به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 70
  1. #31
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 17 دی 94 [ 13:03]
    تاریخ عضویت
    1393-5-19
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    1,480
    سطح
    21
    Points: 1,480, Level: 21
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 214 در 65 پست

    Rep Power
    0
    Array
    وای من میمیرم برا شیرینی خونگی
    مخصوصا وقتی با همکاری بچه کوچولو ها باشه که عالیه
    ولی حیف

    حتما حتما حتما برات دعا میکنم سوده جونی...
    من یه بار اینو گفتم و دوباره به شما میگم من کل زندگی مو از حضرت زهرا دارم هیچچچچچچ وقت برام کم نذاشت با اینکه من خیلی بی انصافی کردم.اونقدر که بعضی موقع ها خجالت میکشم که چیزی بگم ولی خودشون کارمو حل میکنن
    توصیه من به شما اول اول اول توسله
    دعای توسل رو حتما بخون.حدیث کسا که دیگه معجزه س
    منم براتون دعا میکنم

  2. 5 کاربر از پست مفید ققنوس تشکرکرده اند .

    del (پنجشنبه 24 مهر 93), morteza2487 (چهارشنبه 16 اردیبهشت 94), paiize (سه شنبه 22 مهر 93), parsa1400 (چهارشنبه 23 مهر 93), سوده 82 (سه شنبه 22 مهر 93)

  3. #32
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 اردیبهشت 95 [ 12:20]
    تاریخ عضویت
    1393-4-30
    محل سکونت
    آلمان
    نوشته ها
    247
    امتیاز
    11,685
    سطح
    71
    Points: 11,685, Level: 71
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 365
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdrive1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    3,178

    تشکرشده 1,387 در 220 پست

    Rep Power
    77
    Array
    سلام به عشق زلی و ابدی ام علی٫
    با صمیم قلبم میخوام برات بگم٫خدا جونم کمکم کن تا هیچ یک از اشتباهاتم رو جا نذارم و همشونو روی کاغذ بیارم!البته دوست داشتم که از زبون خودم بشنوی ولی شاید تو هنوز آمادگی صحبت کردن با من رو نداشته باشی٫من منتظر میمونم تا تو هم یک روز آمادگیتو اعلام کنی تا با هم دوتای یه صحبتی راجع ب آینده سه تامون داشته باشیم٫البته منم هنوز خودم زیاد آمادگیشو ندارم چرا دروغ بگم!میخوام وقتی باهم بعد از این مدت صحبت میکنیم دیگه اشتباهی رو تکرار نکنم و حتی آرومتر از الانم باشم تا حرفاتو خوب خوب بشنوم و درکشون کنم کاری تا الان نمیکردم!!!
    عشق من٫من با تمام وجودم بهت میبالم٫تو باعث سرفرازی منی٫تو از هر نظر واسم بهترینی٫ پاک و دلسوزی و لایق دوست داشتنی ومن میدونم که خودم باعث این دلسردیت شدم٫اول از همه خودم بودم که همسر مهربونم رو رنجوندم و چه بی مهارت بودم٫من با این کارام هم خودمو خسته کرده بودم و هم توروهم خسته و بلا تکلیف!
    من و تو واقعا مثل دو تا سنگ نتراشیده وارد زندگی شدیم بدون داشتن ذرهای مهارت٫باید بگم که چقدر دلم میسوزه که یکی رو هم دلسوز خودمون نداشتیم تا حداقل من بتونم از تجربیاتش واسه مدیریت زندگیمون استفاده کنم٫یکی که راه و چاه شوهر داری رو نشونم بده و بهم بفهمونه که همسری که انقدر از خود گذشتست رو چطوری راضی نگش دارم٫چطوری به غرور مردونش احترام بزارم و همینطور که تو مارو خوشبخت میکنی و واسه زندگیمون تلاش میکنی منم واسه رضایتت تلاش کنم٫ ولی نکردم! حالا میدونم رضایت یک مرد فقط خونه تمیز و غذای لذیز٫لباسهای تر و تمیزش نیست٫زضایت آرامشی میتونه باشه که وقتی تو همسر مهربونم به خونه میای تو خونه احساس راحتی و آرامش داشته باشی نه اینکه بیای و سوده شروع کنه به غر زدن وبره تو عصابت!
    میدونم با داشتن آرامشی که تو خونه هست میتونمیم بهتر همدیگرو درک کنیم و دوست داشته باشیم!

