وقتی تاپیکای پارسالمو میخونم ناخودآگاه میگم: اووووووه یا عللللللللیییییییییی........چق در حرف میزده ام. و وقتی پاسخ دوستان رو میخونم به نظرم میرسه اصلا تا حالا نخوندمشون!!!!!!
واقعا پارسال انگار حالم خیلی بد بوده. حتی نمیفهمیده ام دیگران دارن چی میگم. واقعا نمیفهمیده ام!!!!! مثل کسی که بسیار رنجیده است فقط ناله و میکرده ام و هر کی هر چی میگفته حس میکرده ام درک نمیکند من چی میگم و داره به من میگه تو حق ناراحت بودن از اون چیزا رو نداری. انگار فقط میخواسته ام بگم من ناراحتم. و حق دارم ناراحت باشم. و شما حق ندارید بگید نباش.
امسال شاید هنوز همون مشکلات پارسال رو دارم. با این تفاوت که آرام تر هستم و شاید با ذهن پذیرا تری بتونم راهکارهایی رو که پارسال ارائه میشد دوباره بخونم. امیدوارم این بار بفهممشون.
- - - Updated - - -
دلم برای همه دوستان تنگ شده. دختر مهربون، آقای توجیه، آقا مجید، آقای جنوب سرخ،بهار شادی، مصباح، آقای ammin،آقای sci و...
امیدوارم هر جا هستند موفق باشند.
تاپیکهای پارسالمو باز شروع میکنم میخونم. فقط راهنمایی های فرشته مهربان و آقای sci، پستهای بهار شادی،و مدیر همدردی رو سعی میکنم بخونم و اجرا کنم.
شاید اینطوری بهتر باشه.
- - - Updated - - -
راستی یه سوال داشتم.
به نظرتون اگه از خونه و فضایی که در اون دیگه اعتباری ندارم و این بی اعتباری رنجم میده فاصله بگیرم چطوره؟
فکر کنم یه جا باشم که کسی پیش فرضی ازم نداشته باشه و خودمو از اول بسازم بهتره. به نظر شما چی؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)