سلام سحرناز جان!
نمیدونی چقدر ناراحت میشم می بینم اینقدر داری اذیت میشی کنار این آدم.
خیلی سخته ، خیلی . حالتو میفهمم. چیزی به ذهنم نمیرسه که بتونم کمکت کنم
به نظر منم پیشنهاد ماهک بد نیست. امتحانش کن. بهش بگو با طلاق موافقی ولی
نیاز به زمان داری تا بتونی با جدایی کنار بیای.
بهش بگو من زندگیم و ، تو رو دوست داشتم. برای آینده مون نقشه داشتم.
فکر میکردم قراره کنار هم پیر بشیم.
حالا تو میگی جداشیم یعنی همه ی فکرهایی که برای زندگیمون داشتم هیچ بود. یعنی این سه سالی که با هم زندگی کردیم حروم شد. بگو من نیاز دارم که تصویر جدیدی از آینده م و بدون حضور تو برای خودم ترسیم کنم. به این زودی ها هم نمیتونم. باید بهم زمان بدی
این کمترین حقیه که تو زندگی با تو دارم. اگه منم میخواستم جدا بشم و تو ازم زمان میخواستی باید این زمان و بهت میدادم. چون همه ی آدما نسبت به کسی که به خودشون علاقه مند و وابسته ش میکنن مسئولند.
هر جوری شده حرفاتو بهش بزن ، اگه هم رو در رو نشد براش بنویس.
یه جوری سعی کن دچار عذاب وجدانش کنی نسبت به جدایی و کاری که میخواد باهات بکنه.
در مورد خونواده ش سعی کن هیچوقت ناراحتیتو از اونها با شوهرت مطرح نکنی چون بدش میاد. خودت و ازش دورتر میکنی.
اونطوری که تو تعریف کردی و سرت شلوغ بوده باید قبول کنی که نتونستی زیاد کنارش باشی. به خودت وابسته ش کنی. آدم ها فقط با کنار هم بودن و وقت گذاشتن برای
همدیگه به هم نزدیکتر میشن. اگه از شوهرت زمان بگیری برای جدایی میتونی از اون برای
نزدیکتر شدن بهش استفاده کنی. الان که کار نمیکنی و درست هم داره تموم میشه
اگه بتونی فعلا کنار خودت نگهش داری خیلی فرصت خوبیه برای اینکه خودت و یه جور دیگه
بهش نشون بدی. با وقت گذاشتن براش ، محبت کردن بهش. عزیزم من نمیگم که حرف خونواده ی شوهرت درسته اما تو که خودت میگی نمیتونی با طلاق کنار بیای. چاره ای نداری
جز اینکه تلاش کنی برای نگه داشتنش. اون جدایی و میخواد ولی تو نه. اون برای جدایی تلاش میکنه تو هم مجبوری برای نگه داشتنش تلاش کنی.
بازم میگم خیلی سخته ولی سعی کن براش بهترین بشی. حرفای تلخشو ، بی توجهی هاشو ، رفتارهای بد و آزار دهنده ش و ندیده بگیر و فقط روی خوب بودن و خوب برخورد کردن خودت تمرکز کن. اگه روحیه تو حفظ کنی و بتونی رفتارت و باهاش خوب کنی مطمئن باش
میتونی برش گردونی. اون یه زمانی دوست داشته و تورو برای زندگی انتخاب کرده. میتونه دوباره هم دوست داشته باشه ، به شرطی که تو تحت تاثیر رفتارهاش قرار نگیری و باهاش
مهربون و خوش برخورد باشی. به خودت خیلی برسی و برای ارتباط جنسی تحریکش کنی.
تو الآن روحیه ت به خاطر رفتارهای شوهرت خرابه ، به همین خاطرم نمیتونی خوب باشی و
درست رفتار کنی. به قول خودت فقط دوست داری بخوابی که نبینی چی داره سر زندگیت میاد.
خب معلومه که اینجوری همه چی بدتر میشه. به خدا میفهمم چقدر از نظر روحی این روزا بهت سخت میگذره ولی نذار روحیه ت زندگیت و خراب کنه. پاشو وایسا همه ی تلاشت و بکن که به زندگیت برش گردونی. بهت قول میدم اگه خودت و بسازی میتونی. خودت و دست کم نگیر. اگه بخوای میتونی کاری کنی خیلی بیشتر از قبل عاشقت بشه. روی خودت کار کن عزیزم . خیلی برات دعا میکنم . خیلی








علاقه مندی ها (Bookmarks)