به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 48 , از مجموع 48
  1. #41
    Banned
    آخرین بازدید
    دوشنبه 01 دی 93 [ 18:45]
    تاریخ عضویت
    1393-2-07
    نوشته ها
    300
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience PointsSocial3 months registered
    تشکرها
    806

    تشکرشده 750 در 251 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    0
    Array
    عروسی احتیاج نیست.
    میشه بدون جشن رفت سر خونه و زندگی.
    آدم اگه پول احتیاج داشته باشه اونو خرج عروسی نمی کنه. عروسی یه خرج اضافه است. شما خودتون اگه به فکر پول شوهرتون هستید عروسی رو بیخیال شید.
    وگرنه شما به همون اندازه ی مادر شوهر و بقیه بدون برنامه فقط به فکر خرج کردن هستید.
    اتفاقا بنده تغییر دکوراسیون و خرید ویلا و ملک رو واجب تر از عروسی می بینم که یک شبه.

  2. #42
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 13 دی 95 [ 20:43]
    تاریخ عضویت
    1392-12-02
    نوشته ها
    79
    امتیاز
    3,055
    سطح
    34
    Points: 3,055, Level: 34
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 145
    Overall activity: 45.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    1

    تشکرشده 57 در 35 پست

    Rep Power
    0
    Array
    عزیزم نباید توجه داشته باشن ک پسرشون ازدواج کرده و باید ب فکر زنش هم باشه؟شما اگه خودتون پول نیاز داشته باشین همسرت ده ملیون بده مامانش با اینکه مامانش دارهناراحت نمیشی؟من ک قبول کردم عروسی نگیریم اونا یهو هوس کردن عروسی پسرشون و ببینن.من حرفی ندارم که.الانم میگم خونه بگیر بریم سرزندگیمون میگه چن ماه بعد.به نظرتون خانواده نباید مراعات کنن؟و همش ب من سرکوفت بزنن ک چرا باردار شدی.و یک مقدار از هزینه هاشون و خواسته هاشون کم نکنن و بگن یه خونه بگیر دست زنتوبگیر برو؟من ک نمیگم عروسی میخام...خیلی تنها شدم.همش میخان جوری عنوان کنن ک تقصیر منه.عروسی نمیگیرن من مقصرم.باباشون ناراحته من مقصرم..قبل از بارداریماصلا راضی ب عروسی نبودن.مادرش ک اصرارشوهرمو دید گف باشه.رف لباس عروس دخترهمسایشون و گرف برام...کلا ناراضی بودن.میگفتن خرج اضافس.الان آرزومند شدن.میگم باشه اگ آرزو دارین بگیرین.میگن با این وضعت؟آرزوهای ما رو برباد دادی.من فقط یه ماهه ک باردارم.دوستان خواهشا زود قضاوت نکنید.من ب فکر پول همسرم هستم ک میگمعروسی نگیره.من خیلی مراعاتشون و میکنم ولی اونا دیگه سواستفاده میکنن.
    ویرایش توسط atrin : دوشنبه 05 آبان 93 در ساعت 20:40

  3. کاربر روبرو از پست مفید atrin تشکرکرده است .

    pasta (دوشنبه 05 آبان 93)

  4. #43
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 08 خرداد 95 [ 23:23]
    تاریخ عضویت
    1393-4-30
    نوشته ها
    502
    امتیاز
    6,216
    سطح
    51
    Points: 6,216, Level: 51
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 134
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,079

    تشکرشده 1,505 در 452 پست

    Rep Power
    74
    Array
    به نظر من گرفتن مراسم عروسی و صحبت درباره این موضوع رو باید به بزرگترها واگذار کرد...چرا از مادرتون نمیخوایید با خانواده همسرت جلسه ای بگذارن به هر حال ایشون بزرگتر شما

    هستند..
    همه آبهای دریا هم نمی توانند یک کشتی را غرق کنند

    مگر اینکه در داخل کشتی نفوذ کنند

    بنابراین

    تمام نکات منفی دنیا روی شما تاثیر نخواهد داشت

    مگر اینکه شما اجازه بدهید...





