البته نباید خیلی ایده آل فکر کنید که حتما حتما همسرتون تو همه جا باهاتون باشن و مدام نازتونو بکشن و هی به شما و بچه رسیدگی کنن
شما وقتی مادر میشید تمام کارهای رسیدگی به بچه رو با عشق انجام میدید و همسرتون هم در مسائلی که واقعا نیاز هست می تونه کمک کنه نه این که وحشت داشته باشه از بچه دار شدن و فکر کنه هرروز باید جای بچه رو هم خودش عوض کنه
من خودم وقتی مادرشدم اصلا انتظارشو نداشتم و خیلی اتفاقی بود و چون تو دوران بحران اقتصادی بودیم همسرم فقط سرکار می رفت و خیلی وقت نداشت که تو سونوگرافی ها و آزمایشات همراهم باشه
وقتی هم دخترمون به دنیا اومد نهایت سعی ام رو می کردم که به همسرم توجه کافی داشته باشم و حتی شبها سعی می کردم اگه خیلی بچه بی تابی می کرد ببرمش یه اتاق دیگه که همسرم بتونه بخوابه و صبح به موقع بره سرکار
اونم وقتایی که می تونست مثلا تو مسافرت یا جاهای دیگه کمکم میکرد ولی من توقع زیادی ازش نداشتم
به خاطر همین دوران تولد دخترم برامون خیلی قشنگ و خاطره انگیز شد و فاصله ای بینمون نیفتاد
نمیشه به یه خانم 31 ساله بگیم مادر نشو چون افسردگی میاره
بله یه حس ناراحتی کوچیک بعد از زایمان هست که با اومدن بچه و شیرینی هاش اصلا دیده نمیشه
بعد هم با ورزش میشه به اندام قبلی برگشت
با توجه به شناختی که از خانم تنهایی دارم احتمال می دم چند وقت بیان بگن جاریم بچه دار شده من مشکل باروری دارم
عزیزم نذار سنت بره بالا
در ضمن فکر همسرت هم باش الان 39 سالشه تازه اگه همین الان بخواهید بچه دار شید سال دیگه ایشون میشه 40 سالش وقتی بچه 20 ساله شه باباش 60 سالشه !!!
به فکر اختلاف سنی بینخودتون و بچه هم باشید
بهتره کتابها و مقاله های مربوط به همسرداری و فرزند داری رو مطالعه کنید و در این زمینه رو خودتون کار کنید و کانون خانوادتون رو گرمتر کنید








علاقه مندی ها (Bookmarks)