ببينيد اقا علي عزيز
به نظر مياد خانوم شما اونطور كه بايد نسبت به مسئوليت هاي خودشون در زندگي مشترك اگاه نيستن و هنوز جايگاهشون رو تو اين زندگي به عنوان يه زن نشناختند و اين كوتاه اومدن هاي بي مورد شما هم اشتباهه
شما موقعي كه به خواستگاري ايشون رفتيد يه ميلياردر نبوديد كه بعدا ورشكسته بشيد از اولش هم شرايط شما همين بود همسر شما هم تمام اين موارد رو ديده و با اگاهي به تمام اين موضوعات همسر شما شدن
ايا شما موقعي كه رفتيد خواستگاريشون قول يه خونه ي مستقل رو به ايشون داده بوديد يا ايشون نمي دونستن قراره پيش خانواده ي شما زندگي كنن ؟ اگر اينطور باشه كه خب خانومتون در مورد خونه حق دارن در غير اينصورت ديگه جاي اعتراضي براي خونه نمي مونه
دوست عزيز ملاحظه خوبه اما تا يه حدي
ايشون هم شاغل كه نيستند كه وقت ازاد كمتر داشته باشن
به نظر من بشينيد و باهاشون صحبت كنيد و بهشون ياداوري كنيد همونطور كه شما در قبال ابشون يكسري وظايفي داريد ايشون هم مسئول يكسري كار ها هستن
به نظر مياد خانومتون هنوز به اون پختگي لازم نرسيدن با اين شرايط مي خوان بچه دار بشن و فكر مي كنم اين موضوع ناشي از اين هست كه هيچوقت يه مسئوليت جدي رو دوششون نبوده شايد بهتر باشه گاهي يكسري كار هاي مهم رو به ايشون واگذار كنيد
اگر ايشون رو دوستش داريد و براي همين مي خوايد جدا بشيد بدونيد بعد از طلاق هم سرنوشت خوبي نخواهند داشت و چه بسا دشوار تر از شرايط فعلي باشه پس سعي كنيد كمكش كنيد تا تغيير كنن
ضمنا به نظرم خدا خيلي دوستتون داشته كه بهتون بچه نداده شما ميگيد شديدا در تنگناي مالي قرار داريد و خانومتون هم با وضع جسمي كه فعلا دارن مسلما تو بارداري دچار مشكل ميشدن پس بهتره اين قضيه رو به فال نيك بگيريد
در اخر هم مطمئن باشيد خانومتون دوستتون داشته كه قبل از شما نرفته دادخواست طلاق بده
مي تونست به خاطر بچه از شما جدا بشه اما خودتون گفتيد كه حتي وقتي اين پيشنهاد رو مطرح كرديد ايشون راضي نبودن








علاقه مندی ها (Bookmarks)