مینا جان اصلا حوصله باشگاه و نمیدونم از این داستانا رو ندارم ولی شاید رفتم تا حداقل از این تنهایی و فکرای خراب دربیام به این پیشنهاد فکرمیکنم گفتم که لباس میپوشم کسی متوجه مشکلم نمیشه فقط شکم هست به بالا صباجان دقیقا درست گفتی این تنهایی زندگی کردن بیشتر از هرچیزی کلافم کرده شاید اگه تنها زندگی نمیکردم انقدر فکرم داغون نبود راستش هرچی فکرمیکنم میبینم روابط عمومیم ضعیفه و چیزی برای جذابیت ندارم اما خوش ذات هستم همیشه با دوستام مهربون هستم به هیچ کس بدی نکردم برای من وسیله نیست هدف هست از این مدل زندگی گه صبح برم سرکار ظهر بیام خونه تا خود فرداش تنها باشم بیزارم دلم میخواد یکی کنارم باشه مجید معلم نیستم بخش اداری هستم چیزی منو جذب نمیکنه زندگی پسرداییت رو هم نگفتم دروغه گفتم از این اتفاقای عجیب خیلی خیلی کم هست و من دلم رو به اتفاقات عجیب خوش نمیکنم








علاقه مندی ها (Bookmarks)