سلام تبریک بابت ازدواجتون. بنظر من خانومتون از چیزایی رنجیده خاطرن و چون نمتونن به زبون بیارن نمیخوان خونه مادریتون زیاد از خودش مایه بذار چون بعضی وقتا خود من هم وقتی از همسرم یا خانواده شوهرم رنجیده میشم دوس ندارم زیاد بمونم یا دست به سیاه وسفید بزنم چون دوس ندارم کسی برام تعیین تکلیف کنه که الان حتما باید بریم خونه مادر شوهر یا مثلا خواهرشوهرم بشینه و وظیفه من بدونن که کمک کنم فقط. اگه لطف مکرر تبدیل نشه به وظیفه مسلما ادم خودش درکش میرسه که باید کمک کنه هرچند مهمون هم باشه.ودرمورد کادو خریدن یا بیرون رفتن شاید وقتایی بردیشون بیرون که واقعا نیاز به این داشتن که بیشتر باهم تنها باشین یا کادویی خریدین که خودتون دوس داشتین نه ایشون.مثلا خانومتون یه تیکه طلا دوس داشته اما شما چند برابرشو دادی براش گوشی خریدی.بله این کارتون تشکر داره اما توخریدن هدیه باید سلیقه طرف هم مد نظر داشت. البته اینم بگم این بحثا تا یکسال اول ازدواج یکم عادی چون همیشه اختلاف نظر وجود داره.
وقتی خانومتون میگه بیمارستان خوصوصی دوس داره چه اشکالی داره میتونی باروی خوش بگی باشه عزیزم اگه وضعیت مالی خوب باشه چرا نمیفرستمت بابت گفتن این جمله هزینه ای برداشته نمیشه مطمین باشین خانومتون هم خیلی خوشحال میشه هم وقتی میبینه شما واسه راحتیش چیزی رو ازش منع نمیکنی به وقتش شرایط شمارو درد میکنه.خانومتون میخواد چون تو دوران نامزدیه بهش بیشتر بال وپر بدین. شماهم سعی کنین بخاطر بحثای چند سال دیگه اوقات فعلی تونو تلخ نکنین. اگه میگه نمیخوام خونه مادرتون بیام بگید باشه هروقت دوس داشتی میریم ولی بذارین چندساعتی که گذشت اونوقت با روی خوش ازش بپرسین الان حاضرین بریم.مسلما مخالفت نمیکنه با روی خوش باشه. درمورد کمک کردن تو کار منزل مادرتون هم میشه با خواهش ازش بخواین میشه کمکش کنه نه اینکه به منظوره وظیفه متوجش کنین.
برای کار خواستن از خانوما فقط باید باکلمات لطفا یا اگه میشه استفاده کنین بیشتر تاثیرشو میبینین. دوره اوایل ازدواج برای همه این اختلاف نظرات هست حتی تا همیشه.فقط مهارت بیان میخواد.
موفق باشین








علاقه مندی ها (Bookmarks)