من به قدری آشفته و نگرانم برای طلاق و کلا همه چی که اصلا متوجه نیستم چی درسته و چی غلط هست الان
میترسم کار اشتباه کنم
من فقط طلاق میخام نه مهریه و نه نفقه و نه پول هیچی نمیخام
فقط کاری بهم نداشته باشه
با این آدم هر چی را بیای بازیت میده
دیده بهش توجه نکردم فعلا خبری دیگه ازش نیست
میدونم بیماره و دست خودش نیست ولی نابودم کرد
فقط فکر خودش هست
التماس کردم نره گفتم حیف درس و کار و این همه تلاشت نبود که نابود داری میکنیش
اصلا توجه نکرد
با دوستم که برادرش وکیل هست صحبت کردم و آروم کرد منو با حرفاش
فقط نمیدونم تا طلاق رو بگیرم چه طور شوهرم رو کنترل کنم که واسم دردسر درست نکنه