به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

Threaded View

  1. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 آذر 93 [ 19:00]
    تاریخ عضویت
    1393-6-06
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    447
    سطح
    8
    Points: 447, Level: 8
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    30

    تشکرشده 18 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    کیت کت جان، درست منظورت رو متوجه نشدم که میگی "گوش نمیدی". در مورد درمان افسردگی گفتی؟ من سالها تحت درمان بودم، با روانشناس و با دارو. ولی یا نتیجه ای نداشته، یا حالم رو بدتر کرده، یا موقتا بهتر شدم.
    نه من تصمیمی نگرفتم. میدونی چرا؟ چون با وجود همه بدیهایی که دارم، خیلی هم حریص هستم و همه ش به این فکر میکنم که شاید مورد مناسبتری پیش بیاد! و به این فکر میکنم که اگه تو این ازدواج شکست بخورم دوباره باید برگردم به این خونه و شرایطم از اینی که الان هست خیلی خیلی بدتر خواهد بود.
    و صد البته از ازدواج میترسم. ولی با شرایط پیش اومده فکر میکنم که بهترین و احتمالا تنها گزینه م ازدواجه (به غیر از مرگ).
    چی کار کنم؟ :(

    آقای علی، خیلی ممنونم از نظرتون.
    من خودم کاملا متوجه هستم که نباید به خاطر مشکلات ازدواج کرد. واسه همین هم تاپیک باز کردم. یعنی فکر کردم شاید تو شرایط من یه استثنا پذیرفتنی باشه.
    مشکلم اینه که راه حل دیگه ای به ذهنم نمیرسه. میدونم، میفهمم که کمال خودخواهیه. ولی این کار رو نکنم چه کار کنم؟
    :(
    در مورد این که میگین میتونم زن خوبی براش باشم یا نه، راستش فکر میکنم خیلی فرقی نداره با کی ازدواج کنم. در هر صورت همسر خوبی نخواهم بود.
    ببخشید، متوجه قضیه اون کش نشدم.
    اگه منظورتون اینه که ایراداتی که از خودم گفتم فقط تصور منه و واقعیت نداره، باید بگم که اصلا این طور نیست. برای هر کدومشون دلیل و مثال دارم.
    تازه خیلی از ایرادهام رو هم نگفتم. مثلا این که توی خونه ما همیشه پر از تنش بوده. متاسفانه من خیلی از اخلاقای بد افراد خونواده م رو تقلید کردم و انگار بلد نیستم رفتار درست چیه. مثلا حرفام رو همیشه با حالت کنایه میگم. خیلی هم بدبینم.
    من با چی باید بجنگم؟ با کی باید بجنگم؟ اصلن فلسفه این جنگیدن چیه؟
    ویرایش توسط shekasteh : پنجشنبه 13 آذر 93 در ساعت 14:37

  2. کاربر روبرو از پست مفید shekasteh تشکرکرده است .

    ali -guilan (جمعه 14 آذر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. فحاشی، حمله و بی احترامیهای همسرم!
    توسط fgh در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 25
    آخرين نوشته: شنبه 17 مهر 95, 15:04
  2. افسردگی، عدم اعتماد به نفس،مشکل در هدف گذاری، ترس و افکار منفی
    توسط tanhaeii در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: یکشنبه 22 آذر 94, 20:47
  3. برطرف کردن افکار منفی، با تمرین های کاربردی آقای sci
    توسط میشل در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 24 آبان 92, 10:22
  4. پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: جمعه 13 مرداد 91, 19:56
  5. مشکل من با همسرم ( افسردگی، بی توجهی، جنسی ) بعد از رفتن به مشاور
    توسط نیلا در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 85
    آخرين نوشته: دوشنبه 05 اردیبهشت 90, 13:15

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:11 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.