  5. کاربر روبرو از پست مفید رزا تشکرکرده است .

    pasta (دوشنبه 05 آبان 93)

  6. #44
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array
    سلامعزیزم تو الان به تنها کسی که باید گیر بدی شوهرته.یعنی چی چندماه دیگه خوونه میگیره؟چه دل خجسته ای داره؟!واقعا که.تو اصلا دهن به دهن خونوادش نذار.انقدم نگو باید مراعاتمو کنن و این حرفا.مراعات نمیکنن دیگه.اما نبایدم جلوشون کوتاه بیایی.اصلا به اونا چه مربوطه که تو مساءل خصوصی شما دخالت میکنن؟دفعه بعد بگو این موضوع به خودمون مربوطه.ناراحت میشن ولی اصلا مهم نیس.ناراحتن که ناراحتن.برن خوشحال بشن.این وسط مشکل شوهر شماس.باید یه کم طاقتتو ببری بالا و یا با مهربونی قاعش کنی که بیاد دنبال زن و بچش یا با روش قهری.کسی که به فکر زن و بچش نیس باید تنبیه بشه.باید مامانت حتما با شوهرت حرف بزنه.اگه من بودم و میدیدم اصلا عین خیالش نیس تهدیدشم میکردم.میگفتم باشه مشکلی نیس.شما اگه پشت گوشت رو دیدی زنت و بچت رو میبینی؟یه کم قاطعیت داشته باش.باید بفهمه مسوءولیت داره.خوش و خرم نشسته خونه باباش واسه خونوادش پول خرج میکنه بعد نمیاد دنبال زن و بچش؟باید بیاد.اگه دلت خواس عروسی بگیر.اگه نه برو مسافرت بعدا جشن سالگرد بگیر.

  7. #45
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 13 دی 95 [ 20:43]
    تاریخ عضویت
    1392-12-02
    نوشته ها
    79
    امتیاز
    3,055
    سطح
    34
    Points: 3,055, Level: 34
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 145
    Overall activity: 45.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    1

    تشکرشده 57 در 35 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان.نمیدونم باید تایپیک جدیدی میزدم یا نه.هفته بعد عروسیمه.تازه وارد ماه چهارم بارداری شدم.همسرم بسیار عصبی و بداخلاق شده.سرم داد میزنه.اینا مهم نیس....

    اون میخواد بچه رو پنهون کنم.مث حامله ها راه نرم.از همه فامیلاشون بارداریمو مخفی کرده.انگار ک تو این اتفاق فقط من مقصر بودم.هر کس منو میبینه میفهمه باردارم..ولی اون به همه

    میگه همچین چیزی نیست...و انگار نه انگار که این بچه پنج ماه دیگه به دنیا میاد.درحالی ک من به همه فامیلم گفتم...اونا خوشحال شدند...چرا باید چیزی ک تو وجودمه رو پنهوون کنم.

    اصلا هم نمیشه باهاش حرف زد.یا بیرونه یا سرکاره یا با گوشی سرگرمه وقتی هم ک وقتی پیدا میشه تا با هم تنها باشیم تا میخام حرف بزنم میگه باز شروع کردی...این درحالیه

    که من در کمال آرامش باهاش حرف میزنم...خسته شدم...

  8. #46
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 01 مهر 04 [ 18:40]
    تاریخ عضویت
    1393-2-30
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    10,896
    سطح
    69
    Points: 10,896, Level: 69
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 354
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 337 در 127 پست

    Rep Power
    45
    Array
    ببین آترین جان یه هفته دیگر صبر کن. وقتی رفتید سرخانه و زندگی خودتان دیگر این ماجرا تمام می شه دختر خوب. حالا که حل شده و قراره عروسی برگزار بشه. ببین از من بشنو که خیلی از مردها نزدیک عروسی که می شه بداخلاق می شوند. چون عروسی گرفتن کار سختی است و هم خرج زیادی دارد و هم کار زیاد. یعنی اگر حامله هم نبودی باز هم شوهرت به خاطر فشار خلق عوض می شد.

    الان هم خودت را برای عروسی آماده کن و به چیز دیگری فکر نکن. یعنی دیگر درباره بارداری با شوهرت صحبت نکن. فقط باهاش بگو و بخند و برقص. آرایش کن و غذاهایی که دوست داری بخور. بابا دختر خوب عروسی شما است نه عزا!!! پس مثل عروس باش. جدی نباش و راجع به مسایل جدی حرف نزن. عروس باید ناز کنه خانومی!

