از کسایی که تونستن با این مشکل کنار بیان یا راه حلی دارن تقاضا دارم که بیان و با گقتن تجربیاتشون کمک کنن تا کارم به خود کشی نرسیده واقعا دارم کم میارم همش تحقیر همش استرس..امروز از اتاقم شنیدم که میگفتن بدون من راحتن و منی که همش تو اتاقمم خیلی مزاحمشون هستم..آخه چرا؟؟؟من که با اختیار خودم به دنیا نیومدم..شاید با مردن من به آرامش برسن..دیروز بهشون گفتم که با من نجنگید من دشمنتون نیستم...شاید هیچ وقت نتونم پدر شدنمو ببینم و یه بابای خوب باشم و فرزندمو با عشق دوستت داشته باشم![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)