به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 26 , از مجموع 26
  1. #21
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    آرام جان،

    همسرت فکر می کنه اگر خونه اش را بفروشه و بده پدر شما تا براتون خونه بسازه،
    در نهایت اینطور به نظر می رسه که ایشون کاری نکرده و اقتدار لازم را تو زندگیتون نداشته.

    درسته که شما می گی هر کس به سهم خودش به اسمش بشه و ... اما فکر می کنه ظاهر موضوع اینطور می شه که نهایتا پدر شما، شما را صاحب خونه کرد.
    برای همین دلش می خواد خونه اش را نگه داره یا اگر هم می فروشه خودش باهاش چیزی بخره یا کاری کنه که به اقتدارش کمک کنه، نه این که لطمه بزنه.

    شما فقط مسائل مالی و بهتر بودن انتخابتون را در نظر می گیری. فکر می کنی اگر با پدرت شریک بشین، خونه بهتری می تونید داشته باشید.
    اما همسرت شخصیت و اعتبار خودش را هم در نظر می گیره و نمی تونه اینو قبول کنه.

    آرام جان،
    هم شما خونه داری و هم همسرت. درآمد و وضع زندگیتون هم که بد نیست (خدا را شکر)
    پس بی خودی حرص نخور و تو این ماجراها دخالت نکن. زندگیت را بکن.
    یه کم به همسرت اعتماد کن و بهش اعتبار بده تا اونم باور کنه که تونسته تو را تامین کنه و مرد زندگیت باشه.
    اینطوری فکر می کنه من ده ساله با آرام زندگی می کنم و هنوزم آرام به پدرش وابسته است و نتونستم هیچ کاری براش بکنم. نکنه من مرد بی عرضه ای هستم؟

    من اگر جای شما بودم تا حد امکان از قاطی شدن این دو تا زندگی و مشارکت در اموال جلوگیری می کردم.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  2. 7 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 19 آبان 93), meinoush (شنبه 17 آبان 93), parsa1400 (شنبه 17 آبان 93), zendegiye movafagh (شنبه 17 آبان 93), آرام دل (شنبه 17 آبان 93), رزا (شنبه 17 آبان 93), سوده 82 (دوشنبه 19 آبان 93)

  3. #22
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 شهریور 94 [ 00:18]
    تاریخ عضویت
    1393-4-04
    نوشته ها
    481
    امتیاز
    5,996
    سطح
    50
    Points: 5,996, Level: 50
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 154
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,600

    تشکرشده 1,855 در 418 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    0
    Array
    زندگی موفق عزیزم خیلی ممنونم خدا حفظت کنه گلم

    شیدا جون عزیزم ممنونم که راهنماییم کردی حالا که پست شما رو میخونم میگم واقعا شاید همین باشه چون همه کارها رو پدرم میخواد بکنه !!!
    من خیلی فکر کردم نهایتش نتیجه این شد هر چی همسرم بگه من گوش میکنم البته تا الآنش هم خیلی گوش کردم...فقط خودش تصمیم بگیره من تا خود افریقا هم میرم باهاش زندگی میکنم چون من هم خودشو و هم زندگیمو دوست دارم

    بالا بردن اعتبارش که خیلی دارم روش کار میکنم همه ش غرورشو میبرم بالا این خودشه که کم میاره...من بالا میبرمش خانوادش میکشنش پایین(از سر دلسوزی)

    با کوچکترین تعریفی چنان ذوق میکنه !!! بمیرم براش که مامانی بار اومده

    خودش خیلی دلش میخواد محکم و استوار رو پای خودش وایسه!!خودش هم وقتی میبینه نمیتونه برام کاری انجام بده ناراحت میشه...جدیدا میدونید ازم چی میپرسه!!!که تو چند درصد از زندگی راضی هستی!!! من چند درصد تونستم نیازاتو برآورده کنم !!! من همه رو هشتاد دادم

