تعادل! يك اصل فوق العاده مهم در زندگي !
نه گذشت افراطي و نه توقعات بيجا
يعني اينجوري نباشه كه هميشه خودت بري و برگردي ولي نبايد هم ازش انتظار داشته باشي كه هر وقت خواستي بياد دنبالت همسرت رو عادت بده به اعتدال مثلا اگر يه وقت خواستي بري خونشون و اخر شب مجبور بودي برگردي مخصوصا اگر ماشين نداشتي بايد اين احساس مسئوليت درش وجود داشته باشه كه اخر شب يه زن تنها تو خيابون رفت و امد براش خطرناكه اون هم در جامعه ي ما! اما مثلا اگر شوهرت ماشين نداشت و سختش بود بياد دنبالت خب چه اشكالي داره رعايتشو بكني و خودت بري
مثلا مي توني ظهر ها يا عصر ها خودت با تاكسي بري پيشش و بعد شب ازش بخواي كه برت گردونه البته قبلش باهاش هماهنگ كن
يعني هميشه سعي كن همه شرايط رو در نظر بگيري جوري كه به اون بنده خدا هم فشار نياد
و در ضمن ماشين يه وسيله ي شخصيه اين ماشين كه متعلق به همسرتون نيست و من در اين مورد فقط نظر شخصيمو ميگم كه رفت امد همسر در دوران عقد بر عهده شوهر نيست مگر مثلا اخر شب باشه و يا مورداي خاص
اگر زير يك سقف رفته بوديد و اين ماشين مال خودتون بود خب اون موقع اين توقع وجود داشت
و در اخر يك چيز رو در نظر داشته باشيد اينكه هيچوقت بي دعوت نريد اونجا و بزار اول شوهرت دعوتت كنه خود تو هم ميتوني گاهي ازش بخواي كه بياد پيشت و در اين مورد هم بايد اعتدال وجود داشته باشه نه اينكه اون هميشه بياد پيشت و نه اينكه تو هميشه بري پيشش يه جورايي نصف نصف








علاقه مندی ها (Bookmarks)