    من از این وقتی که توی این جدای با همه تلخیها و زجرش بهم داده شد ازت متشکرم چون خودمو واقعا شناختم٫ضعفام رو شناختم و دنبال بر طرف کردنشون بر امدم٫خیلی مشاوره گرفتم٫مقاله و کتاب خوندم خیلی تمرین کردم تا بتونم توی زندگی درست رفتار کنم و خودمو از نو ساختم!تا همین ۱٫۵ ماه پیش هم تمام تقصرا روی شونهای همربونه تو بود عزیزم٫حالا میدونم که نه بابا بیشتر از ۸۰٪ از من بوده و تو اون ۲۰٪ اشتباهتو بهد از رفتارهای بد من بدست آوردی٫قبلش اصلا اینجوری نبودی٫رفتارهای بد من روی تو اثر منفی گذاشت! من واقعا از صمیم قلبم واسه این تجربه بد که خودم باعثش شدم معذرت میخوام٫از عمق وجودم ازت میخواممنو بخاطر رفتارهای زشتم ببخشی٫واسه حرفهای زشتی که زدم٫ من واقعا از کرده ام شرمنده ام و حسابی پشیمونم٫ الانم دارم عقوبتش رو میبینم و به تلافیش زندگی مشترکم رو در کنار تو که همه کسمی از دست دادم و چقدر دلم آتیشه که دختر کوچولومون هم باید واسه کارای من تاوان پس بده و سایه پدر مهربونش از بالا سرش ورداشته بشه!تو همسر بی نظیری بودی و یک پدر فوق العاده و مهربون واسه پارمیدا و من بهت ایمان دارم تو بزرگه خونمونی!
    ای کاش بشه که پارمیدا تو کانون گرم خانواده در کنار من و تو بزرگ بشه٫تو عزیز دلم خودت مزه تلخ بی پدری رو کشیدی (خدا پدر و مادرتو بیامرزه)ای کاش بشه دوباره سایه جفتمون بلا سرش باشه و سایه همسر مهربونم بالا سر من باشه تا با کمکش زندگیمونو از نو بسازیم تا باهم از عهده زندگی بر بیایم و یک زندگی شیرین و بدون دغدغه و شادی رو بهم هدیه بدیم! من برای زندگیون خیلی چیزا یاد گرفتم٫یاد گرفتم که اصلا شوهر داری یعنی چی و چطوری باید از زحمتهای همسر مهربونم تشکر کنم٫میدونم که چطوری باید به شخصیت همسرم احترام بزارم٫میدونم هر کسی واسه خودش یه شخصیتی داره و من هیچوقت نمیخوام تو مثل کس دیگه ای باشی٫همینطور که هستی واسم بهترینی و میدونم که حفظ غرور همسرم چقدر مهمه و اینکه هیچوقت از تو عزیزم چیزی که دوست نداری نخوام٫وقتی خست است واسش ابزار راحتیشو فراهم کنم٫میدونم توی خونه اول نظر همسرم مهمه و من به نظرات و خواسته هات احترام میزارم و البته با هم فکری میتونیم زندگی خوب و آرومی داشته باشیم و انشالا خوشبخت بشیم!
    تو این مدت فهمیدم که کجاهای زندگی درکت نکردم و خود سر بودم و اینکه چقدر واسه چیزای بیخودی حسودی میکردم که الان واسم باعث خجالته و این حسادت من مخصوصا روی برخورد تو مثلا با محسن چه مسخرست! میدونم که هر کسی نیازهای داره و هر شخصی توی زندگی آدم جای خودشو داره و دوست هم جای خودشو داره و تا وقتی که تو دوست داری در کنارت باشن منم بهشون احترام میزارم با کمال میل ازشون پذیرای میکنم ( آخه قبلا وقتی دوستش میومد خونمون من ازشون خوب پذیرای میکردم ولی قبل از اینکه بیاد غر میزدم) و خانواده گلتم که جای خودشونو دارن!البته خودت میدونی که من چقدر دوستشون دارم و باید اینجا هم واسه بعضی از برخوردهای بچهگانم معذرت خواهی کنم که سر کادو خریدن واسه پوریا باز حسادت کردم٫من واقعا خیلی خودخواه بودم میدونم٫منو ببخش عمرم!من تمام خوشی تو ایرانمون رو همشو از لطف خانوادت میدونم٫اونها چه صادقانه ازمنو پذیرای کردن و هیچی واسمون کم نذاشتند و من با رفتارم تو عزیز دلم رو رنجوندم٫خیلی به خودم امدم و رو خودم زوم کردم و از کارای بچهگانم متاسفام! خودم دفعه بعد که انشالا اگه خدا خواست باهم سه تای ایران رفتیم خودم جبران میکنم چون پروین جون و علی آقا(خواهر و شوهر خواهر علی) کم واسمون نکردن و لیاقتشون بیشتر از اینهاست!
    پارمیدا گهگداری وقتی دوستم زنگ میزنه فکر میکنه پروینه٫وقتی میگم دوستمه ناراحت میشه میگه قطع کن به عمه زنگ زنیم٫منم نمیخوام مزاحمشون باشم چون میدونم سرش با پایان نامش گرمه فقط امیدوارم همیشه شاد و موفق باشند و یک روزی باز باهم به دیدنشون بریم و با هم مثل همیشه خاطرات به یاد موندنی داشته باشیم!
    الان هم که مامانماینا میدونند کارهای نسنجیده من زندگیرو به اینجا کشنده همش منو سر زنش میکنند٫باور کن حتی بابام چند بار میخواست ازم آدرستو بگیره و با مامانم بیان پیشت و ازت واسه پیش داوری که کردن و رفتار اشتباه من معذرت خواهی کنند و بگن که درکت میکنند!بابام همیشه میگه علی مرد زندگی بود و بابای خیلی خوبیه و تو با ندونم کاریهات خستش کردی و راستم میگه ولی من دیگه اون سوده سه ماه پیش نیستم٫اون سوده لیاقت تو رو نداشت عزیزم اینو جدی میگم!منم بخاطر همین سر زنشهای همیشه بابام که هی چپ و راست بارم میکنه کمتر اونجا میرم چون اکثرا با گریه برمیگردم خونه٫تو خونه با پارمیدا راحترم ولی اگه حضور توهم در کنارمون باشه دیگه هیچ دغدغه ای نداریم تو سپرست ما هستی و ما الان بدون شک پر نیازیم !