سلام دوستان
babyعزیز راستش این رو می دونستم و امروز بیتشر مطمئن شدم.
شوهرم این نق زدن ها رو یه نکته مثبت می دونه.یعنی از چیرهای بد به راحتی نگذشتن.سر سخت بودن برای اصلاح اشتباهات.به قول خودش امر به معروف و نهی از منکر!!!
من نمی دونم این که آدم همش به زنش ایراد بگیره امر به معروف و نهی از منکره اسمش؟!!!!!
این اخلاق رو پدر شوهرم هم داره و انگار به یه شکل مسری به بچه هاش هم انتقال داده!
مثل اینکه نه گفتن در حالیکه واسه خیلی از مردم سخته ولی تو این جمع هر چی بیشتر از این کلمه استفاده بشه جزئ افتخارات به حساب میاد!!!
خودش هم اقرار کرد که ایراد گرفتن از دیگران باعث ناراحتی و اعصاب خوردی طرف مقابل می شه ولی انگار این خصلت توی خونشه!نمی تونه دل بکنه از این رفتار!
راستش یه مشکلات دیگه ای هم باهاش دارم!با یه مشاور صحبت کردم.یعنی قبلا با چند تا دیگه مشاور هم حرف زده بودم.این مشاور بیشتر در جریان زندگی منه!دو سه روز پیش که واقعا اعصابم داغون بود باهاش حرف زدم!چند بار دیگه هم بهم گفته بود این حرف رو ولی باز محکمتر گفت!گفت می دونم تو یه زن موفق می تونی باشی.استعداد بالایی داری و ..!به ادامه زندگی با همسرت دقیق تر فکر کن و اگه به نتیجه رسیدی درست تصمیم بگیر!دلیل قانع کننده واسه ادامه زندگی باهاش داری یا نه....!؟؟؟می گه همسرت به نوعی بدبینی داره.به این راحتی ها قرار نیست تغییر کنه.حتی ممکنه بدتر از قبل بشه.
این روزها استرسم واقعا بالاست!شبها اصلا انگار خواب نمی رم!توی خواب همش کابوس می بینم یا خوابهای بی معنی!
صبح خیلی زود هنوز شاید قبل از اذان بیدار می شم و دیگه خواب نمی رم!تو خواب می گم کاش زودتر صبح بشه!
در طول روز هم حوصله هیچ کاری رو ندارم!بعضی وقتها می شه دو یا سه روز اصلا از خونه بیرون نمی رم!حتی حوصله رفتن تا سر خیابون رو هم ندارم!خیلی خسته ام!همسرم هم نمی فهمه!ازش خواستم این دو روز تعطیلی بریم یه جایی تا هر دومون آروم بشیم!گفت نه من هنوز عزا دار خواهرم هستم!در حالیکه برادر هاش و مادر و پدر و دو تا از خواهر هاش همون اولی ها رفتن مسافرت تا به قول خودشون از عزا بیرون بیان!وقتی بهش می گم حالم خوب نیست و شبها خواب نمی رم می گه تقصیر من چیه ببین خودت لابد یه کاری می کنی که خوابت نمی بره!من که نمیام بالا سرت بشینم بیدارت کنم!!!!
خیلی می خوام خودم رو به یه کاری مشغول کنم ولی نمی شه!امیدم به این بود که قبول کنه برم درسم رو بخونم که وقتی گفت نه دیگه انگار همه چی تموم شد واسم!نمی دونم چیکار کنم!
واسم دعا کنین!بهم بگین چیکار کنم !








علاقه مندی ها (Bookmarks)