شوهرم هر روز یه حرفی میزنه. تا جمعه میگفت طلاق. بعد که بحث مهریه شد میگه بیا زندگی کنیم و یه فرصت دیگه به هم بدیم با اینکه میدونم چیزی درست نمیشه. ولی طلاها و سکه هارو بیار ببینیم چقد پول داریم میخواد بره زمین بخره و من به شدت جلوش وایستادم چون حس می کنم میخواد تنها چیزایی که داریم رو هم از من بگیره و بعد بگه نه تو درست بشو نیستی و تمام. من چی کار کنم؟ چجوری رفتار کنم و اصلا چجوری بهش اعتماد کنم؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)