سلام
از یک عالم دینی میپرسن ، تعریف حق الناس چیه؟ ایشون میگه… شما اتومبیل دارید؟ طرف میگه بله دارم… عالم میگه، شده تا به حال توی خیابون همینطور بی جهت ترمز بزنید؟ بعد طرف میگه ، اره گاهی پیش اومده.. بعد عالم میگه … تمام کسایی که پشت سر شما ترمز کردند ، شما مدیون اونها هستید و بابت لنت ترمز و استهلاکی که بخاطر ترمز شما ، اونها هم مجبور شدند جور بکشند ، شما مدیون هستید و حق الناس به گردن شما هست …
نمیدونی خوشحال باشی از اینکه دنیا چنین خدایی داره که یک شاهد و قاضی بی نهایت عادله و ذره ای اجازه نمیده به هیچ یک از بندگانش ظلم بشه و این چنین مو رو از ماست میکشه بیرون و هر بنده ای باید بابت ذره ذره حرکات و رفتار و گفتارش پاسخگو باشه و خیالت راحته از اینکه اگر در این دنیا در حقت ظلمی شد ، اگر کسی اجحافی در حقت کرد ولو ممکنه اون اجحاف ، حتی یک چیز ساده مثل یک پوزخند تمسخر امیز باشه … ولی اون دنیا اون کسی که بهت ظلم کرده پاش بدجور گیره… یا…
یا اینکه نمیدونی ناراحت باشی که تمام این سختگیری ها برای شخص خودت هم هست … که تو هم یکی هستی مثل بقیه … که باید اگر در زمان زنده بودنت حقوقی که تضییع کردی رو احیا نکردی و دل صاحبان اون حقوق رو به دست نیاوردی … اون دنیا پوستت رو میکنن…
مثلا این دنیا غیبت کسی رو کردی ، به کسی تهمت زدی ، کسی رو مسخره کردی ، به کسی نیش و کنایه زدی، مال کسی رو خوردی ولو یک ریال و… میتونی تا زنده ای ، تلفن رو برداری و از اونطرف رضایت بطلبی … میتونی حق رو به صاحب حق برگردونی… اما اگر فرصت حیاتت تموم بشه … اون دنیا ، توی قیامت اولا اینکه باید بین میلیاردها میلیارد انسانی که خدا خلق کرده بوده و اونجا همه محشور میشن ،مثلا چند صد سال و یا چند هزار سال ، بگردی تا اونطرف رو پیدا کنی و بعد وقتی پیدا کردی رضایتش رو جلب کنی که اینقدر اون دنیا همه گیر هستند و حتی انسانها از همسر و فرزندان خویش هم فراری هستند … بعد چطور میخوایم رضایت اون طرف رو که خودش اونطور گیر هست رو جلب کنیم؟….
زیر نقشه های کشورها یا استانها… یک عددی نوشته شده به اسم مقیاس… مثلا نوشته مقیاس یک به ده میلیون… یعنی هر نفطه ای که توی نقشه هست باید ضریب ده میلیون بخوره تا ابعاد واقعیش به دست بیاد… نسبت زندگی توی این دنیا با اون دنیا هم یک چیزی شاید شبیه همین باشه…توی این دنیا 60-70 سال نهایتا زندگی میکنیم بعد با همین مقدار ناچیز زندگی ، باید یک زندگی بی نهایتی رو برای اون طرفمون بسازیم... توی این دنیا یک کار خیر یا شر به ظاهر کوچیک انجام میدی ، ولی ابعاد واقعیش وقتی میری اون دنیا مشخص میشه … یک محبت کوچک به والدینت انجام میدی … چقدر نیکی و پاداش برای اخرتت درج میشه و یک ترمز بیخودی توی خیابون میزنی بعد اونطرف میبینی چند صد سال گیر هستی تا این گناهت رو رفع و رجوع کنی….
بعد وقتی ادم میشینه به این چیزها فکر میکنه .. به این چیزهایی که اصل داستان هستند اما در هیاهوی روزمرگی ما فراموش شدند… وقتی خوب که فکر میکنی میبینی این افرادی که مسئولیتی قبول میکنن ، چقدر افراد خیلی خیلی خیلی شجاعی هستند… چقدر افراد شجاعی هستند که وقتی میخوان منصبی بگیرن ، اینقدر مشتاقانه پیش قدم میشند و حتی چقدر تبلیغ و پوستر از خودشون به در و دیوار میچسبونن.. در صورتیکه وقتی به اونطرف داستان و اون دنیای دیگه فکر میکنی باید طوری باشه که التماس کسی رو بکنی که طرف بیاد مسئولیتی رو بگیره… اخه وقتی برای یک ترمز بیجهت اونطور بازخواستت کنن .. بعد چه دلی میخواد که یک مسئولیتی داشته باشی که صدها و هزاران و میلیون ها نفر متاثر از تصمیمات و اقدامات تحت لوای اون مسئولیت هستند…
خدا کنه که خدا ما رو به فضل خودش محاکمه کنه نه به عدل خودش، که هیچ کدوم از ما تحمل محاکمه عادلانه اش رو نداریم…
.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)