    امشب شام خونه پسرعمه م هستیم با خانواده م به همسرم گفتم و در جواب گفت ما نمیریم گفتم باشه واسه منم مهم نیست هر چی تو بگی!!! گفت خب میریم (ملت با خودشون درگیرند!!!)
    گفتم ما خودمون با ماشین خودمون میریم ذوق کرد بمیرم براش عین بچه 8 ساله ست رفتارش...
    چون خانواده ش تمام اقتدار رو ازش گرفتند

    - - - Updated - - -
    ویرایش توسط آرام دل : شنبه 17 آبان 93 در ساعت 15:20

  4. 3 کاربر از پست مفید آرام دل تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 19 آبان 93), zendegiye movafagh (شنبه 17 آبان 93), سوده 82 (دوشنبه 19 آبان 93)

  5. #23
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 آبان 04 [ 23:57]
    تاریخ عضویت
    1393-3-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    22,558
    سطح
    93
    Points: 22,558, Level: 93
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 792
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    3,895

    تشکرشده 2,704 در 676 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    142
    Array
    سلام
    بانو آرام به نظرم اومد از حرفات که خودت بدجوری رو همسرت و رفتارهاش حساس شدی و با شگرد های مختلف سعی در کنترل همسرت داری اونم خب به نفع خودت .

    بانو شیدا به نکته خوبی اشاره کرد . تو ناخواسته با رفتار های غیر مناسب و همین طور دلسوزی نابجا مانع از اقتدار همسرت شدی . البته نه زیادا یه کمیییییی

    از اونطرف همسرت به لحاظ توجه بیش از حد خانوادش و کنترل های دلسوزانه نتونسته استقلال لازم و اقتدار شخصیتیشو حفظ کنه از این طرف تو خونه با شما مواجه شده .

    به نظرم میاد اگه همسرت جایی بخواد بلند بشه و اقتدار خودشو نشون بده تو کشمکش شما واز آن سو خانوادش دو باره به زمین میخوره

    آرام همسرت باور داشته باش راه بهش نشون بده ولی اجبارش نکن بذار تصمیم بگیره . بذار خودشو پیدا کنه . با همسرت صحبت بهتری تو این شبهای بلند داشته باش . سر چیزای پوچ به خودت آسیب نزن .

    من از اول بهت گفتم تو طرف همسرت باش و به پدر واگذار کن برا همین بود که فهمیدم تو زیادی حساس شدی و زود رنجی .

    یه چیز دیگه . اگه خانواده همسرت کنترلی رو همسرت داشته باشن . کنترلشون مخالف با راحتی زندگی پسرشونه و غلط . طوری که زندگی شما به چالش کشیده میشه . نیت بازگشت ناراحتی ندارم . میخوام بگم تا حالا در مقابلشون جبهه داشتی و آیا درک درستی از رفتارشون داشتی .

    گاهی پیش میاد عروس و خانواده زوج یه حرف میزنن ولی با دو زبان متفاوت و درکی از هم ندارم و هرکدوم به حرف خودشون متکیا این درحالیه که هر دو یه حرف میزنن .


    خب فقط ازت خواهش میکنم روزها این مثائل برا خودت تکرار نکن و برا خودت داستان سازی نکن که چی میشه و چی نمیشه . سعی کن تو مسائل مالی خودتو در گیر نکنی قبلا با هات صحبت کردم .

    بدرووووووووووو د

  6. 2 کاربر از پست مفید parsa1400 تشکرکرده اند .

    آرام دل (یکشنبه 18 آبان 93), سوده 82 (دوشنبه 19 آبان 93)

  7. #24
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 شهریور 94 [ 00:18]
    تاریخ عضویت
    1393-4-04
    نوشته ها
    481
    امتیاز
    5,996
    سطح
    50
    Points: 5,996, Level: 50
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 154
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,600

    تشکرشده 1,855 در 418 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    0
    Array
    آقا پارسا برادر گرامی چه جوری همسرمو کنترل میکنم ؟ میشه مثال بزنید!!!
    تا من رفتارم رو تغییر بدم!!

