دوباره سلام،
خواستگاری که گفته بودم همکارم معرفی کرده رو امروز دیدم.
حالم اصلا خوب نیست.نمیدونم چرا هر کدوم از خواستگارام یه مشکلی دارن.دیگه خسته شدم.من توقع زیادی ندارم.
بهتون گفتم که اون یازده سال از من بزرگتره.وقتی دیدمش یه کم جا خوردم.سنش خیلی خیلی از من بیشتر میزنه.من از سن واقعیم خیلی کمتر به نظر میام.یعنی اصلا به هم نمیخوردیم.
قیافش البته خوب بود،یه جوری بود.خیلی عامیانه حرف میزد.ولی بعضی وقتها هم انگار حرفهاش به دلم مینشست.البته
به عنوان یه هم صحبت نه همسرآینده.بامزه حرف میزد.تیپش خیلی بازاری بود.خیلی توی ذوقم خورد.من حسابی شیک
کرده بودم.
یه حرفیم زد که خیلی تو ذوقم خورد.نمیدونم اینجا میشه گفت یا نه.گفتش من آدم تعصبی هستم.این روزا خانوما خیلی
بد لباس میپوشن.مانتوهای تنگ و چسبون.به طوری که حتی لباس زیرشون هم پیداست( نوع لباس زیر رو هم گفت.یعنی اسمشو آورد.)
من شوکه شدم.آخه تو یه دیدار رسمی که نباید این حرفها رو زد.اونم من که برخوردم با آقایون خیلی جدی و رسمیه.
تو این مورد حتی روم نمیشه با بابا و داداشم مشورت کنم.یعنی بگم همچین حرفی زده.به مامانم گفتم گفت به درد نمیخوره.
نظر شما چیه؟البته اینم بگم لیسانس داره،شغلش آزاده،ورزشکارم هست.
یه چیز دیگه.به من گفت بعد از ازدواج شاید مجبور بشه با خانوادش تو یه خونه زندگی کنه.یعنی با پدر و مادر و خواهرش.
حالا این مهم نیست،من خودم خونه دارم.البته بهش نگفتم.ولی به نظر شما به مرد 43 ساله طبیعیه بگه من توان رهن یا اجاره خونه مستقل رو ندارم؟
میگه به خاطر ضرر مالی هست که چند سال پیش کردن.مغازه مال باباشه که این آقا توش کار میکنه.دوست دارم جواب
منفی بدم.ولی نگرانم که دارم موقیعتهامو از دست میدم همینجوری.
میخوام نظر شما رو هم بدونم،مخصوصا خانومهای متاهل و آقایون.میخوام بدونم چیزهایی که گفتم برای دادن جواب
منفی کافیه یا نه؟







نمیدونم چرا هر کدوم از خواستگارام یه مشکلی دارن.دیگه خسته شدم.من توقع زیادی ندارم.
)

علاقه مندی ها (Bookmarks)