RE: نا امیدم به خدا
dadaie عزیز من یک خواهر دارم که همین الان حاضرم جونمو براش بدهم. متاسفانه ایران نیست و من 7 سال ندیدمش. اگه هم خاله باشم بازم نمی بینمش. (الان که دارم می نویسم به یادش دارم اشک می ریزم ) من از خدامه خواهر داشته باشم. شما دوستای خوبم همتون مثل خواهر می مونیین برام. 23 سالمه. تهرانم. توی تالار اختلاف با همسر " پست من حساسم یا اون بی معرفته " رو بخون. از حالم اگاه شی.
خیلی خوشحالم روحیتو حفظ کردی. همین طور ادامه بده. امیدوارم هر چه زودتر به هر چی که صلاحته برسی. برای منم دعا کن کمی به ارامش برسم.
روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...
هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...
علاقه مندی ها (Bookmarks)