سارا جان،
می خوام برات یه چیزی بنویسم، مرددم.
شما چند وقت پیش هم همین تاپیک را با اسم دیگه ای داشتید. الان چند ماهه که خودت را سرگرم یک خواستگار خیالی کردی. اونم خواستگاری که ظاهرا شرایطش با شما جور نیست.
ایشون از یه نفر پرسیده این خانم ایا مجرده؟ این شد دلیل که شما چند ماه فکر و ذکرت را مشغول کنی؟
خواستگار شش ماه می آد و می ره، آخر ازدواج به دلایلی صورت نمی گیره. یکی از یه نفر سوال کرده شما خودت را مشغولش کردی؟
شاید از بس بهش توجه کردی، از یکی پرسیده این خانم مگه مجرده که اینقدر حواسش به منه !!
اگر اومد جلو و اگر واقعا خواستگار بود که باید راهی که "شمیم بهار" جان گفت انجام بدی.
ولی از اون مهم تر این هست که شما با 31 سال سن، وقت خودت را برای این بازیها و خیالهای دخترهای نوجوان تلف نکنی. پسر 52-24 ساله تکلیفش با شام شبش هم روشن نیست، چه برسه به خواستگاری و ازدواج (آقایون مجرد تالار این خط را بی خیال بشید لطفا)
مخفی کردن سنت از دیگران هم باعث می شه موقعیت های مناسبت را از دست بدی. فرض که دیگران فکر کنند شما 20 سالته، آخرش که موقع عقد و ازدواج باید سنت روشن بشه. از خودت و واقعیت های زندگیت فرار نکن. اعتماد به نفس داشته باش. فکر اون آقا را هم از سرت بیرون کن.
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
علاقه مندی ها (Bookmarks)