با امدنت این نا آرومیهای شبونه پارمیدا هم تموم میشه که هر شب میگه میخوام به بابای زنگ بزنم٫برم پیشش یا اینکه بگو بیاد پیشم بخوابه٫دستم رو بگیره بخوابم یا باهام تو اتاقم بازی کنه٫پارمیدا نمیتونه بگه به وجود بابا علیش احتیاج داره تا یک شب در میون کابوس نبینه٫بعضی وقتا که با گریه وسط شب بیدار میشه با حق حق میگه مامان اونو بده بقلم٫میگم جی میخوای؟! یه جارو نشون میده و میگه اونو بده٫من هم از ترس تمام تن و بدنم میلرزه میگم ای خدا چی میخواد٫چرا شبها آرامش نداره و بعضی شبهام که جاشو خیس میکنه٫خیس عرق میشه و تب میکنه بعدشم که فرداش مریض میشه با اونی که شبها واسش قضه میگم باهاش تو تخت بازیاهی خنددار میکنم تا شاید تا صبح راحت بخوابه ولی فایده ای نداره٫امیدوارم این نا آرومیهای شبونش دیگه تموم بشه و راحت بخوابه و دیگه جای خالی باباش پر بشه از حضور بابا علیش تو خونه!اینهارو مینویسم که تو هم از احوالش باخبر باشی عزیزم و درکش کنی٫خودتم میدمنی که پارمیدا چقدر بهت وابستست و دوستت داره! نقاشیهاشم که خودت چندتاشو داری که حضور تو تو اکثرشون هست!غذا که میخوریم میاد و روی صندلی تو میشینه و میگه من جای بابا علی نشستم دلت بسوزه بعدشم شکلک در میاره و منو مسخره میکنه!
    همیشه تو فکرمونی٫موقع غذا خوردن هیچی از گلوم پایین نمیره٫جای خالیت همیشه در کنارمون حس میشه٫چطوری غذا بخورم وقتی ندونم عمرم الان داره چی میخوره٫اصلا حوصله کرده واسه خودش غذا بزاره یا انقدر خسته است که باز یه چیزی حاضری میخوره٫بخدا دلم طاقت سختی کشیدنهاتو نداره!
    من واقعا واسه کارام متاسفم٫همیشه از خدا میخوام اگه قراره کسی هم زجر بکشه به دخترم و همسرم نده به من بده تا شما دو تا همه کسم همیشه در سلامت و شادی باشید!بخدا هر شب وقتی دعا میکنم همیشه از خدا میخوام تا تو عزیز دلم منو ببخشی و دلت رو باهام صاف کنی٫آرزومه که یک شب کلید بندازی به در و بیای تو مثل اون وقتا که از کار میومدی خونه تا باهم زندگیمونو از نو بسازیم٫یک زندگی که توش جز شادی و عشق و مهر و محبت و آرامش نباسه٫مهم نیست کجا زندگیمونو شروع کنیم تو در این مورد هر تصمیمی که بگیری من بهش احترام میذارم و میپذیرم چون میدونم تو هر تصمیمی بگیری بدون شک خیر و صلاحمون رو توش خواستی برای من و پارمیدا فقط در کنار تو بدون مهمه تا گرمای وجودتو حس کنیم!
    با همه اینها اصلا نمیخوام خودمونو بهت تحمیل کنیم٫ عزیز دلم تو آزادی و رها و تا هر وقت که لازم میدونی واسه تصمیمی که میخوای بگیری فکر کن و فرصت بذار٫میدونم که تو بهترین تصمیمو واسه سه تامون میگیری!
    میخوام کمی هم از دلتنگیهای هر شبم واست بگم٫بگم که چقدر دلم واسه چشمات تنگ شده که نگاهم میکرد و قبل از اینکه شبهاچشمامو میبستم با نگاه به چشمای تو میخوابیدم٫واسه اینکه سرم روی بازوهات بذارم و تو آغوش مردونه همسرم بخوانم و تو چه عاشقونه بقلم میکردی و من چه امنیتی داشتم تو آغوشت٫ دلم واسه اون لبخند مهربونت٫ دلم واسه با هم بودنهامون تنگ شده اینکه سه تای دست تو دست هم بریم بیرون و با هم قدم بزنیم و خوش باشیم!حالا میدونم هیچی واسم دوست داشتنی تر از این نیست که کنار تو و پارمیدا باشم٫حالا که ندارمت بیشتر از هر موقعی میدونم که تو واسم از هر کس دیگهای مهمتری و من فقط با تو و پارمیدا به خوشبختی میرسم! یاد اون روزها که دویسبورگ( اسم شهر قبلیمونه)بودیم بخیر واقعا اونوقتا خوشبخت بودیم٫یادته میرفتم باهم دم راین دوچرخه سواری پا به پای هم پا میزدیم٫مسابقه میذاشتیم و چه خوش بودیم٫بی انصافیه اگه خوشیهامون رو فراموش کنی عزیزم٫من همیشه به یاد اون خاطرات هستم!
    همسر مهربونم من دنیا رو با تو عوض نمیکنم٫میدونم که فقط دوست داشتن و ابراز عشق کردن خوشبختی نمیاره٫آدمها باید توی زندگی همدیگر رو درک کنند و من چقدر خودخواه بودم که درکت نکردم ولی از وقتی که تصمیم گرفتم که برگردم به عقب و یه مروری روی زندگیمون داشته باشم فهمیدم که تو خیلی جاها چه فداکارانه و چه از خود گذشته بودی و من...نفسم توتوی زندگی هیچی واسمون کم نذاشتی و تمام سعیت رو واسه خوشبختی و راحتی ما کردی و چی زندگی خوب و بدون نقصی واسمون درست کرده بودی من واقعا قدر تمام زحمتهاتو میدونم و واسه تمام خوشبختی که بهم هدیه دادی ازت ممنومن و الان با نبودنت که نه تنها من بلکه دخترمون هم داره اذیت میشه و تاوان اشتباهایندونسته و نسنجیده منو پس میده شاید خودخواهی باشه که ازت بخوامیه فرصتی به زندگی سه تامون بدی تا اون چه از سهم منبوده و من باعث شدم تا زندگیمون به اینجا برسه رو جبران کنم!تو حق داری اون سوده گذشته واقعا لیاقت مهربونهاتو نداشت و چوب ندونم کاریهاشو خورده ولی فرصتی بده تا این سوده نشون بده که قدر همسرش رو میدونه و بهش احترام میذاره !بخاطر پارمیدامون کمکم کن تا این سوده دوباره علیشو بدست بیاره تا در کنار همسر و دخترش یه زندگی آروم و شیرینی شروع کنه!



