سلام مریم خانم.
امیدورام که زندگی خوبی را با همسرت در پیش داشته باشی.
ببین عزیزم شما میگی همسرتون ادبیات حرف زدنش ناراحتت میکنه. اما فقط ناراحت میشی و تو خودت میری. این نوع رفتار شاید دلایل متفاوتی داره. ممکنه همسر شما تو خانواده ای پرورش پیدا کرده که این مدلی بودند. یعنی مرد سالاری . حرف حرف مرده. به زن نباید بها داد. یا شاید یه چیزایی در شما دیده که به سمت این رفتار کشیده شده در هر حال کاری که شما باید بکنی این هست که از خودت شروع کنی.
من هم همسرم حرف زدنش اونطوری که میخواستم نبود. اما خودم هر طوری ایشون رفتار میکنه تو هر شرایطی با احترام و بسیار مودبانه باهاشون حرف میزنم. هر چیزی می خاستم بدون لطفا عزیزم... لطف می کنی... یه زحمت می کشی و ... نبود. تو مخاطب قرار دادنش همش یه پسوند یا پیشوند اضافه می کنم. باور کن بعد یه مدت کاملا رفتارش متناسب با چیزی شد که میخوام یعنی هر چیزی رو با احترام میخواد اصلا اسمم رو نمیاره فقط با الفاظ خیلی خوب همش هم داره اسمای جدید برام میزاره![]()
بعد یه چیز دیگه در رفتار با همسر همیشه نمیشه منطقی و جدی بود باور کن من نود درصد درخواسته هام تو غالب عاطفی شوخی خنده جوک و تو یه فضای کاملا متفاوت مطرح و براورده شد.
برای انجام کار هم منتظر نمی مونم که همسرم بهم بگه لباسم رو اتو بزن یا مثلا خونه رو مرتب کن اصلا نمی تونم کار انجام نشده داشته باشم چون از دستور گرفتن بدم میاد سعی میکنم اگه چیزی رو باید انجام بدم قبل اینکه بهم گفته بشه انجام بدم چون انجام کار برام راحتتره تا اینکه یکی بهم بگه چکار کنم. خب اونم میبینه این حساسیتم رو. خیلی وقتا باور کن مثلا میگه لازم نیست اینقد زحمت بکشی خسته شی یا مثلا نشور این لباسم تمیزه. ولی میدونم اگه بخوام لجش رو دربیارم و کار به بهونه گیری برسه به هرچیزی ممکنه گیر بده.
در مورد پول دادن من شاغل نیستم قبلا تو عقدم سرکار میرفتم. بهش عادت دادم و ازش پول نگرفتم که الان فک می کنم اشتباهه. حالا خونه هستم. اما باز همسرم همون روال قبلی رو طی میکنه. اکثر چیزایی که لازم داشتم که چه عرض کنم همش رو خودم خریدم با پولایی که از قبل برام مونده بود. چون ما هم سه ماهه عروسی کردیم منطق شوهرم این بود که تازگیها همه چی برا عروسی خرید کردیم تو دیگه هیچ چی نمی خای . و هر چیزی که من نیاز دارم رو غیر ضروری می دونه. حالا شما که خودت شاغلی که حسابت جداست.
یعنی مردا یه منطق خاصی دارند خودشون زیاد اهل لباس پوشیدن نیستن و تکراری بودن براشون مهم نیست فک میکنن ما هم باید اون مدلی باشیم. اما جایی که تشخیص بدن لازم و واجب هست کوتاهی نمی کنن. یه بار داشتیم میرفتیم خونه دختر خالم بهش گفتم که من مانتو تابستونه ندارم . بهم گفت خب پس دیگه مهمونی نمیریم البته به شوخی. یعنی داری و بقیه رو بپوش.
اما برا تولدم برام انگشتر طلا و کیف پول خرید که خودش کلی قیمتش بود. مثلا من برا یه مانتو چند ماه از دستش ناراحتم. از بس منطقیه نمیاد برام بخره داره یه جورایی تربیتم می کنه اما عوضش اینطوری خرج می کنه.
راستش تو بحث مالی خودم هنوز یه کم گیرم نمی دونم چطور به خواسته هام برسم البته فقط تو لباساگه راهکاری پیدا کردین بنویسین لطفا منم استفاده کنم.
خیلی خوبه که شاغلی و یه ساعتایی از روز رو مشغول کاری وگرنه با این حساسیتی که داری فک کنم اگه خونه بودی کلا افسرده میشدی از بس به حرفای شوهرت دقت می کردی و حلاجیشون میکردی. این یه نعمتعیه قدرش رو بدون. فقط راهکارهای مدیریت حقوقت رو پیدا کن.
شاد کام باشی عروس خانم![]()





اگه راهکاری پیدا کردین بنویسین لطفا منم استفاده کنم.


علاقه مندی ها (Bookmarks)