  8. #25
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 آبان 04 [ 23:57]
    تاریخ عضویت
    1393-3-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    22,558
    سطح
    93
    Points: 22,558, Level: 93
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 792
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    3,895

    تشکرشده 2,704 در 676 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    142
    Array
    اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

    سلام خب نه زیاد به اون معنا که فکر کنی . بیشتر از این جهت که همسرت وابسته خانوادشه و اخلاق کنترل گرایانه ااز طرف مادر و خواهرش رو همسرت هست . و نگرانی تو از اینکه زندگیت با دخالت اونا از دست بره تو هم وارد بازی اونا شدی و سعی کردب با کنترل همسرت و تایید دیکته های خودت به نوعی همسرتو که نه در نهایت خانواده همسرت کنترل کنی .

    این وسط همسرت تو یه کشمکش قرار گرفته و اگه جایی هم خواسته خودشو نشون بده موفق نشده .

    موضوع پیش اومده هم همین مطب نشون میده . احساس من به وضعیت کنونی شما این هستش که تو با همسرت مشکلی نداری و بیشتر حساسیتت به خاطر دخالت خانواده همسرته و اینو چند بار بیان کردی . نمونه
    1.چون خانواده ش تمام اقتدار رو ازش گرفتند
    2.بهش گفتم بابت قضیه خونمون کسی دخالت نکنه نه خانواده من و نه خانواده تو

    3.من اگر دخالت نکنم زنگ میرنه با خانواده ش و راجب خونه م تصمیم می گیرند
    4.خودش تصمیم بگیره نوکرشم هر جا بگه باهاش میرم اما بر خلاف اینه...
    5 . اگر خودش تنها تصمیم بگیره من مشکلی ندارم اما خودش تصمیم نمیگیره از خانواده ش کمک میگیره به حدی که جاری منم راحت نظر میده چی کار کنیم یا نه.
    6.من که دشمن خونی خانواده ش نیستم خیلی هم احترامشون رو نگه میدارم اما نمیتونم اجازه بدم تو زندگیم دخالت کنند
    7. پای خانواده ش بیاد وسط من دیگه نمیتونم آرام باشم

    .
    .
    .
    .
    و غیره که هرکدوم به نوعی نگرانی شما رو از دخالت های خانواده همسرت و کنترل اون نشون میده. خب شما در جواب چیکار میکنی تا میتونی از هر وسیله ای که شده مانع این کار میشی . و گفتم ناخواسته سعی در کنترل همسرت داری . ناخواسته آرام

    ریشه این داستان من تو کنترل همسرت دیدم چه از جانب خانوادش چه از جانب خودت . اگه هم خودش بخواد آزادانه تصمیمی بگیره ناشی از استقلال شخصیش . شما باور نخواهی کرد .و این ناشی از تصمیم خانواده اونها خواهی دید


    آرام خودت می دونی که همسرت دوستت داره و در این قضیه شک نداری و بدون اون به شخص خودش همه چیو برای تو میخواد . ولی تو باور نداری . مثال بد حالی خودتو پشت گوشی دقت کن . #19 مشکل واقعی تو و بد حالی به وجود اومده از ترس کنترل خانواده همسرته (البته من بد حالی شما رو باور دارم ) و اینو در پایان بهش میگی که کسی دخالت نکنه و آیا قرارمون این نبود ؟

    آرام مثال فوق یه دلیل از ناخاسته بودن کنترل شما بر همسرته ولی در عین حال شما از بد حالی موقت به نحو احسن همسرتو کنترل کردی و خب با یه تیر دو نشون زدی و محبت همسرتم بیش از پیش بدست آوردی .

    اگه کمی واقع بینا نه تر به موضوع نگاه کنی بیشتر متوجه قضیه خواهی شد .

    آرام دقت کن اول اینکه ناخواسته از طرف تو این عمل انجام میشه و مورد زیاد مهمی نیست از این لحاظ که همسرت خودش باعث به وجود آمدن این شرایط شده .