    بچه ها واقعا شرمندهام واس اینکه سرتونو درد آوردم حالا منتظر نظراتتون هستم!!
    ویرایش توسط سوده 82 : سه شنبه 22 مهر 93 در ساعت 17:17

  4. 9 کاربر از پست مفید سوده 82 تشکرکرده اند .

    asal2013 (یکشنبه 04 آبان 93), del (پنجشنبه 24 مهر 93), fahimeh.a (شنبه 05 تیر 95), khaleghezey (یکشنبه 27 مهر 93), paiize (سه شنبه 22 مهر 93), parsa1400 (چهارشنبه 23 مهر 93), آرام دل (سه شنبه 22 مهر 93), سلیمانی (چهارشنبه 23 مهر 93), شمیم الزهرا (چهارشنبه 23 مهر 93)

  5. #33
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 بهمن 04 [ 23:26]
    تاریخ عضویت
    1391-8-10
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,664
    امتیاز
    48,038
    سطح
    100
    Points: 48,038, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    8,218

    تشکرشده 6,659 در 1,532 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    381
    Array

    خانمی اشکمو درآوردی!!!عمراشیرین بتونه یه نامه عاشقانه اینجوری واسه فرهاد بنویسه.

    خیلی زیبا بود...
    میتونم بگم نقصی نداشت!!!
    فقط بعضی جاهاحس کردم زیادی معذرت خواهی کردی...
    مثلا اونجاکه درموردخانوادت نوشتی میتونی نگی بابام اینا میخواستن بیان عذرخواهی...بقیه اش خوب بود...مخصوصااون ندونم کاریهات که بابات بهت گفته!!!

    اونایی که درموردپارمیداهم گفتی خوب بودوهمچنین ازدلتنگیهای خودت....

    درکل خوب بودفقط یه کم ازمعذرت خواهی هاواعترافات کم کن....
    آهان...اونجاکه نوشتی 80درصدمن اشتباه کردم 20درصدتو...وتازه اون هم به خاطررفتارمن بود!!!...اینونگو...
    بگو70یا80درصدمن مقصربودم...دیگه بقیه اش روحذف کن...اصلا درصد نده بگومن بیشترازتومقصربودم...خیلی بیشتر...همین کافیه

    اگه دوباره چیزی به ذهنم رسید میام وبهت میگم
    کارت عالیه
    عمر که بی عشق رفت

    هیچ حسابش مگیر...

  6. 5 کاربر از پست مفید paiize تشکرکرده اند .

    fahimeh.a (شنبه 05 تیر 95), khaleghezey (یکشنبه 27 مهر 93), sara503 (چهارشنبه 23 مهر 93), آرام دل (سه شنبه 22 مهر 93), سوده 82 (سه شنبه 22 مهر 93)

  7. #34
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array
    سوده جان علیرغم متن پر احساسی که نوشته ای ، و با وجود اینکه سعی کرده ای به شوهرت بفهمونی که خطاهایت چی بوده و الان دیگه نمی خواهی انجامشون بدهی ، اما نامه ات پر از التماس و ضعف هست و شوهرت یقین پیدا میکنه که نگرانی اش درست هست و تغییرات شما زودگذر و موقتی هست
    لذا این طرز نامه نوشتن کار شما را خراب می کند


    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت نمایش پست ها


    زمانی كه تسلیم باشی؛ تمام هستی از تو حمایت می‌كند هیچ چیز با تو مخالف نخواهد بود، زیرا تو با هیچ چیز مخالف نیستی.


    خودت را بپذیر؛ هر چه كه هستی حتی اگر نقصی هم داری آن را بپذیر؛ تنها آن هنگام قادری دست از جنگ با خودت برداری و آسوده باشی.

    زندگی یعنی آموختن صلح. صلح با دیگران نه، با خودت.

    عشق یك تجربه هست، ولی زبان بسیار مكار است. پس مراقب زبانت باش.

    سكوت را بر خودت تحمیل نكن. هیچ چیز را بر خودت تحمیل نكن. شادی كن؛ آواز بخوان، بگذار ذهنت خسته شود. آنگاه رفته رفته لحظات كوچكی از سكوت و آرامش واردت می‌شود.

    توانایی عشق ورزیدن؛ بزرگ‌ترین هنر جهان است.

    اگر بتوانی دیگری را همانطور كه هست؛ بپذیری و هنوز عاشقش باشی؛ عشق تو واقعی است.
    وقتی با عشق به دیگری بنگری؛ او والا می‌گردد و منحصر به فرد.
    هرگاه عاشق باشی، احساس عجز كامل می‌كنی. درد عشق هم همین است. زیرا تو می‌خواهی هر كاری را برای معشوقت انجام دهی، اما می‌فهمی كه كاری از دستت بر نمی‌آید. اما عشق یعنی همین كه تمام فكرت؛ خدمت به دیگری باشد حتی اگر از عهده‌ات بر نیاید.


    تو نمی‌توانی انسانی را تصاحب كنی، زیرا او یك شخص است. تصاحب فقط با اشیاء ممكن است. اگر هنوز به دنبال تصاحبی؛ عشق تو شهوت است.


    اگر نتوانی با معشوقت ساكت بمانی؛ بدان كه هنوز عاشق نشده‌ای.
    تنها راه كسب عشق؛ از طریق همین عشق میسر می‌شود. هر چه بیشتر ایثار كنی؛ بیشتر می‌گیری.
    والاترین انسان كسی هست كه با عزمی شكست ناپذیر؛ انتخاب كند.
    هر موجودی؛ یك سرود الهی است بی همتا؛ منحصر به فرد؛ تكرار نشدنی و غیر قابل مقایسه.
    اگر بتوانی تماماً و یك دل عشق بورزی؛ از عمق دلت؛ زندگی تو سرشار از شادی و احساس می‌شود نه تنها برای خودت بلكه برای دیگران هم اصلاً تو برای دنیا بركت و نشاط خواهی شد.

