به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 آذر 93 [ 15:35]
    تاریخ عضویت
    1393-7-13
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    92
    سطح
    1
    Points: 92, Level: 1
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registeredTagger Second Class
    تشکرها
    8

    تشکرشده 15 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مرسی دوست عزیز، ملی دیگه علاقه ای وجود نداره اگه پست قبلی رو خونده باشید گفته بودم که دیگه هیچ حسی بهش ندارم و این رفتار آخر دیگه تیر خلاص بوده واسم. ایشون استاد دانشگاه هستند و من فکر می کنم انجام بعضی کارها از یه سرس آدم ها حتی تحت فشار عصبی هم قابل پذیزش نیست. من الان تنها چیزی که نگرانم می کنه اینه که موضوع رو چه جوری با خانواده ام مطرح کنم. چون تا به امروز در جریان نبودند و هم اینکه چیزی که دیگران از این آدم دیدن همیشه با واقعیتی که من توی خونه دیدم از زمین تا آسمون فرق می کنه. ترسم اینه که به خودخواهی محکوم بشم به خاطر پسرم. دودلیم فقط واسه پسرم و مردمه. بعد می گم پس خودم چی؟؟؟ من اگه جرات تصمیم گیری هم پیدا نکنم زندگی رو بی هیچ ارتباطی با اون ادامه می دم. ضمنا ایشون فرداش برگشت خونه خودش!

  2. کاربر روبرو از پست مفید رها20 تشکرکرده است .

    عشق آفرین (پنجشنبه 01 آبان 93)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 16 شهریور 97 [ 17:30]
    تاریخ عضویت
    1392-9-22
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    4,299
    سطح
    41
    Points: 4,299, Level: 41
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکرها
    62

    تشکرشده 46 در 31 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط رها20 نمایش پست ها
    مرسی دوست عزیز، ملی دیگه علاقه ای وجود نداره اگه پست قبلی رو خونده باشید گفته بودم که دیگه هیچ حسی بهش ندارم و این رفتار آخر دیگه تیر خلاص بوده واسم. ایشون استاد دانشگاه هستند و من فکر می کنم انجام بعضی کارها از یه سرس آدم ها حتی تحت فشار عصبی هم قابل پذیزش نیست. من الان تنها چیزی که نگرانم می کنه اینه که موضوع رو چه جوری با خانواده ام مطرح کنم. چون تا به امروز در جریان نبودند و هم اینکه چیزی که دیگران از این آدم دیدن همیشه با واقعیتی که من توی خونه دیدم از زمین تا آسمون فرق می کنه. ترسم اینه که به خودخواهی محکوم بشم به خاطر پسرم. دودلیم فقط واسه پسرم و مردمه. بعد می گم پس خودم چی؟؟؟ من اگه جرات تصمیم گیری هم پیدا نکنم زندگی رو بی هیچ ارتباطی با اون ادامه می دم. ضمنا ایشون فرداش برگشت خونه خودش!
    خیلی خانمی، حیف که همسرت قدرت رو نمیدونه... این همه فشار رو تحمل کردی اما ب خاطر حفظ زندگیت و آبروی خانواده تا الان چیزی نگفتی حتی ب خانوادت...... برعکس خانم من هر بحثی که پیش میاد با خانوادش مطرح میکنه ... و اونا هم اظهار نظر میکنن... منو سکه ی پول کرده پیش خانوادش خردم کرده... بارها بهش گفتم که اختلاف و دعوا و ناراحتی توی هر زندگی پیش میاد و تنها من و تو میتونیم حلش کنیم. میخوام زندگیم حریم خصوصی داشته باشه اجازه نده دیگران بیان تو حریم زندگیم اظهارنظر کنن اما کو گوش شنوا... کاش همسرت قدرتو میدونست

  4. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 اسفند 93 [ 23:38]
    تاریخ عضویت
    1393-12-24
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    35
    سطح
    1
    Points: 35, Level: 1
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط اسیر سرنوشت نمایش پست ها
    خیلی خانمی، حیف که همسرت قدرت رو نمیدونه... این همه فشار رو تحمل کردی اما ب خاطر حفظ زندگیت و آبروی خانواده تا الان چیزی نگفتی حتی ب خانوادت...... برعکس خانم من هر بحثی که پیش میاد با خانوادش مطرح میکنه ... و اونا هم اظهار نظر میکنن... منو سکه ی پول کرده پیش خانوادش خردم کرده... بارها بهش گفتم که اختلاف و دعوا و ناراحتی توی هر زندگی پیش میاد و تنها من و تو میتونیم حلش کنیم. میخوام زندگیم حریم خصوصی داشته باشه اجازه نده دیگران بیان تو حریم زندگیم اظهارنظر کنن اما کو گوش شنوا... کاش همسرت قدرتو میدونست
    همسرت بیماره.رهاش کن.


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تصمیم به طلاق گرفتم درسته تصمیمم؟
    توسط amir59 در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 مهر 95, 22:38
  2. تصمیمم نهایی من ... 6 سال تا تصمیم گرفتن طول کشید
    توسط she در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: یکشنبه 10 مرداد 95, 18:31
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 شهریور 93, 18:36
  4. موندم چه تصمیمی بگیرم؟ کمک کنید...............
    توسط yase sefid در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 شهریور 92, 10:55
  5. چه تصمیمی بگیرم؟
    توسط arah در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 08 تیر 92, 17:52

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.