سلام؛خواهش میکنم.
روحیات انسان نهایت طلبه اگه کنترلش نکنید هیچ وقت رنگ آرامشو نمیبینید ؛ چون دو تا مشکل هست یکی اینکه حد اون هدف برای شما چقدره ؟ مثلا میخواید ثروتمند
بشید ؛تا چقدر؟ آیا میتونید با توجه به امکاناتتون بهش برسید؟ اگه آره ،بعد باید دید آیا این همه پول ارزش اینکه شما بهترین سال های زندگیتون رو وقفش کنید داره یا
نه ؟ در نهایت به چی برسید؟ به اینکه پولدارترین باشید در مقابل چی رو از دست میدین عمرتون برای تلاش کسب ثروت و بدتر از اون لحظاتی که به جای خوشحال
بودن ناراحت بودین از اینکه چرا پولدار نیستین. بعدم وقتی به اون هدف میرسید با روحیات فعلی شما بازم راضیتون نمیکنه چون احتمالا دیگه بهش رسیدین و جذابیتشو
از دست داده ،حالا هدف بعدی و این دور همین طور ادامه داره تا عمرتون تمام بشه.
مسئله ی دو اینکه آیا این هدف اصلا ارزش داره یا نه ؟ البته من دیدگاه خودم رو میگم و شاید برای بقیه متمایز باشه . اگه هدف کسب ثروته در حد تامین رفاه و اینکه
بتونیم چیزی رو که ارزش پول دادن داشته باشه تهیه کنیم ! نه بیشتر نه کمتر . همون قدر که ما تا آخر عمر باید نگران اجاره خونمون باشیم ،بده ؛ اینکه همشم دنبال
پول رویه پول گذاشتن باشیم هم اشتباهه . در نهایت همه ی اینا رو میذاریم و میریم ! ما داریم در مقابل کسب ثروت زمان میگذاریم ؛کسی که روزی 16 ساعت کار
میکنه برای 300 هزارتومان در ماه داره ضرر میکنه کسی هم که 7 ساعت کار میکنه و 15 میلیون در میاره هم داره ضرر میکنه چون داره بیش از حد پول بدست
میاره و لحظات عمرش رو بابت پول از دست میده مثلا میتونست دو ساعت کار کنه و بقیشو با خانوادش خوش بگذرونه ؛ من هر دو مثال رو رد میکنم . هر چیزی به
تعادل باید باشه. در مورد هیئت علمی هم همین طوره ، ببینید براتون عجیب نیست 30 سال پیش کسی ازین دغدغه ها نداشت که شغلش استاد دانشگاه باشه ؟ اینا
نتایج فرهنگ غلط جهان سومی حاکم به کشور ماست . آیا این تفکر باعث پیشرفت صنعتی و فکری ما شده ؟ حالا این فرهنگ با روحیه ی شما ترکیب شده و باعث حال
بدتون شده ! یه ضرب المثل امریکایی هست که میگه هر وقت چیزی رو بلد نبودی برو دانشگاه درس بده ! اگه علاقه به تدریس دارید آموزش عمومی بیشتر به شما احتیاج داره .
در مورد طلا هم ؛وقتی صد سال دیگه نه من هستم نه شما ولی اون طلاهه هست ، فکر میکنید فرقی داره که اونا خریدن یا شما !؟ با این حال راه حل سادست
بفروشیدش و با سلیقه خودتون یه مدل دیگه بخرید .اگرم به خاطر مدلش نیست به خاطر اینه که فکر میکنید بهتون توهین شده بازم مهم نیست ؛تنگ نظرها معمولا به
آدمای بزرگ نوهین میکنند در حالی که خودشون رو دارند تحقیر میکنند ، این طوریم میشه بهش فکر کرد ؛البته نمیگم اونا یه همچین آدمایی اند بیشتر میخوام بگم واقعا
ارزش نداره که ذهنتون رو درگیر چنین مسئله ای بکنید .
همون طور که حدس میزدم نمیدونید نقاط مثبت اصلا چیه !!؟ از شوهرتون و یا دوستاتون بخواید شما رو مورد آزمون قرار بدند و نقاط مثبتتون و منفیتون رو بهتون
بگند؛ ازشون بخواید که انصاف رو رعایت کنند و فقط خوبا رو نگند ؛بگید اگه ادعای دوستی با شما رو دارند حقیقت رو بگند تا فرصت ارتقای خودتونو داشته باشید.
من دیوانه چو زلف تو رها میکردم / هیچ لایقترم از حلقه زنجیر نبود
ویرایش توسط m.reza91 : جمعه 18 مهر 93 در ساعت 11:39
علاقه مندی ها (Bookmarks)