مرسى از همه دوستان
برادرش از نظر ظاهرى مثل ادم هاى عادى اما از نظر رفتارى عقب افتاده است
بعد من به خاطر فشارى كه روم از نظر خواستگار كه تو شركت كه هر كسى به خودش اجازه ميده به من پيشنهاد اشنايي ميده خسته شدم گفتم با يكى كه ميشناسم اشنا شم
بعد ميگم من تازه ٢٣ سالمه با اين همه خواستگار يه وقت از ترس نيفتم تو چاه
يه حس برترى نسبت به همه گرفتم كه ميترسونتم از بس همه جا ازم تعريف شده يه حالت خود شيفتگى گرفتم
بعد هم اين اقا ٦ ماه با همسرش زندگى كرده و تجربه زندگى زناشويي رو داره
اما من ٢ سال عقد بودم ولى ٤ ماه با بوديم اون هم رابطه كامل نداشتيم
واسه اين ميگم چرا با يه پسر مجرد ازدواج نكنم؟
نظر شما چيه؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)