چرا اینقدر عصبانی هستی دختر خوب!!!یه نفس عمیق بکش با نگاه مثبت نگاه کن حالا همش با عصبانیت و افکارمنفی به زندگیت نگاه نکن،ضمن اینکه اگه شوهرت رو 90 درصد مقصر میدونی خوب 10 درصدم خودت مقصری پس سعی کن اون 10 درصدو اصلاح کنی بعد سراغ 90 درصد بری با روشها و تکنیکهای همسرداری قطعا نتیجه مثبت میگیری بهت ایمان دارم چون یه زنی و پراز احساس
من همیشه فکرمیکردم علاقم یه طرفه است فکرمیکردم دوستم نداره همیشه رابطمونو با دیگران مقایسه میکردم قلبم تیر میکشید بقیه واسه هم دلو قلوه ردوبدل میکردن بعد تو اون لحظه ما یا دعوا کرده بودیم یا بهم بی اعتنا بود یا بعضی اوقات ابراز احساسات میکردم میگفتم چرا تو جواب نمیدی میگفت میترسم ذوق مرگ بشیبعدها فهمیدم کلا سیستم اخلاقیش اینجوریه،معلومه بهت میگه دلتنگ نیست چون مغروره و نمیخواد تو از ته دلش باخبر باشی ابراز احساسات برای چنین مردایی افت داره و یه جورایی فکر میکنن کوچیک میشن عشق و دوست داشتن شوهرتوهم یه طرفه نیست مطمئن باش مردا اینقدر خودخواه هستند که اگه کسی رو دوست نداشته باشند عمرا باهاش زیر یه سقف نمیرن و باهاش زندگی نمیکنن،شما تلاشتو بکن تا اونم یاد بگیره ابراز احساسات کنه،و یه نکته خیلی مهم اینکه هیچوقت زندگی و شوهرت رو با کسی مقایسه نکن میلیونها آدم رو کره خاکی هستند ولی هیچکدوم مثل هم نیستن حتی بچه های دوقلو هم رفتارشون یکی نیست،شما زمانیکه شوهرتو قبول کردی با این شرایط قبول کردی و بله گفتی خودت گفتی از اولم سرد بوده درسته؟؟؟؟پس شما این آدم سرد رو قبول کردی آدم وقتی میگه "بله" به همی چیز میگه "بله" به هر چیز خوب و بد،پای "بله " خودت بمون و به خودت ثابت کن اشتباه نکردی،حس میکنم روحیه و احساساتت مثل منه حساس و زودرنجی پر از احساس لطیف و رومانتیک و برعکس شوهرامون که سرد و مغرورو لجبازن،مثلا من دیشب بهش گفتم بیا جک و مطالب وایبرتو با هم بخونیم اینقدر غر زدو بد رفتاری کرد که خیلی ناراحت شدم ولی ناراحتیمو نصفه نشون دادم بهش گفتم عزیزم اگه دوست نداری نمیشینم پیشت ولی باهام بدرفتاری نکن میدونم عصبی و خسته هستی واسه همین چیزی نمیگم بعد بلندشدم رفتم آشپزخونه دنبال کارام از چشماش برق پشیمونی معلوم بود ولی حتی به روی خودش نیاورد که عذرخواهی کنه یا بارفتارازدلم دربیاره ،ولی همون برق نگاهش واسم کافی بودکه نشون دادازکارش پشیمونه
خداروشکرکن شوهرت سالمه دست بزن نداره اهل خیانت و این حرفا نیست،نگاه نکن که دوست داره یا نه نگاه کن که تو دوستش داری و نمیخوای از دستش بدی،چرا یه کاری نمیکنی با خودت ،یه مدت توی یه دفتر کارایی که شوهرت انجام میده رو بنویس مثلا امروز بهت پول داد بنویس یا باهم رفتید بیرون بنویس یا غر زد بنویس حتی کارایی که ناراحتت میکنه ،توی دوصفحه یکی کارایی که خوشحالت کرده و یکی کارایی که ناراحتت کرده بعد آخر شب بشین بخونشون و قضاوت کن،من یه مدت همین کارو کردم دیدم شوهرم دوستم داره خیلی کارایی که به چشم من نمیومدن کارای بزرگی بودن و نشانه اهمیتش به منه،دختر خوب همیشه چند سال اول زندگی سخت میگذره چون اونجور که باید زن و مرد نسبت به هم شناخت ندارن و وقتی میرن زیر یه سقف تازه میفهمن کجا اختلاف نظر دارن و اونموقع تفاوتها آشکار میشه،با این چیزا روزای خوش زندگیتو خراب نکن،بذار به روش خودش حسشو بروز بده ،مثلا شوهر من اوج احساساتش اینه که موقع خواب بغلم میکنه از پشت بعد میگه فکرنکنی دوستت دارم ها پررو میشی البته به شوخی
