به نظرم درست نیست که به خاطر مشکلاتتون ازدواج کنید ، من علاوه بر نگرانی از وضعیت روحیه شما نگران اینده اون پسر هم هستم . مطمئنا شما رو دوست داره ولی این شیوه ازدواج کردن برای من جالب نیست.
شما در نظر بگیرید اگه اون پسر رو دوست نداشته باشید ممکنه بعد از ازدواج حالات روحیه شما بدتر بشه .و البته زندگی به کام اون پسر تلخ بشه .
قشنگ سبک سنگین کنین ببینین حستون نسبت به پسر چطوریه ، ایا میتونین زن خوبی براش باشین ؟ میتونین به اندازه لیاقت و عشقش شما هم دوستش بدارین و بهش محبت کنین ؟
اما اگه بعد از ازدواج از زندگیتون راضی باشید ، من دیدم کسانی رو که ازدواج حالات روحیه اونها رو بهبود داده
در مورد افسردگیتون هم باید به روانپزشک مراجعه کنید ، حالات روحی بد مسلسل وار ادم رو تنزل میده ، یعنی مثلا اگه تو یه مورد مشکل داشته باشی احساس میکنی در هزار مورد دیگه هم پس مشکل داری ! در حالی که اینطوری نیست ...یه روان شناس پیشنهاد خوبی داده بود یه کش بدستتون ببندین هر وقت از چیزی ناراحت بودین و موارد ناراحتی دیگه هم داشت به سراغتون میومد کش رو محکم بکشید و بزارید بخوره به پوستتون ودرد بگیره دستتون .
شما مطمئنا این همه مشکل ندارید خودتون هم میدونید که چه توانایی هایی دارید ولی دوست ندارید توانایی هاتونو ببینید .
دوست من بلند شید و بجنگید
میدان میدان مبارزه هست ، دوست من وقتی یکی قصد جونتون رو کرده و با شمشیر بهتون حمله کرده شما با استخون روی زمین هم که شده از خودتون دفاع میکنید ، الان هم همین حالته ، همچون کسانی که هیچ چیزی برای از دست دادن ندارن از هر چه دارید استفاده کنید و بلند شید و اوضاعتون رو بهبود بدید . البته قرار نیست همه مشکلاتتون یه شبه حل بشه ، تلاش کنید و کمی هم به زمان مهلت بدید که گاهی حلال مشکلات زمانه![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)