    راستی نی نی دختره یا پسره ؟

  9. 3 کاربر از پست مفید پرنیان یاسی تشکرکرده اند .

    sasha (دوشنبه 08 دی 93), واحد (سه شنبه 09 دی 93), هم آوا (دوشنبه 08 دی 93)

  10. #47
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 07 شهریور 99 [ 23:27]
    تاریخ عضویت
    1389-5-21
    نوشته ها
    679
    امتیاز
    18,628
    سطح
    86
    Points: 18,628, Level: 86
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 222
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial10000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    3,951

    تشکرشده 4,314 در 675 پست

    Rep Power
    117
    Array
    سلام آترین عزیز
    حالت چطوره؟ حال کوچولوی ما چطور؟ آخ چقدر باید خوشمزه باشه این روزات

    بسیار خوشحالم که نوشتی دارید می رید خونه خودتون. این چیز کمی نیست و اگه یادت باشه چند وقت پیش، تمام خواسته ات این بود که این اتفاق بیفته. حالا بهش رسیدی و دیگه هیچی مهم نیست. می دونم هر دو در این مدت سختی کشیدید و همچنان این سختی ها ادامه خواهد داشت، اما:

    قدم مهم و بزرگی رو برداشتید. قدمی که آدما معمولا بعد از 4-5 سال زندگی و به ثبات رسیدن همه جانبه، انجام میدن. پس به همسرت حق بده و فرصت بده که این موضوع رو هضم کنه. به هر حال مسئولیت پدرشدن و بر عهده گرفتن تمام مخارج، اون هم یهویی و در شرایطی که خانواده چندان آدمو درک نمی کنن، شُک آوره. لطفا همچنان پشتش باش و اصلا دیگه لازم نیست راجع به این موضوع حرف بزنید و همدیگه رو قانع کنید. هر چه هم بحث پیش اومد فورا کنار بکش و با روی گشاده و خندون، موضوع رو عوض کن و ربطش بده به آینده ای خوشایند که در انتظار شما و همسرته. به شوخی بگو "باشه. حالا این نی نی مون بیاد، اونوقت من و نی نی دست به یکی می کنیم، حال بابای نی نی رو می کنیم تو قوطی!" ... بگو "من که نی‌نی رو نشون نمی دم، نی‌نی‌مون خودش شیطونه، هی قلمبه میشه" ... یا بگو " شما باید با نی‌نی صحبت کنی. من فقط منبع تغذیه ام!"...

    خلاصه الان دیگه وقت حساب و منطق نیست. از در حساب کتاب وارد نشو که بی فایده است. بزن رو دور خنده و شادی. همسرت هم آهسته آهسته مشکلاتش رو با خودش و این وضعیت ترس‌آور حل می کنه و همراهت میشه :)
    هر چیز که در جُستن آنی، آنی

    مولانا

  11. کاربر روبرو از پست مفید آویژه تشکرکرده است .

    واحد (سه شنبه 09 دی 93)

  12. #48
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 15 فروردین 94 [ 08:12]
    تاریخ عضویت
    1393-4-31
    نوشته ها
    76
    امتیاز
    1,291
    سطح
    19
    Points: 1,291, Level: 19
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 58 در 29 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام آترین
    خیلی ناراحت شدم عزیزم
    بنظرم اونا فکرشون و تصمیمشون درمورد ازدواج شما همون بوده یعنی عروسی نگیری و خرج اضافی نداشته باشی
    اما الان از این موقعیت شما سوء استفده کردن و شمارو مقصر کردن که بعدا نگین آرزو عرسی داشتین و میخواستین جشن بگیرین
    مواظب خودت باش سعی کن بی تفاوت باشی و به این چیزا فکرنکنی
    با شوهرت صحبت کن نزار کسی دخالت کنه و فقط و فقط دوتایی تصمیم بگیرید

  13. کاربر روبرو از پست مفید saba_1370_saba تشکرکرده است .

    بارن (سه شنبه 09 دی 93)


 
صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:41 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.