه به مستقل بودن طرف پی برد به جز مسائلی که گفتم....!!!
چند تا نمونه سوال برام مثال بزنید واقعا ممنون میشم.... خواهشن راهنماییم کنید هر چی زودتر باید تصمیم بگیرم و منتظرشون نذارم اگر جوابم منفی هستش.... چون دوست ندارم کسی انتظار بکشه بعد یهو جواب منفی بدم..... مرسی از همگی.
اوه چقدر طولانی شدش.... از همگی معذرت میخوام... من در طول روز بدلیل اینکه 3 تا پیام بیشتر نمیتونم بذارم مجبورم مفصل توضیح بدم. و همین جا بگم من تموم پیاماتونو میخونم و بهد همه رو باهم جواب میدم و از همه همین جا تشکر میکنم. مرسی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)