درسته، ببینید من آدم احساسی هستم منتهاش همیشه تصمیمی که می گیرم به دور از احساساته. چند بار برای من پیش اومده. از این نظر خیالم از خودم راحته که مبادا تصمیم اشتباهی بگیرم. خودم رو در این حد شناختم دیگه.
قبل از ازدواج سخت گرفتن جدای از اینه که ایراد بی خودی گذاشت. من نمی خوام طوری باشم که از هرکی چند ایراد بگیرم و بعد بگم نمیشه. من هدفم اینه که تو همین محدوده سنی که هستم ازدواج کنم. برام دست و پنجه نرم کردن با مشکلات از این سن شیرین تره. تا این که بخوام سخت گیری کنم که مثلا 5 سال دیگه ازدواج کنم و به ایده آل برسم. هرچند که ایده آل، ایده آله و حقیقت نداره...
من مقالات اینجا رو خوندم، تو خیلی از موارد معیارام با این خانم یکی هست. حتی اشاره کردم گاهی احساس می کردم خواهرم کنارم نشسته این قدر که روش و محیطی که توش تریبیت شدیم نزدیک به هم بوده که فکر می کنم خوانواده و محیط خیلی تو انتخاب موثر هستش. خیلی چیزای دیگه هست که تو مقالات سایت اومده و لازم نیست من اینجا بگم.
در مورد ارتباطش با هم دانشگاهیاش من باید بیشتر مطمئن شم. در عمل. حالا این که چطور رو باید فکر کنم. نمی دونم تحت نظر داشتنش به صورت مخفیانه کار درستی هست یا نه؟ (پیشنهادی دارین ممنون میشم بگین) اگه به حرف باشه هم به قول دوستمون می تونه جوابی بهم بده که در عمل فرق داره. پس سوال پرسیدن مجدد در این باره از خودش فکر نکنم به صلاح باشه.
نکته ای که برای من مهم هست حجب و حیاشون تو برخوردای اول بود. این خیلی برای من مهمه. به هر حال همه مثل هم فکر نمی کنن و معیارا متفاوته.
از نظراتی که من رو به فکر فرو می بره بیشتر استقبال می کنم دوستان.
خیلی ممنون از همگی، لطفا تاپیک بنده رو از یاد نبرید. منتظر راهنمایی هستم.![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)