امروز دو روز از عاشورا میگذره پیکر شهدا هنوز روی زمینه . چون بر پیکر مطهر شهدا اسب دواندن قابل شناسایی نیستن. کمی بعد از دسته بنی اسد امام سجاد میرسه . و تک تک بدن های بدون سر شناسایی میکنه . حر علی اکبر و درون گودال بدن مطهر امام حسین . ............. . و بقیه شهدا ........
کمی آنطرف تر امام سجاد در خواست یه حصیر میکنه در کنار نهر آب بر دست بریده ای بوسه میزنه تکه تکه های بدن ابولفضل العباس جمع میکنه و روی حصیر قرار میده و در همان نزدیک نهر به خاک میسپره .
بعد دو روز . بعد دو روز.............
صبح عاشورا چند روز بود که زینب س تو چشمایه برادرش نگاه نکرده بود . وقتی آقا میخواست از چادر خارج بشه بیتابی میکرد رفت جلو و دستشو گذاشت روی شونه زینب گفت مادر پدرمون از ما بهتر بودن و رفتن ما که در مقابل اونا چیزی نیستیم . ادامه راه به عهده توست پس آرامش خودتو حفظ کن وظیفه مهمی به عهده داری . میگن زینب آرامش گرفت تا آقا از خیمه ها دور شد .
خدمت آقا امام زمان عج تسلیت عرض میکنم .
یا امام حسین به هممون آرامش بده . دل هامونو آروم کن .
از بس وابسته دنیا شدیم وابسته خوشی های دنیا شدیم گرفتاریهامون تموم نمیشه . مارو از این وابستگی ها رها کن .
اینا که اینجا منتظر حاجتن . از دلشکستکان شمان . حاجتشونه روا کن.
.................................................. .................................................. .................................................. ....
وقتی فرشته ها به در گاه خدا می افتن وقتی برا شفاعت به پای انسان (اشرف مخلو قات ) میافتن تازه خودمو پیدا میکنم
ای خدا بی واسطه ازت میخوام حاجت خواهرامو و فرشته مهربان بهش بدی . ممنونم ازت ( الله خدا)








پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)