    یه چیزی بگم همه مقداری کنترل رو همسرانشون دارن . که کنترل زن نشون دهنده همون جمله معروف که پشت هر مرد موفقی یه زن خوب وجود داره .
    این زنه که با مدیریت . قناعت. صبوری. تلاش برا بهتر شدن زندگی و راحتی و... باعث موفقیت مردش میشه . مثل کاریکه شما در حال انجام اون هستی .

    صحبت اصلی من همین حرفه که اگه همسرت از جانب خودش تصمیمی گرفت شما چطور باور میکنی و اونو ناشی از دخالت خانوادش نمیدونی ؟/ جوابشو برا دل خودت بده .........ولی من ازت میخوام نگرشتو تغییر بدی .

    آرام جبهه گیری نکن ..... فکر کن . مسئله خونه به بهترین نحو حل خواهد شد من نگران نیستم ولی از حساسیت شما و حرص خوردن های بیمورد خودت چرا نگرانم .

    آرام مال دنیا کثیفه و زود باعث میشه چشمتو رو همسرت ببندی یا بلعکس و اونو نشناسی (تو مسئله خونه نمیشناسمش) برا همین بهت توصیه کردم از گردن خودت ردش کنی .

    کنترل تو نسبت به همسرت نیست نسبت به عدم دخالت خانواده همسرته. ولی این وسط همسرت مثل توپ بستکبال مدام باید ضربه بخوره و عالت دست دو گروه متفاوت باشه . (مثال بود ) .سعی کن مشکلتو با گروه 1+5 حل کنی ریشه ای و از بنیاد .چون آرامش تو در گرو این موضوع خواهد بود .

    این پست یادگاری تو ذهنت نگه دار تا در آینده بیشتر به عمق این قضیه پی ببری . خب مطمعنا همسرت پیشنهاد خوبی در این مورد ارایه خواهد کرد پس نگران نباش و بی هیچ شکی حق شما ضایع نخواهد شد بدرووووووووووووووووووود

    نیت من آگاهی بود و میتونه برداشت من اشتباه باشه حمل بر جسارت تلقی نکن .

  9. 2 کاربر از پست مفید parsa1400 تشکرکرده اند .

    zendegiye movafagh (یکشنبه 18 آبان 93), آرام دل (یکشنبه 18 آبان 93)

  10. #26
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود بانو

    سری که درد میکنه رو دستمال نبند
    شریک اگه خوب بود خدا یکی واسه خودش میگرفت.سعی کن حساسیت شوهرت را نسبت به خانوادت زیاد نکنی پدرت هرجور هم منزل را بسازه بازم حرف و حدیث پیش میاد مخصوصا اطرافیان شوهرت ما شغلمون فروش مصالح ساختمانی و ابزار یراق و کاشی و سرامکیه خانوادگی شغلمونه از من میشنوی به هیچ عنوان تاکید میکنم به هیچ عنوان چنین کاری انجام نده حتی با پول خودت پدرت داداششت هم خواستن بسازن قبول نکن.این فقط از دید کسی که شغلش با ساختمان سازی سروکار داره بهت میگم

    از دید یه مرد هم بخوام بگم علاوه بر موضوعاتی که دوستان مطرح کردند دوست عزیز پارسا بانو شیدا و زندگی موفق گرامی اینو از من بشنو از هر کاری رفتاری یا حرفی که باعش بشه شوهرت نسبت به خانوادت حساس بشه دوری کن

    در اخر اگه شوهرت خانه خودش را بفروشه و پدرت خانه بسازه و این وسط شما خیلی هم سود ببری بازم بنظرم ارزش نداره که حتی یکروزش بخواد با دلخوری و ناراحتی باشه.پس خواهشا اینکار را انجام نده به هیچ عنوان

    - - - Updated - - -

    پ.ن:نظر بالا با توجه به خواندن چنتا پست آخر بود
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  11. 3 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    parsa1400 (دوشنبه 19 آبان 93), zendegiye movafagh (سه شنبه 20 آبان 93), آرام دل (جمعه 23 آبان 93)


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:45 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.