    اگر عشقی احساس نمی‌كنی؛ تظاهر نكن، سعی نكن نمایش بدهی كه عاشقی حتی اگر خشمگینی بگو كه خشمگین هستی و باش ولی حقیقی باش.


    زندگی یك مسابقه و رقابت نیست پس دلیلی هم برای مقایسه خودت با دیگران وجود ندارد.

    هیچكس نمی‌تواند تو را تغییر دهد. تنها خودت قادر به تغییر خودت هستی.
    اصیل بودن و واقعی بودن نهایت زیبایی است.
    اصیل بودن یعنی واقعی بودن خنده‌هایت، گریه‌هایت، نفرتت و عشقت و همه زندگیت باید واقعی باشد تا اصیل باشی.
    آنان كه طمع كارند؛ برای پر كردن احساس تهی بودنشان بارها و وزنه‌ها را با خود حمل می‌كنند.
    .

  8. 9 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    asal2013 (یکشنبه 04 آبان 93), del (پنجشنبه 24 مهر 93), fahimeh.a (شنبه 05 تیر 95), paiize (چهارشنبه 23 مهر 93), parsa1400 (چهارشنبه 23 مهر 93), sara503 (چهارشنبه 23 مهر 93), رها68 (پنجشنبه 07 اسفند 93), سوده 82 (چهارشنبه 23 مهر 93), صبا_2009 (چهارشنبه 23 مهر 93)

  9. #35
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 آبان 04 [ 23:57]
    تاریخ عضویت
    1393-3-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    22,558
    سطح
    93
    Points: 22,558, Level: 93
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 792
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    3,895

    تشکرشده 2,704 در 676 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    142
    Array
    بانو سوده سلام

    بابت حلوا ممنون خدا ازتون قبول کنه و خدا خانواده همسرتونو رحمت کنه وشفیع شما و فرزنشون علی آقا در دنیا و آخرت باشن انشالله .

    بانو در مورد نامه چند نکته بهتون بگم . اولا نامه تون خوب بود ایراداتی داشت که بانو پاییز و بالهای صداقت فرمودن

    دوما از نظر من چون شما شکسته هستی و در تلاش برا برگشت عاجزانه همسرت به زندگی مشترک و کلا غرورتو گذاشتی کنار و داری از اعماق قلبت برا اصلاح گذشته تلاش میکنی .. نامه تون در این سطح از افکار امروز شما خیلی خوب و بسیار عالی بود .

    ولی از دید ما و دوستان ضعف شما توش مشهود بود و قابل لمس . سعی کن در نامه جدید و اصلاح شده کمی غرور داشته باشی و بیشتر سوده جدیدو بهش معرفی کنی . بهش بفهمون که تغییرات گذرا و زود گذر نیست .

    سوما . که خیلی مهمه اینکه این یه نامه بیش نیست و نامه نمیتونه گویای لمس واقعیت باشه و فقط یه نامه است چه جواب داد چه جواب نداد شما نبیاد کناره گیری کنی و سرد بشی . و خدایی نکرده ضربه بخوری و خودتو رها کنی .

    بهتوتن بگم خوندنش از سوی علی حتمی خواهد بود تا نقطه آخرش ولی پاسخش شاید به این زودی ها نیاد . نه اینکه بی پاسخ میمونه نه ولی شامل زمان خواهد بود . تازه بعد نامه شما کارت در اومده باید خودتو ثابت کنی و بر اونچه که در نامه با خط خودت بر علی گواه کردی ثابت کنی . . و با صبوری راهتو ادامه بدی هرچند علی با دقت بیشتری بهتون نگاه خواهد کرد .

    خب برمیگردم . موفق باشی

  10. 4 کاربر از پست مفید parsa1400 تشکرکرده اند .

    del (پنجشنبه 24 مهر 93), paiize (چهارشنبه 23 مهر 93), sara503 (چهارشنبه 23 مهر 93), سوده 82 (چهارشنبه 23 مهر 93)

  11. #36
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 22 بهمن 95 [ 18:24]
    تاریخ عضویت
    1393-1-30
    محل سکونت
    زیر آسمان خدا
    نوشته ها
    193
    امتیاز
    4,750
    سطح
    43
    Points: 4,750, Level: 43
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 200
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    10

    تشکرشده 916 در 198 پست

    Rep Power
    36
    Array
    سوده جون سلام.
    اشکم در اومد.
    ولی وقتی یک لحظه خودمو جای علی آقا گذاشتم، یک لحظه با خودم گفتم باشه برمیگردم ولی میبرمش زیر ذره بین. هر جا هم که اون کارو انجام نداد و غر زد فوری نامه رو یادآوری می کنم براش. اما سوده جان هیچ کدوم از ما فرشته نیستیم و هیچ کدوممون نمیتونیم بگیم صد در صد اشتباه نخواهیم کرد.
    به فرض که قلب علی آقا مثل ما با این نوشته ها نرم شد و برگشت و بعد با کوچکترین حرکت اشتباه شما شروع کرد به ایراد گرفتن و بازخواست کردن که مگه تو ننوشتی عوض شدم؟؟؟
    غرورتو حفظ کن خانومی. خیلی معذرت خواهی کردی و این اصلا خوب نبود به خدا.
    دلم شکست... بیشتر گریه ام هم به خاطر این بود که چرا ما زن ها انقدر وابسته ایم که باید التماس شوهرمونو بکنیم که لبخندش زندگیمونو زیر و رو کنه.
    من خودمم همینم فکر نکن انتقاد دارم ازت می کنم. خودم هزار برابر وابسته ترم. ای کاش نبودم....
    مگه میشه مدام در آینده از همسرت معذرت خواهی کنی و بشی کنیز بی زبون؟؟؟ به خدا وقتایی پیش میاد که عصبی هستی مخصوصا زمان هایی که تعادل هورمون هات به هم می خوره. فکر کن چقدر سخت می شه که بخوای توی اون لحظات بر خلاف سیستم بدنت با اون همه درد و فشار مهربون و صبور رفتار کنی و مدام بگی چشم و از خواسته های خودت بگذری...
    سوده جون میدونی با این روش بعد چند سال جای شما و علی عوض می شه.
    شما میشی علی از خودگذشته و علی میشه یک مرد خودخواه که همیشه حقو به خودش می ده.
    و شاید زبونم لال بعد از ده سال دیگه شما نتونی این شرایط از خودگذشتگی مطلق رو تحمل کنی.
    سوده جان یک کمی بیشتر فکر کن. شاید حتی نیازی به نوشتن نامه نباشه.
    کمی مغرور باش نه غروری که به همسرت لطمه بزنی بلکه یک غرور که از اعتماد به نفس بالا نشأت میگیره.