یه کار دیگه هم میتونی کنی باهاش حرف بزن هرچی تو دلته بهش بگو برای اوین و آخرین بار ازش بخواه حسشو بهت بگه ولی قبلش حستو بهش بگو تا نرم بشه برای جواب دادن،اگه رودررو باهاش حرف زدی دستشو بگیر کنارش بشین با مهربونی و محبت و حرفای خوب و صمیمانه احساستو بگو بعد بگو میخوام بدونم حس تو چیه چون هیچوقت تاحالا ازت نشنیدم فکر میکنم نسبت به من احساساتت کمرنگه واین منو آزار میده چون من توروخیلی دوست دارم وخیلی برام مهمی ولی اگه براش توی نامه نوشتی اول ازش تعریف کن و حستو بگو بعد بگو ازچی ناراحتی و میخوای احساسشو بدونی بگو اگه نمیخوای جوابمو رودر رو بدی توی یه نامه جوابمو بگو ولی حتما جواب بده چون برام مهمه که من فکر میکنم نامه تاثیرش زیاده خصوصا اگه خالصانه و با حرفای خوب قاطی باشه
پس نتیجه گیری اینکه چندتاکار انجام بده
1- لینک بالا رو که برات گذاشتم تمام موضوعاتشو بخون
2-شوهرتو زندگیتو باکسی مقایسه نکن
3-یه دفتر تهیه کن برای نوشتن کارها و رفتارهایی که از نظرت خوب یا بد بودن حتی کارهای ریزهم بنویس
4- با شوهرت حرف بزن یا رودر رو یا ازطریق نامه هر دو راه باید عاشقانه و لطیف و پراحساس باشه
ببینم چیکارمیکنی ها،مریم عزیزم هوای زندگیتو داشته باش زندگیت تازه نفسه مثل یه غنچه است که تازه میخواد شکوفا بشه خوب ازش مراقبت کن تا به ثمر بشینه و عطر خوشش تمام وجودتون رو پر کنه
خوشبخت بشی








بعدها فهمیدم کلا سیستم اخلاقیش اینجوریه،معلومه بهت میگه دلتنگ نیست چون مغروره و نمیخواد تو از ته دلش باخبر باشی ابراز احساسات برای چنین مردایی افت داره و یه جورایی فکر میکنن کوچیک میشن عشق و دوست داشتن شوهرتوهم یه طرفه نیست مطمئن باش مردا اینقدر خودخواه هستند که اگه کسی رو دوست نداشته باشند عمرا باهاش زیر یه سقف نمیرن و باهاش زندگی نمیکنن،شما تلاشتو بکن تا اونم یاد بگیره ابراز احساسات کنه،و یه نکته خیلی مهم اینکه هیچوقت زندگی و شوهرت رو با کسی مقایسه نکن میلیونها آدم رو کره خاکی هستند ولی هیچکدوم مثل هم نیستن حتی بچه های دوقلو هم رفتارشون یکی نیست،شما زمانیکه شوهرتو قبول کردی با این شرایط قبول کردی و بله گفتی خودت گفتی از اولم سرد بوده درسته؟؟؟؟پس شما این آدم سرد رو قبول کردی آدم وقتی میگه "بله" به همی چیز میگه "بله" به هر چیز خوب و بد،پای "بله " خودت بمون و به خودت ثابت کن اشتباه نکردی،حس میکنم روحیه و احساساتت مثل منه حساس و زودرنجی پر از احساس لطیف و رومانتیک و برعکس شوهرامون که سرد و مغرورو لجبازن،مثلا من دیشب بهش گفتم بیا جک و مطالب وایبرتو با هم بخونیم اینقدر غر زدو بد رفتاری کرد که خیلی ناراحت شدم ولی ناراحتیمو نصفه نشون دادم بهش گفتم عزیزم اگه دوست نداری نمیشینم پیشت ولی باهام بدرفتاری نکن میدونم عصبی و خسته هستی واسه همین چیزی نمیگم بعد بلندشدم رفتم آشپزخونه دنبال کارام از چشماش برق پشیمونی معلوم بود ولی حتی به روی خودش نیاورد که عذرخواهی کنه یا بارفتارازدلم دربیاره ،ولی همون برق نگاهش واسم کافی بودکه نشون دادازکارش پشیمونه

علاقه مندی ها (Bookmarks)