سلام
عزیزم من دوتابرداشت کردم نمیدونم چقدردرسته امابهت میگم
1-همسرت دوباراومده خواستگاریت جواب ردشنیده حتی خیلی رک بهش احساستوگفتی بنظرمن براش دست نیافتی شدی بعدکه قبول کردی وباهاش ازدواج کردی
دیده دخترخیلی قانعی هستی عروسی نمیخوای واسه اجاره خونه منزل پدرتو پیشنهادمیدی تازه داری همش بهش یه جورایی سرویس میدی وبارمسئولیتشو کم
میکنی ازجذابیتت کم شده براش بهدازاون پس زدنهای اولت الان یدفعه اینهمه مداراکردن ازت دیده
خیلی خوبه زن شرایط شوهرشودرک کنه امانبایدهمون اول بسم ا...همه چیزتو رو کنی بایدبذاری طرفم جنم خودشونشون بده
الان شوهرت فکرمیکنه توخودت تنهاازپس همه چی برمیای حتی بفکرپول دادن بهت هم نیست 40روزه هم اقدامی نکرده چون میدونه توحتماپیشنهادوراه حلی پیدامیکنی
2-اگه خیلی دوستت داشته قبلا وشایدخیلی جواب منفی ات براش ناراحت کننده بوده شایدیجورایی بابی اعتنایی واذیتت میخوادانتقام اون موقع رو بگیره اینم یه حدسه
البته من فکرکنم احتمال اولی که گفتم بیشتره میتونستی ازعلاقه شوهرت خیلی به فع خودت استفاده کنی اروم اروم باهاش جلوبری وهمچنان براش جذاب باشی
من فکرمیکنم اگه صبرکنی واین باربذاری ایشون یه حرکتی کنه حتی اگه طول بکشه خیلی بهتره تابازخودت اقدام کننده باشی
بعدبرام عجیبه که روابط مادرتون وبرادرش اینقدرسردباشه که باوجودوصلت بچه هاشون 40روزکاری بهم نداشته باشن؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)