    مردها عاشق زن های خودساخته و مغرورن. زن هایی که به سختی بشه دلشونو به دست آورد.
    اما توی این نامه قلب شما کادوپیچ و تقدیم علی آقا شده... اون وقت علی آقا چه تلاشی باید بکنه؟؟؟
    هیچی با خودش می گه من چقدر خواستنی هستماااا... و اصلا متوجه عشق و از خودگذشتگی شما نمیشه...
    همون سیکل قبلی که بین شما و علی آقا برقرار بود...
    یک چرخه معیوب به وجود میاد و هر بار نقش های شما دو نفر عوض می شه.
    و هیچ چیزی درست نمیشه.
    خیلی به یادتم و توی دعاهام همیشه توی ردیف اولی.
    از بزرگی و گذشتت خیلی چیزها یاد گرفتم.
    شما زن بزرگی و خواستنی هستی پس خودتو دست کم نگیر.

    تا توانی دفع غم از خاطر غمناک کن
    در جهان گریاندن آسان است اشکی پاک کن

    ویرایش توسط Kamelia-94 : چهارشنبه 23 مهر 93 در ساعت 11:50

  12. 7 کاربر از پست مفید Kamelia-94 تشکرکرده اند .

    del (پنجشنبه 24 مهر 93), fahimeh.a (شنبه 05 تیر 95), paiize (جمعه 25 مهر 93), parsa1400 (چهارشنبه 23 مهر 93), واحد (پنجشنبه 24 مهر 93), سوده 82 (چهارشنبه 23 مهر 93), صبا_2009 (چهارشنبه 23 مهر 93)

  13. #37
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    خودم را گذاشتم جای سوده،
    نفهمیدم باید چی بنویسم. شاید باید اصلا ننویسم

    خب اگر معذرت خواهی نباشه و قول و قرار، پس چی باشه؟ از خودش تعریف کنه؟
    کدوم ما با خوندن نامه ی کسی که از خودش تعریف کرده باشه، باورش می کنیم.

    شاید بهتره هیچی ننویسه و فقط منتظر قرار ملاقاتی که همسرش گفته باشه و تو این مدت هم به تدریح تغییرات رفتاریش را نشون بده.

    اصلا این نامه لازمه؟
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  14. 6 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    del (پنجشنبه 24 مهر 93), fahimeh.a (شنبه 05 تیر 95), paiize (جمعه 25 مهر 93), parsa1400 (چهارشنبه 23 مهر 93), sanjab (چهارشنبه 23 مهر 93), سوده 82 (جمعه 25 مهر 93)

  15. #38
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 آبان 04 [ 23:57]
    تاریخ عضویت
    1393-3-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    22,558
    سطح
    93
    Points: 22,558, Level: 93
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 792
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    3,895

    تشکرشده 2,704 در 676 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    142
    Array
    یه عکس از پارمیدا یا یه عکس از اینترنت تو آواتارت بذار تا مجهول تصویر نباشی . شاد باشه هااااا

    در مورد ارسال نامه هم تو مشاوره کمک بگیر .

  16. کاربر روبرو از پست مفید parsa1400 تشکرکرده است .

    سوده 82 (جمعه 25 مهر 93)

  17. #39
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 اردیبهشت 95 [ 12:20]
    تاریخ عضویت
    1393-4-30
    محل سکونت
    آلمان
    نوشته ها
    247
    امتیاز
    11,685
    سطح
    71
    Points: 11,685, Level: 71
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 365
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdrive1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    3,178

