یه روزی داشتم با دوستم که مشاور بود راجه به وظایف مردا در قبال خانوما تو زندگی متاهلی صحبت می کردم،یه حرفی زد که همیشه تو ذهنمه. گفت مرد اگه زنش رو بخواد برای آسایشش هر کاری میکنه.گفت شوهر خواهر من اوایل که ازدواج کرده بودن حقوقش بزور کفاف زندگیشونو میداد.گفت خواهر من تو اون دوران وقتی با شوهرش رفته بود بیرون از یه النگو خوشش میاد و به شوهرشم میگه که چقدر خوشش اومده. گفت بعد اون روز شوهرش تا یک ماه هر روز دیرتر میومده خونه و وقتی خواهرم ازش میپرسیده میگفته میفهمی.آخر سر ،سرماه اون النگو رو برای خواهرم میخره و خواهرم تازه فهیده بوده که بنده خدا بعد کار روزانش میرفته کاگری ساختمان تا بتونه پول جمع کنه.
دوست عزیز شوهر شما باید خودش فکر کار باشه و بخاطر اسایش زنش راضی به هر کاری باشه.دیگه کار آژانس که بد نیست.با نظر دوستمون واحد که گفتن ازدواج یعنی قبول تعهد موافقم ولی این تعهد رو دو نفر در قبال هم دارن. نمیشه که فقط یکی تلاش کنه.شما میگی چطوری شوهرمو راضی کنم؟من جای شما بودم میزاشتم کمی بهش فشار بیاد تا بفکر بیفته .تاوقتی شما قسط و خرجی میدی منم بودم فکر کار نمیشدم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)