به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 08 آبان 93 [ 14:29]
    تاریخ عضویت
    1393-7-28
    نوشته ها
    30
    امتیاز
    140
    سطح
    2
    Points: 140, Level: 2
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    30

    تشکرشده 20 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    کسی که نخواد ببخشه نمیبخشه با اصرار نمیبخشه
    مثل خودمن که یه سری ادمها رو نمیبخشم
    ولی شاید وقتیکه زمان بگذره و شرایط خوبی پیدا کنه از این کارشما قدردانی هم بکنه و بفهمه جدایی به سلاحتون بوده

  2. کاربر روبرو از پست مفید حال خوب تشکرکرده است .

    رزا (دوشنبه 05 آبان 93)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 06 خرداد 94 [ 14:40]
    تاریخ عضویت
    1393-7-29
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    670
    سطح
    13
    Points: 670, Level: 13
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 17 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون از جواب همه دوستا.ولی بخدا من هیچوق قصد هوسبازی و سرکار گذاشتن هیچ پسری چ خوب چ بد باشن رو نداشتم.ولی اون خودش میخواس اینجوری بشه یکی از دلایل اینکه نخواستمش بی منطق بودنش بود شب تا صب طومار مینوشتم که ما بدرد هم نمیخوریم و اخلاقمون باهم جور نیس ولی اون یجورای التماس میکرد و میگفت من همون میشم ک تو میخوای ولی هربار ک عصبانی میشد بازم بد دهنیاشو شرو میکرد و از آخرم خودش میومد معذرت خواهی.اون دوسال از خودم کوچیکتر بود ینی من 23سالم بود ولی اون20 سالش اینم بعد دوماه رابطه فهمیدم بهشم بارها گفتم با این قضیه مشکل دارم ولی اون میگف اصلا مهم نیس این همه ازدواج ک با بزرگتراز خودشون یا کوچیکتر بوده چ شده همشونم خوشبخت.روحیه ش کاملا دستم بود یجورایی شاید بیشتراز خودم میشناختمش.درسته اگ خیلی ازون اخلاقاشو نداش من واقعا باهاش ازدواج میکردم ولی من دوسندارم به هر قیمتی از تنهایی دربیام.
    مطمعن صد در هزارم بودم ک میاد خواستگاری واونقد منو میخواد ک قید همه رو بزنه ولی نمیشد اونموقه من باید تاآخر عمرم فدا میشدم با بددهنیاش با خسیس بودنش با عصبانی بودن و یکدنه بودن با لجبازیاش با اینکه سطح فکریمون باهم خیلی فرق داش با خونواده ای ک نمیدونستم ایا رابطه قبل ازدواج واسشون عادیه یا شب و روز چماق تو سرمه با خیلی چیزای دیگ....دعوایی ام ک راه انداختم سوری نبود من همیشه سر اون قضیه باهاش دعوا داشتم ولی اون انگار حرفای منو نمیشنید فقط دلش میخواس اونجوری پیش بره ک خودش میخواد.
    ویرایش توسط ایوب زمانه : دوشنبه 05 آبان 93 در ساعت 17:58


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.