    تشکرشده 1,387 در 220 پست

    Rep Power
    77
    Array
    سلام دوستان خوبم٫
    من واقعا دیگه نمیدونم چی بگم!من تو این نامه میخواستم به علی بفهمونم که از کرده م پشیمونم٫آیا پشیمونی نشون ضعف آدم به حساب میشه؟!
    بالهای صداقت گلم خیلی خوشحالم که همیشه میتونم رو شما حساب کنم ولی راستش بعد از خوندن پستتون خیلی نا امید شدم!خوب مگه من نباید واسه اشتباهام از همسرم معذرت خواهی کنم! چطوری میتونم نشونش بدم که تغییراتم زودگذرا نیست?! من بخدا اشتباهامو از ریشه در خودم اصلاح کردم و در من نهادینه شده!
    پاییزه عزیزم میدونم کمی زیاده روی کردم٫است میگید همتون زیادی معذرت خواستم ولی خوب میخوام بفهمه که من واقعا اشتباهامو فهمیدم تا اونم به خودش بیاد!
    زمانی كه تسلیم باشی؛ تمام هستی از تو حمایت می‌كند هیچ چیز با تو مخالف نخواهد بود، زیرا تو با هیچ چیز مخالف نیستی. (خوب من الان تسلیم٫پس چرا باهام مخالفت میشه)
    خودت را بپذیر؛ هر چه كه هستی حتی اگر نقصی هم داری آن را بپذیر؛ تنها آن هنگام قادری دست از جنگ با خودت برداری و آسوده باشی.(من بخدا با خودم جنگ ندارم٫فقط میخوام خودمو اصلاح کنم٫مگه نباید اصلاح بشم!میدونم هیچکس کامل نیست ومنم نقصهامو میپذیرم و خودم هم خیلی دوست دارم٫عاشق خودمم(ازخودراضی))
    زندگی یعنی آموختن صلح. صلح با دیگران نه، با خودت!عشق یك تجربه هست، ولی زبان بسیار مكار است. پس مراقب زبانت باش.(بخدا از این به بعد مواظب حرفهام هستم)
    سكوت را بر خودت تحمیل نكن. هیچ چیز را بر خودت تحمیل نكن. شادی كن؛ آواز بخوان، بگذار ذهنت خسته شود. آنگاه رفته رفته لحظات كوچكی از سكوت و آرامش واردت می‌شود!
    توانایی عشق ورزیدن؛ بزرگ‌ترین هنر جهان است.
    اگر بتوانی دیگری را همانطور كه هست؛ بپذیری و هنوز عاشقش باشی؛ عشق تو واقعی است
    .
    وقتی با عشق به دیگری بنگری؛ او والا می‌گردد و منحصر به فرد.
    هرگاه عاشق باشی، احساس عجز كامل می‌كنی. درد عشق هم همین است. زیرا تو می‌خواهی هر كاری را برای معشوقت انجام دهی، اما می‌فهمی كه كاری از دستت بر نمی‌آید. اما عشق یعنی همین كه تمام فكرت؛ خدمت به دیگری باشد حتی اگر از عهده‌ات بر نیاید.
    تو نمی‌توانی انسانی را تصاحب كنی، زیرا او یك شخص است. تصاحب فقط با اشیاء ممكن است. اگر هنوز به دنبال تصاحبی؛ عشق تو شهوت است.(من نمیخوام تصاحبش کنم٫دوستش دارم ولی نه خودخواهانه!دوستش دارم و واسش آرزوی خوشبختی دارم)
    اگر نتوانی با معشوقت ساكت بمانی؛ بدان كه هنوز عاشق نشده‌ای.
    تنها راه كسب عشق؛ از طریق همین عشق میسر می‌شود. هر چه بیشتر ایثار كنی؛ بیشتر می‌گیری.

    والاترین انسان كسی هست كه با عزمی شكست ناپذیر؛ انتخاب كند.
    هر موجودی؛ یك سرود الهی است بی همتا؛ منحصر به فرد؛ تكرار نشدنی و غیر قابل مقایسه.
    اگر بتوانی تماماً و یك دل عشق بورزی؛ از عمق دلت؛ زندگی تو سرشار از شادی و احساس می‌شود نه تنها برای خودت بلكه برای دیگران هم اصلاً تو برای دنیا بركت و نشاط خواهی شد.
    اگر عشقی احساس نمی‌كنی؛ تظاهر نكن، سعی نكن نمایش بدهی كه عاشقی حتی اگر خشمگینی بگو كه خشمگین هستی و باش ولی حقیقی باش.
    زندگی یك مسابقه و رقابت نیست پس دلیلی هم برای مقایسه خودت با دیگران وجود ندارد(دقیقا موافقم ولی میتونیم برای بهتر شدن زندگیمون از تجربیات یکدیگر استفاده کنیم٫و اینجور مقایسه بنظرم اصلا اشکالی نداره یا اشتباه میکنم؟!)هیچكس نمی‌تواند تو را تغییر دهد. تنها خودت قادر به تغییر خودت هستی.
    اصیل بودن و واقعی بودن نهایت زیبایی است.
    اصیل بودن یعنی واقعی بودن خنده‌هایت، گریه‌هایت، نفرتت و عشقت و همه زندگیت باید واقعی باشد تا اصیل باشی.
    آنان كه طمع كارند؛ برای پر كردن احساس تهی بودنشان بارها و وزنه‌ها را با خود حمل می‌كنند.
    بالهای صداقت عزیز باز هم مثل از راهنمایتون استفاده کردم و سعی میکنم ضعف کمتری توش نشون بدم ولی نمیدونم چی بنویسم که نشونه تغییرات زودگذرا من نباشه؟!

    سلام آقا پارسای گل٫خیلی ممنونم از اظهار لطفتون!بخدا من نمیخوام نمیخوام ازش خواهش کنم برگرده اونم عاجزانه!!!میخوام فقط بفهمه که من سهم خودم رو از اشتباهم فهمیدم و اصلاح کردم و واسه رفتاره ای اشتباهم عذرخواهی کنم٫همین!
    خوب راجب پارمیدام باید بهش میگفتم که داره اذیت میشه!آیا نوشتن خاطراتمون نشونه خواهشه؟! الان که نامه رو باز خوندم میدونم که به قول پاییزه گلم توش خیلی عذرخواهی کردم اون قسمتهارو که پاییزه عزیز گفتن رو حتما حضو میکنم٫شاید نامه نوشتن بلد نیستم!
    من خوب چیزای که سوده جدید یاد گرفته رو بهش گفتم٫حالا حتما تو نامه از وضع دانشگاه میگم٫بگم که اگه نیاد من دانشگاه نمیتونم برم چون شهر به دانشجوها کمک نمیکنه و من درسم انقدر سنگین هست(البته خودش میدونه) که وقت کار کردن رو ندارم و بهش بگم که دارم دنباله کار میگردم؟!
    من قول میدم سرد نشم و کناره گیری نکنم ولی میخوام بعد از نامه بهش خوب فرصت بدم تا خودش به نتیجه برسه!بخدا اگه با ذرهبنم نگام کنه نمیخوام تظاهر کنم ولی خوب من ۳ سال پیشم همینجوری آرووم و پر عاطفه بودم اصلا غر نمیزدم و گیر نمیدادم٫ همیشه بهش احترام میذاشتم ولی با شکستی که تو درسم خوردم و مسعولیتهای جدیدم کارم به اینجا کشید!
    کامیلیای عزیزم حق با شماشت میدونم خیلی معذرت خواهی کردم٫من فقط نمیدونم کجای نامه غرورم شکست؟! من فقط نوشتم میدونم باید با همسرم دیگه چطوری برخورد کنم٫شاید باید بنویسم که اونم چطوری باید با من برخورد کنه٫شوخی کردم میدونم اینو خودش باید بره دنبالش!
    میگم هم همسرم حتی در بدترین شرایط بهم نی احترامی نکرده فقط همیشه سکوت کرده و بعد که آسیش کردم الفرار!
    میدونی کامیلیای گلم من الان داره ۵ ماه میشه که حتی درست و حسابی تو چشمای همسرم نگاه نکردم٫دلم واسش پر میکشه!دلم میخواد بیاد تا شادی دخترم رو ببینم٫مثل اونوقتا که باهم دوتای بازی میکردن و من واسشون میوه پوست میگرفتم! دوست دارم دوباره وجودشو تو خونه حس کنم!
    دیروز وقتی رفتم دنباله پارمیدا از مهد امده بود دمه پنجره و با جه روی بازی بهم میخندید میخواستم بگم علی تمومش کن برگرد خونه ولی خیلی جلوی خودمو گرفتم وقتی یه ۱۰ دقیقهای با پارمیدا دالی بازی کرد دلش طاقت نیاورد گفت بیا بالا به بابای بوس بده پارمیدا رفت بالا منم واستادم پایین بهش کلی شوکول داد باز امد دمه پنجره و با لبخندی ازم خدا حافظی کرد و گفت فردا میام دنبله پارمیدا٫میتونم بیام که؟! گفتم البته که میتونی و تا کی واسه پارمیدا دست تکون میداد!
    حالا امروز میاد دنبالش!امروز حلوارو درست میکنم بهش میدم!
    مشکل اینجاست که من واقعا نمیدونم چطوی باهاش صمیمی بشم!گفتم این نامه رو میدم خودش میره تو فکر٫نمیدونم دیگه!
    تو این وضع هم حالا مامانم ینا میخوان برن ایران و چون خونه فامیل نمیرن میخواستن من از علی بخوام که برن خونه ما واسه ۲ روزی تا خونه خودشونو تحویل بگیرند حال من موندم چطوری بهش بگم!میترسم بگه نه خونه خودمه نمیخوام کسی توش بره(البته فکر نمیکنم مثل ۲ ماه پیش حرف بزنه)٫میخوام یه جوری بگم که رومو زمین نندازه!
    دوستان الان واقعا کمی گیج شدم!بنظرتون نامه رو ایمیل کنم یا روی کاغذ خوشگل بهش بدم و بندازم تو صندوق پستش( بگم که دست خطم خرچنگ قورباقه میرقصونه ها)!
    کامیلیای عزیزم من فقط از همینش میترسم که علی پیش خودش بگه سوده تلاششو میکنه دیگه من چرا خودمو کوچیک کنم و پا جلو بزارم٫نمیخوام اینجوری باشه حس میکنم با نامه شاید یکم به فر بره ولی باید اول نامه رو اصلاح کنم چون میخواستم بهش بفهمونم کجای کارو خودم خراب کردم این نامه رو میدم وگرنه اصلا نامه ای نمیدادم!!!
    خیلی ممنونم از مهربونهات عزیزم و واسه اینکه به فکرمی و واسم دعا میکنی منم همتونو دعا میکنم و دوستتون دارم چون حرف ندارید و پاک و مهربونید!


    شیدای عزیزم من بخدا خودمم موندم!دوست دارم این نامه ار بدم ولی بازم منتظر نظر کارشناسان محترم میمونم!
    آقا پارسای گل گلاب معرفی میکنم دخترم پارمیدا!



    آرزو دارم،
    فاصله نباشه بین تو و تمام احساس های خوبت
    تو باشی و شادی باشه و یه دنیا سلامتی
    و امضاء خداوند بزرگ پای
    تمام آرزوهایت
    ویرایش توسط سوده 82 : چهارشنبه 23 مهر 93 در ساعت 15:22

  18. 2 کاربر از پست مفید سوده 82 تشکرکرده اند .

    paiize (جمعه 25 مهر 93), parsa1400 (چهارشنبه 23 مهر 93)

  19. #40
    Banned
    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 مهر 93 [ 18:36]
    تاریخ عضویت
    1393-7-20
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    80
    سطح
    1
    Points: 80, Level: 1
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    1

    تشکرشده 29 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    چی شد به نامه ات جوابی نداد؟
    چرا برنمیگرده وقتی میبینه پشیمونی به خدا دل ما درد گرفت چرا وقتی میبینه از کرده ات پشیمونی برنمیگرده تا یه زندگی خوب رو شروع کنین؟ واقعا برام سواله
    اگه منتظره خرد شدنت رو ببینه خب تو که با رفتارت نشون دادی خرد شدی
    انتظار بسه دیگه بهش بگو که برگرده عوض شدی ببین چی جواب میده

  20. کاربر روبرو از پست مفید Nargesjoon تشکرکرده است .

    سوده 82 (پنجشنبه 24 مهر 93)


 
صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. درمان شخصیت کمالگرا (شخصیت وسواسی)
    توسط مدیرهمدردی در انجمن وسواس
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: دوشنبه 27 دی 00, 12:40
  2. همسر 28 ساله ام در شخصیت 14 سالگیش موند.
    توسط همراه در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 شهریور 91, 23:34
  3. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 اسفند 90, 23:36
  4. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: دوشنبه 20 اردیبهشت 89, 10:14
  5. شخصیت شناسی ازروی میوه ها
    توسط tina_asheghetanha در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: چهارشنبه 08 خرداد 87, 11:13

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.